امروزه یکی از ارکان اساسی برنامه ریزی شهری، توجه به مشارکت آگاهانه و فعالانه شهروندان در تمامی ابعاد توسعه است. بنابراین، تغییر درجهت استفاده از رویکردهای مشارکتی و جلب رضایت شهروندان ضرورتی انکارناپذیر برای
مدیریت شهری است. نظام
مدیریت شهری زمانی میتواند کارآمد باشد که شهروندان مشارکت آگاهانه و فعالانه ای در تمامی ابعاد توسعه شهری داشته باشند. زیرا این امر موجب می شود مشارکت شهروندان در کارهای شهری از پایداری، استمرار و مسیولیت پذیری بیشتری برخوردار شود و زمینه انجام هر چه بهتر مدیریت امور شهری وکاهش معضلات آن ایجاد گردد و به
مدیریت شهری در دستیابی به شهری پایدار و مطلوب یاری گردد . از آنجایکه جایگاه
مشارکت شهروندی و
حقوق شهروندان در نظام
مدیریت شهری کشور، از چارچوبی قانونمند و سازمان یافته و به تبعیت آن از رویکرد مشخصی پیروی نمی کند،ضرورت بازشناسی و بازتعریف این مهم و مجموعه قوانین حاکم بر روابط بین آنان)مشارکت شهروندی،
مدیریت شهری و حقوق شهروندی( ضروری به نظر می رسد. از این رو پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی و مطالعات کتابخانه ای به تحلیل و بررسی مفاهیم و دیدگاههای - حاکم برمشارکت شهروندی و ضرورت توجه به آن در مدیریت بهینه شهری و احیاء حقوق و قوانین شهروندی می پردازد؛ چرا که، مطالعه و بررسی نظری و ماهیتی این موضوع، به ارتقای دایره شناختی و ادراکی در مبانی نظری مطالعات حوزه
برنامه ریزی مشارکتی و مدیریت شهریکمک خواهدکرد