نقاب فروتنی، چهره تکبر
فروتنی اصیل؛ نبرد ریشه ها با نقاب ها:
فروتنی واقعی یک حالت درونی و روان شناختی است، نه یک مجموعه رفتارهای نمایشی بیرونی.
فروتنی واقعی یعنی ایگوی کوچکی که نقد و انتقادات را می پذیرد و زود بهش بر نمی خورد.
فروتنی نمایشی در مقابل فروتنی اصیل.
لازمه فروتنی واقعی اینکه شما در ظاهر در مقابل دیگران گردن شکسته و گردن کج نباشید و رفتار نکنید.
منظورم اینه که فروتنی نمایشی همان گردن کج کردن و سرپایین انداختن اجباری در مقابل دیگران است. این رفتار اغلب ریشه در ترس (از قضاوت، طرد شدن، یا از دست دادن موقعیت)، عادت اجتماعی یا حتی تلاش برای دستیابی به اهداف پنهان دارد. (خود نوعی تکبر است)
این همان جایی است که عقده شکل می گیرد. انرژی و خشم فروخورده ای که منتظر فرصتی برای فوران است.
فروتنی اصیل اماناشی از خودآگاهی و ایگوی سالم است. فردی که ارزش ذاتی خود و دیگران را می شناسد، نیازی ندارد دائما خود را کوچک یا بزرگ نشان دهد. او به راحتی می پذیرد که کامل نیست، اشتباه می کند و می تواند از انتقاد بیاموزد.
چون عزت نفسش وابسته به تایید لحظه به لحظه دیگران نیست.
اما مکانیسم شکل گیری عقده و واکنش انفجاری چگونه است..
اگر اینگونه باشید (فروتنی نمایشی) در شما عقده شکل می گیرد.
فرد که در مقابل دیگران و مردم همیشه گردن کج و سرپایینی و فروتن بوده، وقتی در مواجه به افراد دیگر رفتاری را میبینه (انجام ندادن دستورش، دیر جواب دادن و...)
و یا حالا که به قدرت و منصبی رسیده کسی بهش انتقاد میکنه او این انتقاد ا رو فورا شخصی سازی میکنه و ناراحت میشه و رفتار انفجاری نشون میده.
عکس برای عقده و انفجار خشم فروخورده (نمایش انتزاعی خشم فروخورده، ظرف شیشه ای در آستانه ی ترکیدن از درون)


توصیح بیشتر؛
فرد برای سال ها رفتار فروتنانه ظاهری و افراطی از خود نشان می دهد (مثلا در فرهنگ های بسیار سلسله مراتبی، در برابر مافوق، در محیط های سنتی).
۲این رفتار، خشم و احساس حقارت واقعی را در درون او انباشته می کند. او خود را لایق احترام نمی داند، اما انتظار دارد دیگران به این نمایش فروتنی، احترام بگذارند.
زمانی که به قدرت می رسد (پدر می شود یا مقام، ثروت، موقعیت اجتماعی)، آن خشم انباشته به دو شکل بروز می کند:
الف، انتظار احترام مطلق؛ او که سال ها تحقیر ظاهری را تحمل کرده، حالا می خواهد دیگران همان رفتار را در قبال او انجام دهند. بنابراین کوچک ترین بی احترامی (حتی اگر واقعی نباشد، مثل دیر جواب دادن) را حمله ای شخصی به تمامیت وجودی خود تفسیر می کند.
ب واکنش افراطی: از آنجا که مهارت مدیریت خشم و حل تعارض را به شکل سالم نیاموخته، تنها پاسخ آموخته شده اش یا سکوت و تحمل است یا انفجار و تخلیه. بنابراین رفتارش شدید و نامتناسب می شود.
فروتنی واقعی نه از کوچک کردن خود، که از بزرگ دیدن چیزی فراتر از خود حاصل می شود. وقتی فرد به دنبال حقیقت، خدمت یا هدفی بزرگ تر از خود باشد، نقد دیگران را نه حمله به شخصیت خود، بلکه اطلاعاتی برای بهتر خدمت کردن می بیند.
راه تشخیص فروتنی واقعی چیست اما؟
پذیرش راحت اشتباه، بله، من در این مورد اشتباه کردم.
کنجکاوی به جای دفاع: وقتی از او انتقاد می شود، می پرسد: جالب است، بیشتر بگو تا بفهمم.
قدردانی از منتقد، ممنون که دیدگاهت را گفتی، به من کمک کرد زاویه جدیدی را ببینم.
ثبات رفتاری، با افراد در سطوح مختلف اجتماعی، یکسان و محترمانه برخورد می کند (نه چاپلوس و نه متکبر).
ولا تصعر خدک للناس ولا تمش فی الارض مرحا ۖ ان الله لا یحب کل مختال فخور
آیه 18 سوره لقمان
آیه دو رفتار متکبرانه را نهی می کند:
لا تصعر خدک للناس: روی ترش کردن، با بی اعتنایی و تکبر از مردم روی گرداندن. این رفتار متکبرانه آشکار است.
لا تمش فی الارض مرحا؛ با غرور و خودبینی و شادمانی ناشی از تکبر راه رفتن. این هم نشانه ای از تکبر در نیت و رفتار است.
ممکن است به نظر برسد آیه بر ظاهر رفتار تاکید دارد و بینش قبلی ظاهر رفتار را کم اهمیت می دانست. اما اینطور نیست:
آیه در مقام نهی از یک رذیلت اخلاقی (تکبر) است و طبیعی است که تظاهر آن را هم محکوم کند.
بینش روانکاوانه اول در مقام هشدار درباره یک آفت پنهان بود، اینکه مراقب باشیم برای اجتناب از ظاهر متکبرانه، به دام رذیلت دیگری (نفاق و ریای در فروتنی) نیفتیم.
یعنی این بینش روان شناختی، پرده از یک ریشه ی خطرناک و پنهان برمی داره...
همان تکبری که ممکن است به شکل معکوس و در قالب فروتنی نمایشی و خودکوچک بینی ریاکارانه ظاهر شود. این رفتار، اگر ناشی از ترس، عادت یا جلب منفعت باشد، در حقیقت تکبری است که نقاب زده است. فرد در درون، خود را لایق رفتار بهتر می داند، اما برای رسیدن به هدف، این نقش را بازی می کند.
در حقیقت، اسلام رفتار متواضعانه حقیقی را می ستاید (اخلاص)، اما از ریا و تظاهر بیزار است.
تظاهر به فروتنی برای فخر فروشی خودش نوعی تکبر پنهان که این آیه ان را محکوم می کند.
امام رضا علیه السلام می فرمایند: التواضع ان تعطی الناس ما تحب ان تعطاه (فروتنی آن است که با مردم چنان کنی که دوست داری با تو چنان کنند).[الکافی : 2/124/13.]. این یک اصل اخلاقی و رفتاری مبتنی بر احترام متقابل است، نه خواری و ذلت.
هیچگاه دیده نشده که حضرت در مقابل دیگران با گردن کج و خمیده راه برود (ارزش ذاتی خودش را در مقابل مردم زیر پا گذاشته باشد.)
پیامبر اکرم، با وجود مقام والا، با مردم به مهربانی و سادگی رفتار می کردند، اما هرگز شخصیت و کرامت ذاتی خویش را زیر پا نمی گذاشتند. این توازن، همان فروتنی اصیل است.
رفتار ناپسند (سوی اول) حالت درونی ناپسند رفتار به ظاهر متضاد (سوی دوم) نتیجه:
تکبر آشکار (روی گرداندن، راه رفتن مغرور) که مذموم در آیه است.
تکبر و خودبرتربینی فروتنی نمایشی و ریاکارانه - مذموم در بینش روانکاوانه قبلی نتیجه: عقده، ریا و واکنش های انفجاری
راه میانه و مطلوب چاره کار است.
عکس برای توازن و راه میانه (درخت تنومند با ریشه های عمیق و شاخه های بخشنده، نماد کرامت و خدمت)


حالت درونی: خودآگاهی، عزت نفس سالم، شناخت نقاط ضعف و قوت بدون خودبرتربینی یا خودتحقیری.
رفتار بیرونی: برخورد محترمانه، متوازن و صادقانه با همه، اعم از قدرتمند و ضعیف. پذیرش انتقاد بدون احساس خردشدگی، و ابراز وجود بدون تحقیر دیگران.
نه تنها تضادی وجود ندارد، بلکه بینش روان شناختی، لایه پنهان و خطرناک همان تکبری را نشان می دهد که آیه به ظاهر آن اشاره کرده است. آیه می گوید: متکبر نباش و آن بینش هشدار می دهد: مراقب باش حتی برای نشان ندادن تکبر، خودت را به ذلت نیندازی، چون این هم ریشه در تکبر دارد.
آیه، ظاهر متکبرانه (صعر الخد) را محکوم می کند.
بینش روان شناختی، باطن متکبرانه ای (عجب پنهان) را که ممکن است پشت ظاهر فروتنانه (خم کردن گردن) پنهان شده باشد، افشا می کند.
این باطن، همان عجب یا خودبرتربینی پنهان است که برای فریب جامعه یا حتی فریب خود، نقاب فروتنی به چهره زده است.
هدف نهایی هر دو، ریشه کن کردن تکبر در تمام اشکال آشکار و پنهان آن، و رسیدن به اصالت در رفتار و تعادل در شخصیت است، همان گونه که در سیره ی پیامبر (ص) و امام علی (ع) تجسم یافته است.
آنان هرگز کرامت ذاتی خود را زیر پا نمی گذاشتند، اما با مردم با نهایت مهربانی و احترام رفتار می کردند. فروتنی آنان ناشی از بزرگی روح و خدمت به هدفی والاتر بود، نه ناشی از ترس یا حقارت.
نبرد واقعی، نبرد بر سر ظاهر رفتارها نیست، نبرد بر سر ریشه های درونی آنهاست (اخلاص واقعی)
تصویری نمادین از دو چهرگی انسان، نقاب آرام و ریشه های خشمگین
