بیش از چهل سال از انقلاب اسلامی می گذرد و نسل تجربه دیده عصر انقلاب الآن نه تنها از دوران میان سالی بلکه وارد کهن سالی شده است. حال باید دید که از دیدگاه قرآن و
نهج البلاغه در این دوراهی تجربه و جوانی کدام یک، ملاک انتخاب صحیح مدیر در حکومت اسلامی می باشد. در این مقاله با استفاده از روش توصیفی تحلیلی بررسی مواردی از نمونه های
جوان گرایی در شرع مقدس اسلام انجام گرفته است. یافته های تحقیق نشان می دهد در قرآن و
نهج البلاغه قوه جوانی به تجربه ترجیح دارد؛ لکن همه آن ها توان مقابله با عبارات صریح
نهج البلاغه بر ترجیح تجربه را ندارند. فلذا درنهایت با جمع بین ادله، مدیریتی را کارگشا در عرصه پیشبرد اهداف انقلاب و تعالی جامعه معرفی می کنیم که مدیر آن فردی باتجربه از رده سنی میان سال جامعه باشد نه کهن سال (جوان گرایی نسبی) و از ویژگی های جوانان در عرصه مدیریت خود استفاده کند.