از نظر اقتصادکشاورزی،
کارآفرینی استراتژیک فرآیند تولید محصولات جدید و با ارزش با اختصاص کمترین هزینه و با درنظر گرفتن ریسک برای رسیدن به رضایت فردی و مالی و نهایتا جامعه می باشد. بطوریکه هم مصرف کننده و هم تولید کننده در حداکثر مطلوبیت و رفاه و حداکثر سود قرار گیرند. از نظر
استراتژیک کارآفرین کشاورز،دارای قدرت و درک بالایی هستند. کارافرین بامدیریت
استراتژیک خود، خلق ارزش اقتصادی(ثروت) می نماید و بطور مضاعف موجب توزیع ثروت در اجتماع می شوند. درهمه مواردمی توان گفت کارآفرینی: پیشگام است، سازوکارهای اقتصادی را برای تبدیل منابع و موقعیت ها به وضعیت عملی ، سازماندهی مجدد می کند، و نهایتا کاروی ممکن است با مخاطره و شکست همراه باشد. پیچیدگی های کسب و کارهای امروزی در کنار تحولات بازارها، ضرورت ارائه ی راهکارهای مناسب با یاری جستن از مدیریت
استراتژیک جهت تحقق اهداف را می طلبد. انتقال منحنی امکانات تولید به سمت بیرون و فاصله گرفتن آن از مرکز محور مختصات، نتیجه مدیریت
استراتژیک می باشد. در همین راستا در دو حوزه ی مدیریت
استراتژیک و کارآفرینی، حرکت های درخور توجهی از سوی پژوهشگران و صاحبان کسب و کار به منظور ترکیب جنبه های مشخص صورت گرفته است که مطالعات این پژوهش توجیه بعضی از این موارد می باشد.