درماندگی آموخته شده درمفهوم کلی به معنای درک
کنترل ناپذیری رویدادهاست. طبق نظریه ی درماندگی اموخته شده سلیگمن، زمانی که فرد درموقعیت ناکامی های متعدد اجتماعی، فرهنگی وآموزشی قرار گیرد، احساس ناتوانی در کنترل بر شرایط محیط را تجربه می کند و بی تاثیر بودن فعالیت و پاسخ خودرا احساس است. هدف این مقاله معرفی پدیده ی درماندگی آموخته شده، ابعاد آن، نظریه های مرتبط با آن، عوامل موثر بر آن، تاثیرات ناشی از آن و مرور مطالعات و پژوهش قبلی برای کاهش این پدیده می باشد. این مقاله به صورت مروری با روش کتابخانه ای انجام شد. دو نوع درماندگی عمومی و شخصی در نظر گرفته شده است که از پیش آیندهای این پدیده می توان به نوع افکار ونگرش ها، حوادث کنترل ناپذیر، تسلط برتکالیف، سبک شناختی، تمایزیافتگی میزان خبرگی،
سبک های اسنادی وویژگی های کمال گرایانه اشاره کرد. نکاتی که درزمینه آموزشی باید به آن ها توجه نمود. عبارتاند از: انگیزش دانش آموزان پاداش گروهی به جای پاداش فردی، مشارکت و تکالیف با دشواری متوسط از جمله اقداماتی که درپژوهش های قبلی برای کاهش این پدیده انجام شدهاست می توان به طرحوارده درمانی، تلفیقی روانی آموزشی، شناخت درمانی، اموزش مبتنی بر نظریه فعالیت، بازآموزی اسنادی و بازسازی شناخته اشاره کرد.