آیا مداخله نظامی لزوما به دموکراسی و آزادی می انجامد ؟
آیا مداخله نظامی لزوما به دموکراسی و آزادی می انجامد ؟
ابتدا باید خاطر نشان ساخت مداخله در امور سیاسی و اقتصادی کشوری از سوی کشور دیگر نه تنها نقض حاکمیت و امنیت ملی آن را به همراه دارد و آن را با تهدید هایی رو به رو می کند ، بلکه اساسا با نگرش عدم مداخله گرایی جامعه بین المللی کشور ها ( مندرج در بند ۷ ماده ۲ منشور ملل متحد) نیز قابل قبول نیست . چرا که ماهیت صلح و امنیت بین المللی که گلوگاهی برای توسعه پایدار و شکوفایی اقتصادی است را با خطر مواجه می کند و صنایع تولیدی کشور های در معرض تهاجم خارجی را در تهیه و تامین کالاهای ضروری و خدمات رفاهی را با مشکلاتی عدیده مواجه می کند و بر صنایع دیگر نیز تاثیرات ثانویه مخربی وارد می آورد .
ناگزیر توسعه روابط دوستانه و تعمیم دیپلماسی را هم با تنش افزایی و روی آوری به اقدامات نظامی تخریب می کند و خسارات غیر قابل جبرانی در جهت بازسازی روابط دیپلماتیک با کشور ها بالاخص کشور های همسایه که به نوعی شریک قدرت استراتژیکی کشور مورد تهاجم هستند و توسعه سیاست های اقتصادی از نوع همکاری منطقه ای را به تعویق می اندازد .
عمدتا نارضایتی های موجود و تشدید فاصله طبقاتی با خلق فقر اقتصادی ، افزایش افسارگسیخته تورم و در نتیجه آن نقدینگی موجود در کشور ، کاهش سرمایه گذاری خارجی و عدم حصول رشد اقتصادی در سیاست های کلی اقتصادی ، کمبود تولید داخلی ، افزایش هزینه های تولید و سقوط ارزش پول ملی و وجود ساختار انحصاری و غیر رقابتی در عرصه اقتصادی رابطه مستقیم دارد و سبب اشتیاق نسل جوان به حملات خارجی است که با برداشتن گام های اساسی در راستای اصلاح ساختار نامتوازن اقتصادی ، بازنگری جدی در اصول بی فایده قانون اساسی ، حذف برورکراسی اقتصادی و جهت گیری سیاسیت خارجی به عدم تنش افزایی و تمرکز بر دیپلماسی اقتصادی در ۳ حوزه توسعه تجارت ، سرمایه گذاری خارجی و همکاری های اقتصادی با کشورهای مختلف نیازمند است .