بیشتر مطالبی که نطام های آموزشی می آموزند ، برنامه ریزی شده و آشکار ند اما مطالبی نیز وجود دارند که آشکار و صریح نبوده و پنهان و غیر برنامه ریزی شده هستند . شواهد این دوگانگی را می توان در
برنامه درسی پنهان یافت که جعبه سیاه آموزشی نامیده می شود . هدف پژوهش حاضر بررسی ماهیت جنبه های مختلف
برنامه درسی پنهان و شناسایی عواملی است که از طریق برنامه ی درسی پنهان به دانش آموزان منتقل می شود .
برنامه درسی پنهان را باید یکی از سرمایه های مفهومی رشته
برنامه درسی به شمار آورد. طرح این مفهوم سبب شده است تا نگاه سطحی نگرانه نسبت به پدیده
برنامه درسی کاهش یافته و به صورت اجرایی در برنامه های آموزشی
مدارس مد نظر قرار گیرد . این مفهوم نخستین بار در سال 1968 توسط فیلیپ جکسون مورد استفاده قرار گرفت. اما در طی چند دهه گذشته بسیار مورد توجه نظریه پردازان حوزه
برنامه درسی قرار گرفته است و هر یک از زاویه خاصی آن را مورد بررسی قرار داده اند. این مقاله به روش مروری – کتابخانه ای انجام گرفته است . در این پژوهش سعی شده است تا با بررسی پیشیه پژوهشی مربوطه و دیدگاه های مختلف صحبت شود تا حتی المقدور شناخت و درک آن را برای بسیاری از افراد تسهیل نماید.