همسازی
سازه و
معماری از آغازین مراحل تمدن بشری، همواره سازی هماهنگ بوده و ضرب آهنگی هم نوا وآشنا داشته است. همنشینی فرم ،عملکرد ، محتوا وسازه بر اساس شواهد بسیار، در
معماری گذشته ایران، بخصوص در دوره های سلجوقی و تیموری و در اروپا، در دوره گوتیک و همچنین در اکثر
معماری های بومی جهان وجود داشته است.
معماری ما در گذشته از چنان قدرتی برخوردار بوده که هر عنصر و هر جزء در وحدتی بی نظیر، نقش هایی متعدد داشته: هم عنصری فایده مند وهم زیبا؛ هم شکلی آشنا و هم عنصری
سازه ای بوده است. بطور ویژه، پس از انقلاب صنعتی دو مقوله
سازه و
معماری از هم فاصله گرفتند و دچار واگرایی شدندوآنچه آسیب دید کل
معماری بود. تلاشهایی بسیار در مغرب زمین در ایجاد همگرایی و آشتی میان این دو خویشاوند دیروز و بیگانه امروز، انجام شد و نتیجه آن،بازگشت کل گرایی به
معماری بود و پیروزمندانه،
معماری زیبایی خلق گردید.اما متفاوت ازجهان معاصرغرب ورخدادهای آن، در
معماری امروز جامعه ما آنچه میگذرد حکایتی دیگر است.پیشرفتهای سریع علم و تکنولوژی و اختلاف ورود این تکنولوژی ها در جوامع کمتر توسعه یافته ،باعث گردید که بدون دانش فنی و عدم اطلاع از اصول طراحی ، ساخت
معماری برای افراد غیر متخصص نشدنی باشد و از دیگر سوی، معماربایستی به مهندسی و زیبایی شناسی آگاه باشد. اما تحت تاثیر سنتهای قدیمی از جمله سنت بوزار وتقلیدازآن، همانند یک هنرمند صرف آموزش می بینند و آنچه در آموزش
معماری ما میگذرد نیز بیشتر تاکید بر آموزش هنری است که بطور خاص به جدایی بین
سازه و
معماری دامن میزند. بازگشت به همگرایی بین عوامل تاثیر گذار در خلق معماری،باعث ایجاد هویتی جدید برای
معماری معاصر ایران خواهد شدکه در این میان، مدارس
معماری با تبیین نقش
سازه درفرایندطراحی نقشی مهم خواهند داشت. در تحقیق پیش رو،سعی شده،باجمع آوری اطلاعات کتابخانه ای وروش تحقیق ترکیبی به متغیرهای کمی وکیفی از راه بررسی نمونه ها، مقایسه و تطبیق آنها پرداخته شود.