این مقاله می کوشد جایگاه
اخلاق و نظریه های اخلاقی را در حوزه کشاورزی تشریح نماید. در تعریف
اخلاق کشاورزی می توان گفت که آن عبارت است از ارزش ها و مسائل اخلاقی مربوط به تولید غذا و کارهای مربوط به کشت و زرع یا زراعت. البته همچنین
اخلاق کشاورزی یک رشته
میان رشته ای است که پیوندی عمیق با بسیاری از رشته ها از قبیل
اخلاق فلسفه، بیوتکنولوژی، علوم کشاورزی، جامعه شناسی و غیره دارد. کشاورزی حوزه ای از فعالیت عملی انسان است که در آن طبیعت، تکنولوژی، انسان در تعامل در مستقیم با هم هستند و این تعامل در نهایت بایسته های اخلاقی نیز می طلبد. یکی از مفاهیم اصلی در
اخلاق کشاورزی بحث استفاده از بیوتکنولوژی و نقش آن در سلامت غذاست. بیوتکنولوژی به طور کلی یک تکنولوژی مجزا و واحدی نیست بلکه اصطلاح عامی است که به طیف وسیعی از تکنولوژی های صنعتی، پزشکی و کشاورزی اطلاق می شود و محدود به اصلاح یا دستکاری ژنتیکی نیست. اعتماد اخلاقی به محصولات کشاورزی یکی دیگر از مفاهیم در
اخلاق کشاورزی است که استفاده از بیوتکنولوژی آن را مطرح می کند. به هر روی در
اخلاق کشاورزی سوالات اخلاقی زیادی درباره محصولات کشاورزی، استفاده از سموم، استفاده مناسب از زمین، شخصیت کشاورز،
محیط زیست مطرح می شوند که می توان با کمک نظریه های اخلاقی مختلفی مثل نظریه سودانگاری، نظریه تکلیف گرایی کانتی، نظریه فضیلت و غیره توصیف و تبیین نمود. بنابراین اصلی ترین هدف کشاورزی که تهیه غذا برای بشر است خودش از زوایای گوناگون اخلاقی مورد بررسی قرار می گیرد.