برای بیش از یک دهه، برنامه هستهای جمهوری اسلامی ایران تیتر اول اخبار جهانی بوده است. در یکسو،جمهوری اسلامی ایران، دستیابی به انرژی صلح آمیز هسته ای را حق مسلم خود میداند و برای تحقق آن تلاشکرده و از سویی دیگر، مخالفان، برنامه هسته ای را پوششی برای دستیابی ایران به سلاح هسته ای دانسته و آنرا تهدیدی امنیتی علیه صلح و ثبات منطقه ای و جهانی تحلیل می کنند. در حالی که، ایران همواره اعلام کردهبرنامه هسته ای آن صلح آمیز بوده و هیچ خطری را متوجه کشورهای خلیج فارس و خاورمیانه و یا جهان نخواهدکرد، بر عکس، منابع غربی و به ویژه امریکایی ها با جدیت به دنبال القای غیرصلح آمیز بودن برنامه هسته ای ایران بوده اند. کشورهای منطقه، هریک به دنبال منافع خود در این رهگذر بوده اند به شکلی که کشور ترکیهنقش خود را بیشتر برای افزایش نفوذ و کسب رهبری سیاسی در جهان اسلام می خواهد و سعی دارد تا ازپتانسیل های داخلی جهان عرب در راستای بهره برداری از قدرت نرم خود از یکسو و در جهت تقویت روابطاقتصادی با کشورهای عربی و کسب منافع در منطقه از سوی دیگر بهره ببرد. کشور عربستان نیز به عنوان یکبازیگر محافظه کار سنتی منطقه در پی حفظ امنیت پادشاهی حاکم است، از این رو مواضع عربستان نسبت بهموضوع مهم هسته ای ایران، اغلب تحت تاثیر سیاست های امریکا و غرب قرار داشته است. اسراییل بیشتر بهعنوان یک کشور توسعه طلب که در پی حفظ غصبیات خود بوده، بیشترین کارشکنی ها را در روند مذاکراتداشت، بدین جهت که نگران قدرتیابی جبهه مقاومت به رهبری ایران و تهدید بقاء خود است. این اقدامات درحالی است که برخلاف تصور این کشورها، توافق هسته ای ایران می تواند فرصت بزرگی برای افزایشهمکاری های منطقه ای باشد. به شکلی که، نقطه عطفی در ایجاد موازنه قدرت جدید در منطقه خاورمیانهمحسوب می شود.