اثربخشی آموزش تنظیم هیجان در بهبود راهبردهای تنظیم شناختی هیجان مادران کودکان عقب مانده ذهنی abstract
هدف: هدف از پژوهش حاضر اثربخشی آموزش
تنظیم هیجان در بهبود راهبردهای تنظیم شناختیهیجان
مادران کودکان عقب مانده ذهنی بود.روش: روش پژوهش به کار رفته در این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمونبا گروه گواه بود. حجم نمونه شامل 30 نفر از مادران دارای فرزند
عقب مانده ذهنی بودندکه داوطلبانه ازبین 75 نفر به عنوان جامعه مورد مطالعه انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش (15 نفر) و گروهکنترل (15 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش طی 7 جلسه 90 دقیقه ای مورد
تنظیم هیجان قرارگرفت. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه راهبردهای شناختی
تنظیم هیجان گرانفسکی و همکارانCERQ؛ (2001) بود. داده ها با استفاده از روش آمار توصیفی و استنباطی (تحلیل کوواریانس تک متغیره و تحلیل کوواریانس چند متغیره) با نرم افزار SPSS-20 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته ها: یافته ها نشان داد آموزش
تنظیم هیجان بر بهبود راهبردهای تنظیم شناختی هیجان (کل) وتمام مولفه های تنظیم شناختی هیجان مادران دارای فرزند
عقب مانده ذهنی تاثیر معناداری دارد.نتیجه گیری: با توجه به این که
مادران کودکان عقب مانده ذهنی بیشتر در معرض هیجانات منفی قراردارند، بنابراین، در موقعیت های زندگی احتمالا بدون برنامه و به صورت تنظیم شناختی هیجان منفیعمل می کنند. بنابراین، آموزش
تنظیم هیجان به این افراد می تواند میزان کنترل و کارآمدی آنها را درچنین موقعیت هایی بالا ببرد.