نحوه استقرار واحدها و عناصر معماری-شهری و شبکه ارتباطات در کنار یکدیگر موجب تکوین ترکیبی متشکل از فضاهای خالی و پر موسوم به
بافت کالبدی شهری میشود.با توجه به اینکه در دورههای قبل از اسلام جایگیری فضاهای مختلف شهر نسبت به همدیگر،وجود خیابانکشیهایمنظم و ساخت معابد بزرگی که هرکدام اجزای بسیاری را با دقتی بخصوص در موقعیت ویژه خویش در خود جایدادهاند،نمیتواند بطور تصادفیبوجود آمده باشد.ساختن هگمتانه در زمان مادها،تخت جمشید و پاسارگاد در زمان هخامنشیان و تکامل شهرسازی باستان تا زمان باستان با ویژگیهای منحصربهفردی وارد دورههای اسلامیشده،همه نشان از طراحیها و برنامهریزیهای منظم،سنجیده و از پیش تعیینشدهای دارد.در دوره پس از ورود اسلام نیز ویژگیهای
شهرسازی سنتی ایرانی با خصوصیت مذهبی و اسلامی درآمیخته و تکامل یافت؛تا آنجا که علاوه بر وجودارتباطهای منطقی و دقیق بین فضاها و عناصر
شهری مطابق با شرایط اقلیمی-جغرافیایی،اقتصادی،نظامی،دفاعی،سیاسی و مذهبی،مفهوم منطقه
شهری نیز در قالب روابط برابر و سالم بین شهر و روستا تحقق پیدا کرد. در این مقاله سعی شده تا با شناخت ارزش میراثهای
معماری و شهرسازی گذشته و یافتن خصوصیاتی که هنوزم در برابری با اصول برنامهریزی
شهری جدید میتواند کاربرد صحیح و امروزی داشته باشد،پرداخته شود