راهکارهای خروج از ناترازی انرژی
مقدمه
اگر بنا داشته باشیم علم اقتصاد را در یک جمله تعریف کنیم، چنین خواهیم گفت: «علم تخصیص منابع محدود به نیازهای نامحدود». با این تعریف به نظر می رسد که ناترازی انرژی هم باید ریشه در تخصیص نادرست منابع داشته باشد. کشور ایران مانند هر کشور دیگری، دارای منابع محدود انرژی و نیازهای نامحدود از سوی جامعه است. این شکاف میان منابع و نیازها، بحرانی در سراسر ایران ایجاد کرده است.
شاید همینک سوالاتی در ذهن آحاد جامعه از قبیل "آیا امکان افزایش تولید انرژی در کشور وجود دارد؟"، "باید از تقاضای انرژی کاست؟" و یا اینکه "آیا این بحران راهکاری دارد؟" نقش بسته باشد.
در ادامه به ارائه راهکارهایی برای غلبه بر این بحران از سه طرف بازار انرژی خواهیم پرداخت: 1. راهکارهای طرف عرضه 2. راهکارهای طرف تقاضا 3. راهکارهای انتقال و توزیع.
برای اینکه دلیل ارائه راهکارها بدین ترتیب ملموس تر شود معرفی دو عنوان "زنجیره واقعی انرژی" و "زنجیره ارزش انرژی" لازم به نظر می سد. زنجیره واقعی انرژی به مجموعه ای از فعالیت ها و فرایندهایی اشاره دارد که طی آن انرژی از منابع اولیه به مصرف کنندگان نهایی می رسد و به ترتیب شامل مراحل تولید، انتقال، توزیع و مصرف است. زنجیره ارزش انرژی به مجموعه فعالیت ها و مراحلی گفته می شود که از استخراج تا مصرف نهایی را در برمی گیرد و شامل فعالیت هایی است که در هر مرحله، ارزش افزوده ایجاد می کند و به ترتیب ارزش، می توان آنها را این گونه دانست: عرضه، مصرف، انتقال و توزیع.
بنابراین، با توجه به تعاریف بالا، نمی توان از اهمیت طرف عرضه در ناترازی انرژی کشور چشم پوشی کرد، به ویژه با در نظر گرفتن این نکته که این بخش در ابتدای هر دو زنجیره انرژی ذکر شده قرار دارد و سرمایه گذاری ناکافی در زیرساخت ها باعث شده توان پاسخگویی به تقاضای روزافزون جامعه وجود نداشته باشد.
همچنین به نظر می رسد که تقاضا، به دلایلی مانند تاثیرگذاری بر بخش های عرضه و انتقال و توزیع، رشد فزاینده مصرف، ظرفیت بالای موجود و نیاز کمتر به سرمایه گذاری باید پس از بخش عرضه در جایگاه دوم اهمیت در بازار انرژی قرار گیرد.
1- راهکارهای سمت عرضه انرژی
از راهکارهای سمت عرضه انرژی می توان به افزایش ظرفیت تولید انرژی، کاهش اتلاف در تولید و استخراج و توسعه انرژی های تجدیدپذیر در کشور اشاره کرد.
1-1- افزایش ظرفیت تولید انرژی
1-1-1- خودتامینی انرژی صنایع
خودتامینی انرژی در صنایع به معنای تولید و تامین انرژی مورد نیاز یک صنعت از منابع داخلی آن صنعت است، به جای آنکه به منابع خارجی وابسته باشد. چند سالی است که کمبود برق در تابستان و کمبود گاز در زمستان به دغدغه مردم و مسئولان کشور تبدیل شده است؛ چراکه خاموشی های گسترده بیشترین زیان را به صنایع بزرگ انرژی بر تحمیل کرده است که منجر به افزایش قیمت محصولات آنان و درنهایت افزایش قیمت کالاهای تولید شده توسط صنایع پایین دستی وابسته شده است. این تلاطمات اقتصادی ناشی از کمبود انرژی در کشور، لزوم دخالت دولت های مختلف و ارائه راهکار توسط آنها را فراهم کرده است. یکی از این راهکارها که توسط وزارت نیروی دولت سیزدهم ارائه شد، مسئله خودتامین کردن برق صنایع انرژی بر بود. در همین راستا محمدرضا زمردی، بنیان گذار مجموعه فابا انرژی و از فعالان صنعت برق و انرژی کشور در گفت وگو با دنیای اقتصاد خودتامین شدن صنایع بزرگ را یک امتیاز بزرگ برای آنها می داند و می گوید: «اینکه صنایعی مانند فولاد، سیمان یا پتروشیمی به عنوان صنایع انرژی بر قادر به تکمیل زنجیره تامین خود در حوزه برق باشند، قطعا راه گشای رشد صنایع و تولید خواهد بود.» علاوه بر احداث نیروگاه خودتامین، می توان خرید سهام یا عقد قرارداد دوجانبه با نیروگاه های موجود را نیز زمینه ساز تامین پایدار برق برای آنها قلمداد کرد؛ اما مسئله حائز اهمیت برای فعالیت نیروگاه ها درحال حاضر تامین گاز آنهاست که عملا تامین برق را نیز تحت الشعاع قرار داده است. وی پیشنهاد می کند که بهتر است صنایع به سمت خودتامین کردن گاز خود نیز حرکت کنند. وی در خصوص مزایای خودتامینی انرژی صنایع بزرگ می گوید: «کاهش فشار مصرف این صنایع در شبکه، علاوه بر اینکه امکان بهره مندی گسترده تر مصرف کنندگان خرد را از شبکه و امکانات دولتی فراهم می کند، عملا عمده نگرانی ها در خصوص ناترازی تولید و مصرف برق و گاز و عدم امکان تامین این دو کالای استراتژیک در زمان پیک مصرف را در صنایع کوچک و مشترکان مسکونی و تجاری از بین می برد.» وی در ادامه، افزایش راندمان و مصرف بهینه انرژی در صنایع بزرگ را از دیگر مزایای طرح خودتامینی عنوان می کند؛ چراکه تامین برق و گاز توسط صنایع پرمصرف عملا به منزله واقعی شدن قیمت انرژی برای آنهاست و در این صورت صنایع بزرگ به دنبال راه حلی برای افزایش راندمان خود خواهند گشت. بنیان گذار فابا انرژی، توسعه زیرساخت اقتصادی و صنعتی کشور بدون اتکا به سرمایه های دولتی را یکی دیگر از مزیت های کلیدی این اقدام می داند و خاطرنشان می کند: «از این طریق امکان سرمایه گذاری توسط بخش خصوصی، فعال و مولد کشور فراهم شده و قطعا ورود آنها به این حوزه، زمینه را برای جذب سرمایه های خارجی و فاینانس فراهم می کند.» به بیان وی عایدی دیگری که خودتامین شدن صنایع بزرگ برای آنها و کشور دارد این است که وقتی انرژی صنایع بزرگ زیرساختی بدون قطعی و به طور پایدار تامین شود، قطعا فضا برای توسعه آنها فراهم خواهد بود و این امر خود منجر به توسعه صنایع پایین دستی و درنهایت توسعه اقتصادی و اشتغال زایی خواهد شد. وی افزود خودتامین شدن صنایع بزرگ، علاوه بر افزایش بهره وری، مصرف بهینه و کاهش هزینه های تولید، زمینه را برای توسعه روزافزون بخش خصوصی فراهم می کند.
در حوزه گاز طبیعی نیز با اینکه کشور دارای ذخایر قابل توجه میادین گازی است؛ اما این میادین به دلیل کمبود منابع مالی و نرخ پایین بازگشت سرمایه در اولویت توسعه توسط مجموعه وزارت نفت قرار نمی گیرد. لذا پیشنهاد می شود که توسعه میادین بالادستی گاز، به وسیله سرمایه گذاری مصرف کنندگان صنایع عمده تحقق یابد تا گاز این صنایع با محدودیت تامین گاز در فصول سرد سال مواجه نشود.
همان طور که پیش تر اشاره شد این راهکار درحال حاضر در بخش برق در دست اجراست؛ اما متاسفانه به دلیل کسری بیش از حد برق، صنایع با برق خودتامین نیز مشمول مدیریت مصرف شده اند که این امر منجر به کاهش اعتماد بخش خصوصی به دولت می شود که ضروری است دولت با ارائه تضمین کافی در این مورد به صنایع خودتامین نسبت به نگرانی آنان در تامین برق و گاز اعتماد کافی را جهت سرمایه گذاری ایجاد کند.
1-1-2- توسعه میادین گازی مبتنی بر صادرات
امروزه در کشور با توجه به قیمت یارانه ای گاز، نرخ بازگشت سرمایه گذاری در میادین گازی به ویژه میادین فاقد میعانات گازی بسیار پایین بوده و لذا فاقد توجیه اقتصادی قوی جهت سرمایه گذاری بخش خصوصی و خارجی هستند. بنابراین یکی از راهکارهای اصلی برای اقتصادی کردن توسعه میادین گازی، صادرات بخشی از گاز تولیدی میدان به کشورهای منطقه است که امکان بازگشت سرمایه گذاری از محل عایدی میدان را فراهم می کند. این امر همچنین، جایگاه ایران به عنوان مرکز مبادلات (هاب) انرژی منطقه را تقویت می کند.
1-1-3- تسهیل ورود شرکت های دانش بنیان به حوزه انرژی
در شرایط فعلی کشور که هر مگاوات برق تولیدی، ارزشی دو چندان پیدا کرده است، ارتقای علمی نیروگاه های حرارتی کشور از اهمیت به سزایی برخوردار است. تسهیل ورود شرکت های دانش بنیان به حوزه تولید انرژی و بازسازی و تعمیرات نیروگاه های کشور در محقق شدن تولید بیشتر انرژی، قطعا نقش بسیار مهمی خواهد داشت.
به عنوان نمونه، یکی از مشکلات عدیده نیروگاه شازند، سوراخ شدن مکرر هیترها (به خصوص هیترهای فشار قوی) است که در بسیاری از موارد منجر به محدودیت تولید واحدهای آن (در برخی موارد تا 40 مگاوات) و کاهش عمر المان های حرارتی بویلر به دلیل افزایش سوخت مصرفی برای جبران افت دمای آب تغذیه ورودی به بویلر و افزایش مقدار اسپری در سوپرهیترها می شود. از طرفی با خروج هیترها، راندمان توربوسیکل ها و در پی آن راندمان واحد کاهش می یابد که با تعویض و بهسازی این هیترها با انواع مرغوب تر، از این موارد می توان پیشگیری کرد. ورود شرکت های دانش بنیان به این حوزه و تولید این هیترها هم نقش به سزایی در خودکفایی و خنثی سازی تحریم ها دارد و هم از خروج ارز از کشور جلوگیری می کند و منجر به افزایش توان تولیدی نیروگاه ها می شود. به گزارش اتحادیه صادرکنندگان فرآورده های نفت، گاز و پتروشیمی ایران برای ساخت داخل کردن هیترهای فشار قوی با کمک صنایع مستقر در استان مرکزی تاکنون گام های خوبی برداشته شده است و تلاش برای رفع مشکلات هیترها ادامه دارد.
1-2- کاهش اتلاف در تولید و استخراج
بخش عمده ای از انرژی الکتریکی کشور توسط نیروگاه های حرارتی تولید می شود که همه آنها با سوخت فسیلی کار می کنند. بازده پایین این نیروگاه در تبدیل انرژی فسیلی به انرژی الکتریکی سبب اتلاف مقادیر زیادی گاز طبیعی، گازوئیل و نفت کوره در سال می شود. بنابراین افزایش بهره وری این نیروگاه ها می تواند تاثیر به سزایی بر کاهش ناترازی بین عرضه و تقاضا باشد.
مالک شریعتی، عضو کمیسیون انرژی مجلس در همایش بهره وری انرژی گفت: «امروزه 60 درصد اتلاف در نیروگاه های کشور داریم.»
این اظهارنظر نشان از عمق فاجعه هدررفت انرژی در بخش تولید و استخراج دارد.
راه حل هایی که برای افزایش راندمان نیروگاه ها پیشنهاد می شود شامل موارد زیر است:
1- سردکردن و خنک کردن توربین نیروگاه های گازی
2- از رده خارج کردن نیروگاه های قدیمی که با این کار متوسط عمر نیروگاه های گازی افزایش می یابد و نشان دهنده راندمان بالاتر این نیروگاه ها خواهد بود.
3- شناسایی نیروگاه های فرسوده و تعمیرات اساسی آنها یا از رده خارج کردن آنها
4- احداث نیروگاه های گازی جدید برای بالا رفتن متوسط عمر نیروگاه ها
1-3- توسعه انرژی های تجدیدپذیر
چند سالی است که توسعه انرژی های تجدیدپذیر تحت عنوان گذار انرژی در ادبیات اقتصاد انرژی جهان مطرح شده است و در ایران نیز با توجه به شرایط امروز کشور و لزوم رفع ناترازی انرژی، این فرایند را در کشور نه یک انتخاب بلکه به یک ضرورت تبدیل کرده است. این حرکت به دلایل مختلفی از جمله کاهش وابستگی به سوخت های فسیلی، مقابله با تغییرات اقلیمی، ایجاد اشتغال، توسعه پایدار، کاهش آلودگی هوا، تنوع بخشی به منابع انرژی کشور و افزایش امنیت انرژی به یک ضرورت تبدیل شده است.
منبع: شرکت مادر تخصصی توانیر، 56 سال صنعت برق ایران در آیینه آمار (1346-1401)
از نمودار بالا می توان نتیجه گرفت که حرکت به سمت انرژی های تجدیدپذیر اهمیتی مضاعف دارد؛ چراکه با توجه به نقش بسیار زیاد گاز طبیعی در تولید برق کشور، افزایش تولید برق توسط انرژی های تجدیدپذیر و تنوع بخشی به سبد تولید برق نه تنها منجر به رفع ناترازی های موجود در بخش برق می شود، بلکه به طور غیرمستقیم بر ناترازی بخش گاز نیز موثر خواهد بود.

منبع: گزارش های شناسایی و ارزیابی انرژی های تجدیدپذیر و ارزیابی تلفیقی، ساتبا، 1398-1400.
مجموع پتانسیل توان انرژی های تجدیدپذیر شامل انرژی «خورشیدی»، «بادی»، «برق آبی کوچک»، «زیست توده» و «زمین گرمایی» در کشور معادل 124 هزار مگاوات برآورد می شود و این درحالی است که در لحظه پیک سال 1403 میزان ناترازی در بخش برق تنها 17500 مگاوات بوده و این مسئله حاکی از آن است که توسعه انرژی های تجدیدپذیر می تواند به شدت بر رفع ناترازی های موجود در کشور موثر باشد. از این رو انرژی خورشیدی با 71 و بادی با 49 هزار مگاوات، بیش از 97 درصد از کل پتانسیل موجود کشور در تولید برق تجدیدپذیر را به خود اختصاص می دهند (نمودار بالا). بنابراین تمرکز بر توسعه نیروگاه های انرژی خورشیدی و بادی دارای اولویت بالاتری است.
با این وجود در سال 2022، سهم سوخت های فسیلی در تولید برق ایران حدود 94 درصد بود که در این میان 79 درصد از گاز، 15 درصد از سایر سوخت های فسیلی و 0.2 درصد از زغال سنگ تولید شده است. سهم برق آبی در سبد تولید برق ایران 4.5 درصد و سهم برق هسته ای یک درصد بوده است. در همین سال سهم انرژی حاصل از باد و خورشید در تولید برق مورد نیاز کشور تنها 0.5 بوده است (نمودار پایین).

منبع: 4.0 International Energy Agency. License CC BY
بررسی قوانین موجود در حوزه انرژی های تجدیدپذیر نشان می دهد که کشور در حوزه قانون گذاری با سه رویکرد خرید تضمینی، ارائه تسهیلات و هدف گذاری، سعی داشته به توسعه آنها در کشور کمک کند؛ اما تمامی این موارد نتوانسته وضعیت انرژی های تجدیدپذیر در کشور را بهبود بخشد و شرایط فعلی، اختلاف زیادی با اهداف کمی و برنامه های کشور دارد. از جمله مشکلات موجود در توسعه انرژی های تجدیدپذیر در کشور، کمبود منابع مالی و عدم امکان رقابت این نیروگاه ها با سایر نیروگاه ها با توجه به نرخ پایین سوخت در نیروگاه های حرارتی است. همچنین نیروگاه های تجدیدپذیر نسبت به نیروگاه های حرارتی به سرمایه گذاری بیشتری نیاز دارند و تامین سرمایه اولیه آن با توجه به جذابیت پایین سرمایه گذاری با مشکل روبه رو بوده است. با توجه به شرایط کشور و مشکلاتی که بر سر مسیر حرکت به سمت انرژی های تجدیدپذیر قرار گرفته است، به نظر می رسد لزوم دخالت دولت و ایجاد شرایطی مناسب جهت رسیدن به منبعی پایدار برای تولید انرژی، اجتناب ناپذیر باشد. می توان راهکارهای زیر را جهت رسیدن به این مهم بیان کرد:
1. افزایش منابع مالی پایدار جهت تضمین در خرید برق تجدیدپذیر و ایجاد انگیزه
2. پیش فروش گواهی ظرفیت تجدیدپذیر در بورس انرژی
3. اصلاح تعرفه سوخت نیروگاه های حرارتی
2- راهکارهای سمت تقاضای انرژی
بهبود وضعیت ناترازی های انرژی در داخل کشور مسئله ای نیست که تنها از جانب سمت عرضه مورد بحث قرار گیرد؛ چراکه به طور کلی هر بازاری دارای دو سمت عرضه و تقاضا است و برای تعادل آن بازار هماهنگی میان هر دو بخش مورد نیاز است، بدین جهت ارائه راهکار برای حل ناترازی انرژی بدون در نظر گرفتن سمت تقاضا، شاید عملی بیهوده باشد. از راهکارهای طرف تقاضای انرژی می توان به اصلاح الگوی مصرف، واقعی سازی قیمت انرژی و ارتقای بهره وری انرژی در تجهیزات و ساختمان ها اشاره کرد که جلوتر آنها را بررسی خواهیم کرد.
2-1- واقعی سازی قیمت انرژی
شاید بهتر باشد قبل از آنکه به واقعی سازی قیمت انرژی در داخل کشور بپردازیم به معنا، مفهوم و اهداف پرداخت یارانه به حامل های انرژی بپردازیم که اولین بار با چه هدفی اجرایی شد.
به طور کلی یارانه به آن بخش از کمک های بلاعوض که دولت به تولیدکننده و مصرف کننده به شکل نقد یا هر شکل دیگر پرداخت می کند، گفته می شود. بر اساس تعریف سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD)، هر معیاری که قیمت مصرف کننده را کمتر از قیمت بازاری و قیمت تولیدکننده را بالاتر از قیمت های بازار تعیین کند و نیز هزینه های تولید و مصرف را کاهش دهد، یارانه نام دارد. در ادبیات کشور ما علاوه بر یارانه، مفهوم دیگری نیز وجود دارد که به آن هدفمندی یارانه گفته می شود. هدفمندی به عنوان جهت دادن حمایت ها و یارانه ها تنها به سمت گروه هدف در جهت حداکثر کردن منافع حاصل از دخالت دولت و حداقل ساختن هزینه های آن و همچنین به عنوان راهکار عملی در جهت شناسایی و دستیابی به افراد نیازمند به دریافت یارانه تعریف می شود. درواقع، هدفمندسازی یارانه، تلاشی است در جهت کسب اطمینان از اینکه نیازمندترین افراد در اولویت دریافت یارانه قرار گرفته اند. حال سوالی که مطرح می شود این است که آیا طرح هدفمندسازی یارانه ها به اهداف مدنظر خود رسیده است؟
پاسخ این سوال را با توجه به نتایج یارانه پرداختی به یکی از حامل های انرژی (بنزین) مورد بررسی قرار خواهیم داد.

منبع: ممی پور، صیادی و عزیزخانی، تحلیل نظری سیاست گذاری بنزین در ایران: چالش ها و راهکارها 1401.
پاسخ سوالی که پیش تر مطرح شد در نمودار فوق نهفته است. همان طور که مشخص است فقیرترین دهک های جامعه که در دهک های اول تا سوم قرار دارند، کمترین میزان بهره مندی از یارانه های انرژی را دارند و این درحالی است که دهک های ثروتمندتر جامعه که داخل دهک های هفتم تا دهم قرار دارند، %59 یارانه بنزین را به خود اختصاص می دهند و این آمار نشان دهنده وضعیت وحشتناک نابرابری داخل جامعه است که سیاست پرداخت یارانه به حامل های انرژی نه تنها آن را بهبود نبخشیده، بلکه به گسترش آن دامن زده است. این امر، لزوم بیش از پیش اجرای طرح واقعی سازی حامل های انرژی را توجیه می کند. حال سوال این است که واقعی سازی حامل های انرژی چیست؟ واقعی سازی قیمت انرژی به معنای نزدیک کردن قیمت انرژی به هزینه های واقعی تولید، توزیع و عرضه آن است. این امر، همراه با کاهش یا حذف یارانه های انرژی و اعمال قیمت های بازار آزاد خواهد بود. در ایران، این موضوع به خصوص در مورد قیمت برق و سوخت مورد توجه قرار گرفته است، زیرا قیمت های فعلی به طور قابل توجهی کمتر از هزینه های تولید هستند و این امر منجر به مصرف بیش از حد و هدررفت انرژی می شود. از دلایل و اهداف واقعی سازی قیمت حامل های انرژی، می توان به کاهش مصرف بی رویه، کاهش یارانه های پنهان، افزایش بهره وری، جذب سرمایه گذاری و کاهش ناترازی اشاره کرد؛ اما این مهم بر سر راه خود چالش هایی از جمله افزایش تورم، آسیب پذیری اقشار کم درآمد و مقاومت گروه های ذینفع و برخی از توده های کم درآمد را دارد.
اما شکست سیاست پرداخت یارانه و ناترازی فعلی موجود در کشور، ضرورت انجام چنین جراحی اقتصادی را دو چندان کرده است؛ اما این معضل نه به صورت یک باره، بلکه به صورت تدریجی و با برنامه ریزی و سیاست گذاری متناسب باید برطرف شود. از جمله راهکارهای موثر در این زمینه می توان به موارد زیر اشاره کرد:
2-1-1- افزایش تدریجی قیمت ها
به جای افزایش ناگهانی قیمت ها، می توان از یک برنامه تدریجی برای افزایش قیمت ها استفاده کرد تا اثرات تورمی آن کاهش یابد.
این سیاست پیش تر تحت عنوان قانون هدفمندسازی یارانه ها در سال 1388 به تصویب رسید و در سال 1390 در چارچوب این قانون، قیمت جاری گاز طبیعی در دو دامنه هفت ماهه اول سال و پنج ماهه دوم سال در تمامی بخش های مصرفی افزایش یافت؛ اما با گذشت بیش از 10 سال از اجرای آن به دلیل وجود تورم و کاهش ارزش ریال، قیمت تمام شده تولید افزایش یافته؛ اما تعرفه فروش متناسب با آن افزایش نیافته است. تمام این موارد باعث شده تا به واسطه عدم توانایی دولت در کنترل تورم و همچنین عدم امکان رشد تعرفه انرژی متناسب با آن، مبلغ یارانه تخصیص یافته افزایش و سرمایه در دسترس دولت جهت توسعه و اجرای طرح های تولیدی کاهش یابد. به نظر می رسد دولت باید در گام نخست، تورم را کنترل و ثبات اقتصای ایجاد کند و سپس با اصلاح تعرفه گاز طبیعی، ساختار فعلی را تنظیم کند.
2-1-2- اصلاح تعرفه های مصرفی پلکانی برای برق و گاز
قیمت گذاری پلکانی باعث می شود تا مشترکان به کنترل مصرف انرژی خود تمایل پیدا کنند، زیرا درصورتی که مصرف انرژی خود را کنترل نکنند، هزینه آنها به صورت تصاعدی بالا می رود و هرچه مصرف انرژی کمتری داشته باشند، هزینه ها به صورت تصاعدی کمتر خواهد شد.
این سیاست خوشبختانه در حوزه انرژی گاز طبیعی در داخل کشور و در بخش خانگی اعمال شده است و جزئیات آن در داخل نمودار زیر قابل مشاهده است.

منبع: علی صابری و حبیب الله ظفریان، مرکز پژوهش های مجلس، ناترازی گاز یبیعی در کشور (2): چارچوب راهکارهای پیشنهادی، 1402.
در بخش برق نیز به گفته وزارت نیرو در سال 1404، تعرفه گذاری پلکانی اجرا خواهد شد که بر اساس آن مشترکان خانگی پرمصرف تا 40 برابر بیشتر از کم مصرف ها هزینه پرداخت خواهند کرد.
2-1-3- حمایت از اقشار آسیب پذیر
می توان از طریق طرح های حمایتی مانند پرداخت یارانه نقدی یا افزایش پوشش بیمه از اقشار کم درآمد در برابر افزایش قیمت ها حمایت کرد. یکی از راهکارهای عملی که در این حوزه پیشنهاد می شود این است که یارانه موجود در زنجیره گاز حذف شده و منابع حاصل از آن مستقیما و به صورت هدفمند، توسط دولت به مصرف کننده نهایی (بخش خانگی، صنعت) تخصیص یابد. با این شیوه هیچ گونه افزایش قیمتی متوجه مصرف کننده نهایی نخواهد بود و صرفا یارانه از طول زنجیره به انتهای زنجیره تخصیص و به مصرف کننده نهایی منتقل می شود.2-2- فرهنگ سازی
با توجه به واقعی نبودن تعرفه گاز و برق و سهم پایین این دو حامل انرژی حیاتی از کل سبد هزینه های یک خانوار شهری، حساسیت جامعه نسبت به مدیریت مصرف این دو انرژی بسیار پایین است. استفاده از رسانه ها و شبکه های اجتماعی ابزار مناسبی جهت آگاهی عمومی در خصوص اصلاح الگوی مصرف و چگونگی جلوگیری از هدررفت انرژی است. همچنین استفاده از ظرفیت مدارس و دانش آموزان در خصوص روش های بهینه سازی و درج این موضوعات در دروس آموزشی، حیاتی است. از طرف دیگر، سازمان های متولی بهینه سازی مصرف انرژی کشور (مانند شرکت بهینه سازی مصرف سوخت کشور و سازمان انرژی های تجدیدپذیر و بهره وری انرژی برق) با مشارکت فعال، نزدیک و پویا با فعالان حوزه های صنعتی و آموزشی، فرهنگی و سیاسی کشور، حساسیت لازم را نسبت به بهینه سازی و چالش های پیش رو در صورت عدم مدیریت مصرف این دو حامل ارزشمند انرژی ایجاد کنند.2-3- ارتقای بهره وری انرژی در تجهیزات و ساختمان ها
"در کشور ما 20 میلیون بخاری گازی وجود دارد و اگر این تعداد جمع شود، 300 میلیون متر مکعب در مصرف گاز صرفه جویی خواهد شد." این جمله را خداداد غریب پور، مدیر عامل صندوق بازنشستگی کارکنان بانک های کشور در سومین رویداد جامع مدنی و صنایع معدنی بیان کرد. جالب است بدانید این رقم صرفه جویی با جمع آوری بخاری های گازی درحالی بیان می شود که طبق "سند تراز تولید و مصرف گاز طبیعی در کشور تا افق 1420" میزان اختلاف عرضه و تقاضای گاز طبیعی در سال 1404، 375 میلیون متر مکعب برآورد می شود. این موضوع در حوزه برق نیز مطرح می شود. به گزارش برق نیوز، محمود کمانی، معاون وقت وزیر نیرو در نشست هم اندیشی ارتقای بهره وری با جهش تولید موتورهای فوق کم مصرف کولرهای آبی که با حضور خیاطیان، رییس صندوق نوآوری و شکوفایی، مدیر تخصصی ارزیابی سازمان ملی استاندارد ایران و جمعی از تولیدکنندگان الکتروموتور و کولر برگزار شد، خاطرنشان کرد: «اگر موتورهای حدود 20 میلیون کولر آبی موجود در کشور پربازده شود، حدود 5000 مگاوات در محل مصرف و 10 هزار مگاوات در محل تولید صرفه جویی به همراه خواهد داشت و این درحالی است که ناترازی انرژی کشور درحدود 10 تا 12 هزار مگاوات است.» هزینه انجام این اقدام حدود 2.5 میلیارد دلار است که اگر این اعتبار صرف ساخت نیروگاه شود، حدود 4 میلیارد دلار هزینه احداث آن می شود. از این رو با توجه به اهمیت بهینه سازی انرژی در کشور، باید با ایجاد یک تضمین برای تسویه گواهی های صرفه جویی، انگیزه متقاضی (سرمایه گذار) را برای اجرای طراح های بهینه سازی افزایش داد. ایجاد حسابی با منابع پایدار که مصارف آن صرفا در تضمین گواهی های صرفه جویی باشد، می تواند هدف مدنظر را قابل دستیابی کند.3- راهکارهای سمت انتقال و توزیع انرژی
در آخرین مرحله از بررسی راهکارهای رفع ناترازی انرژی، به راهکارهای سمت انتقال و توزیع انرژی خواهیم رسید. به جهت پرهیز از اطاله کلام و بیان مطالب تکراری در این بخش، تنها قصد داریم با تمرکز بر روی یک روش و راهکار، این بحث را ارائه دهیم. دیجیتالی سازی شبکه های انرژی (Smart Grid)، یک راهکار جدید و نوین برای مدیریت مصرف انرژی و کاهش هدررفت انرژی است که به تازگی وارد ادبیات اقتصاد جهانی شده است و به دلیل رشد روزافزون علم هوش مصنوعی و فناوری های نوین، این بخش هم درحال رشد و نمو است و چه بسا در آینده ای نه چندان دور به عنوان مهم ترین راه حل در رفع ناترازی انرژی مطرح شود. دیجیتالی سازی شبکه های انرژی به معنای استفاده از فناوری های دیجیتال برای بهبود عملکرد، کارایی و پایداری شبکه های تولید، انتقال و توزیع انرژی است.
تحول دیجیتال در صنعت انرژی با استفاده از فناوری های پیشرفته مانند اینترنت اشیا (IoT)، هوش مصنوعی (AI)، محاسبات ابری (Cloud) و بلاکچین درحال شکل دهی آینده این صنعت است. این تحولات به شرکت ها کمک می کند تا هزینه ها را کاهش و بهره وری را افزایش دهند و همچنین به اهداف زیست محیطی مانند کاهش کربن دست یابند.
روندهای کلیدی در این حوزه:
1- اتوماسیون
اتوماسیون ها نقش مهمی در کاهش ناترازی انرژی ایفا می کنند، این سیستم ها با کنترل دقیق و خودکار فرایندها از اتلاف انرژی جلوگیری کرده و مصرف را در سطوح بهینه نگه می دارند. یک نوع از این اتوماسیون ها، اتوماسیون های صنعتی هستند. اتوماسیون صنعتی به استفاده از سیستم های کنترل، نظارت و فناوری های مختلف برای انجام وظایف صنعتی، به طور خودکار اشاره دارد. این سیستم ها به جای اتکا به نیروی انسانی برای انجام فرایندهای پیچیده و تکراری، از ربات ها، ماشین آلات خودکار و سنسورها استفاده می کنند. هدف اصلی اتوماسیون صنعتی، بهبود کیفیت، افزایش سرعت، کاهش خطاها و درنهایت کاهش هزینه ها است. یکی از مزایای عمده آن کاهش مصرف انرژی در فرایندهای تولید است.
اتوماسیون صنعتی با بهینه سازی فرایندهای تولید و بهبود مدیریت انرژی در این زمینه نقش بسیار مهمی ایفا می کند. برخی از روش های اصلی که این سیستم ها با کمک آن به مدیریت مصرف انرژی کمک می کنند شامل کنترل دقیق مصرف انرژی، بهینه سازی فرایندهای تولید، کاهش ضایعات انرژی، مدیریت هوشمند انرژی در زمان پیک، بهینه سازی عملکرد تجهیزات و پیش بینی نیاز به نگهداری، کاهش نیاز به نیروی انسانی و بهبود کارایی، مدیریت بهینه ذخیره سازی انرژی و استفاده از فناوری های نوین اشاره کرد.
2- تمرکززدایی انرژی
تمرکززدایی انرژی به معنای تولید و مدیریت انرژی از یک سیستم متمرکز به سمت یک سیستم توزیع شده است. این رویکرد شامل استفاده از منابع انرژی تجدیدپذیر و محلی مانند پنل های خورشیدی و توربین های بادی است تا جوامع محلی بتوانند کنترل بیشتری بر تولید و مصرف انرژی داشته باشند و به صورت کلی معنای تمرکزردایی انرژی، توسعه شبکه های محلی به جهت تبادل انرژی بین مصرف کنندگان است.
3-اینترنت اشیا
اینترنت اشیا با جمع آوری و تحلیل داده های مربوط به مصرف انرژی، می تواند به بهینه سازی مصرف و کاهش ناترازی انرژی کمک کند.
به عنوان مثال بخاری هرمتیک هوشمند که به عنوان جایگزینی مناسب برای بخاری های گازی امروزی مطرح می شود، نوعی بخاری گازی است که با سیستم بسته احتراق، هوای مورد نیاز خود را از بیرون ساختمان تامین می کند و گازهای حاصل از احتراق را نیز به بیرون هدایت می کند. این ویژگی باعث می شود که اکسیژن داخل محیط حفظ شود و ایمنی بالاتری نسبت به بخاری های معمولی داشته باشد. علاوه بر این، بخاری های هرمتیک هوشمند معمولا دارای قابلیت های هوشمند مانند تنظیم دما و زمان بندی، امکان کنترل از راه دور و اتصال به دستگاه های هوشمند هستند که به بهینه سازی مصرف انرژی و راحتی بیشتر کاربر کمک می کنند.
4- هوش مصنوعی
با استفاده از سیستم های مبتنی بر هوش مصنوعی، می توان علاوه بر پیش بینی تقاضا، مصرف انرژی را در ساختمان ها، صنایع و شبکه های برق بهینه سازی کرد و از هدررفت آن جلوگیری کرد.
5- فناوری های ابری
فناوری ابری (Cloud Technology)، به مجموعه ای از خدمات و منابع محاسباتی گفته می شود که از طریق اینترنت در دسترس کاربران قرار می گیرد. این منابع می توانند شامل فضای ذخیره سازی ابری، سرورها، پایگاه داده ، نرم افزارها و ابزارهای تحلیلی باشند. فناوری ابری به کاربران امکان می دهد بدون نیاز به زیرساخت های فیزیکی، به این منابع دسترسی داشته باشند و از آنها استفاده کنند. فناوری های ابری در بحث ناترازی انرژی نیز می توانند با ذخیره سازی و تحلیل بلادرنگ داده ها به مدیریت این بحران در کشور کمک کنند.
6- بلاکچین
بلاکچین یک فناوری دفترکل توزیع شده و غیرمتمرکز است که امکان ثبت و نگهداری اطلاعات به صورت امن و شفاف را فراهم می کند. بنابراین استفاده از این فناوری در بازار انرژی، می تواند منجر به شفافیت در تبادل انرژی و ردیابی منابع تجدیدپذیر شود که خود نقش مهمی در رفع ناترازی های فعلی خواهد داشت.
نتیجه گیری
همان طور که تا الان درک کرده اید ناترازی انرژی یک بحران چندوجهی است که خود را به شکل قطعی های مکرر برق در تابستان و افت فشار گاز در زمستان نشان می دهد و تداوم این پدیده، زنجیره ای پیچیده و گسترده از مشکلات و چالش های اجتماعی به راه می اندازد که درنهایت منجر به فرایندهای نگران کننده در اقتصاد کلان نظیر کاهش رشد اقتصادی، فرار سرمایه، نارضایتی های عمومی و کاهش قدرت رقابت پذیری اقتصاد می شود.
به نظر می رسد که برای مقابله با این پدیده خطرناک و رو به گسترش ناترازی انرژی، باید راهکارهای سیاسی و اقتصادی اعمال شود که تمام طرف های بازار انرژی را در برگیرد و در این نوشته به بررسی همین موضوع پرداختیم.
درنهایت پیشنهاد می شود که سیاست گذار اقتصادی نباید از هیچکدام از طرف های بازار انرژی غافل شود و اهداف خود را به سه صورت کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت تعیین کرده و متناسب با اهداف اعلامی برنامه ریزی مناسب برای برای رفع این معضل ارائه دهد.
به نظر می رسد که در کوتاه مدت، سیاست گذار باید با اقداماتی نظیر خودتامینی انرژی صنایع بزرگ، توسعه میادین مبتنی بر صادرات، تسهیل ورود شرکت های دانش بنیان به حوزه انرژی و فرهنگ سازی به بهبود وضعیت فعلی بپردازد.
همچنین در میان مدت، با ایجاد ثبات در اقتصاد کشور و افزایش سرمایه گذاری داخلی و خارجی در نیروگاه ها و زیرساخت های تولید انرژی کشور، به افزایش بهره وری انرژی، با بازسازی نیروگاه ها جهت کاهش اتلاف منابع آنان، ارتقای بهره وری انرژی در تجهیزات و ساختمان و دیجیتالی سازی شبکه انرژی در کشور بپردازد.
شایان ذکر است که در بلندمدت نیز، سیاست گذار اقتصادی باید جذب سرمایه گذاری جهت توسعه انرژی های تجدیدپذیر، ساخت نیروگاه های جدید با راندمان بالا و همچنین آزادسازی قیمت حامل های انرژی را در دستور کار خود قرار دهد، البته این نکته لازم به ذکر است که آزادسازی قیمت حامل های انرژی، سیاستی است که باید هرچه سریع تر اجرایی شود؛ اما برابر شدن قیمت های حامل های انرژی در ایران و جهان باید در یک بازه زمانی طولانی و همراه با باقی سیاست های انرژی و بسته های حمایتی اجرا شود که مصرف کنندگان و مخصوصا اقشار کم درآمد کمتر آسیب ببینند.
امید است که در آینده ای نزدیک در کشور دیگر شاهد ناترازی انرژی نباشیم.
منابع
1. علی صابری، حبیب اله ظفریان. ناترازی گاز طبیعی در کشور (2): چارچوب راهکارهای پیشنهادی، 1402.
2. حسین صادقی، علیرضا ناصری، لیلا شهریاری. بررسی راه های افزایش بهره وری در نیروگاه های گازی در ایران، 1392.
3. علی صابری، رضا شریفی، ایمان رمضانی. مسائل راهبردی بخش انرژی در برنامه هفتم توسعه (7): توسعه انرژی تجدیدپذیر، 1402.
Global Electricity Review 2023. 4.
5. احمد احمدیانی. خلاصه ای بر تحول دیجیتال در صنعت انرژی.
6. دنیای اقتصاد/ کد خبر: 3933679
7. سایت برق نیوز
8. سایت اتحادیه صادرکنندگان فرآورده های نفت، گاز و پتروشیمی ایران