ساختار قدرت در فضای مجازی
ساختار قدرت در فضای مجازی؛ از پیرنگ های اجتماعی تا حاکمیت پلتفرم ها
فضای مجازی امروز عرصه ای است که قدرت در آن دستخوش دگرگونی های بنیادین شده است. این مقاله به بررسی ساختار قدرت در فضای مجازی می پردازد و استدلال می کند که قدرت از پیرنگ های اجتماعی سنتی به سوی حاکمیت پلتفرم ها در حال حرکت است. پلتفرم های دیجیتال به مثابه کنشگرانی شبه حاکم عمل می کنند که نه تنها بر جریان اطلاعات و گفتمان عمومی نظارت دارند، بلکه قواعد و هنجارهای تعامل را تعیین، اجرا و داوری می کنند. این مقاله با بهره گیری از مفاهیمی همچون حاکمیت پلتفرم، جامعه پذیری سازمان یافته و تحلیل گفتمان انتقادی، ابعاد گوناگون این دگرگونی قدرت را بررسی می کند. یافته ها نشان می دهد که پلتفرم ها با بهره گیری از زیرساخت های فنی، الگوریتم ها و سازوکارهای نظارت محتوایی، نوعی حاکمیت فراسرزمینی اعمال می کنند که ضمن به چالش کشیدن حاکمیت دولت های ملی، پیرنگ های اجتماعی جدیدی را نیز شکل می دهند. در نهایت، مقاله به بررسی چالش ها و چشم اندازهای نظارت بر قدرت پلتفرم ها در چارچوب حقوق امنیت جهانی می پردازد.
در دو دهه اخیر، فضای مجازی از عرصه ای برای تبادل اطلاعات به عرصه ای برای اعمال قدرت تبدیل شده است. پلتفرم های دیجیتال بزرگ نظیر فیسبوک، گوگل، توییتر و یوتیوب، امروزه نه صرفا به عنوان واسطه های فنی، بلکه به عنوان کنشگرانی سیاسی-اقتصادی ایفای نقش می کنند که بر ابعاد گسترده ای از زندگی اجتماعی، سیاسی و فرهنگی انسان ها تسلط یافته اند. این دگرگونی، ساختارهای قدرت سنتی را با چالش جدی مواجه کرده و نظم نوینی را در فضای مجازی پدید آورده است که در آن «حاکمیت پلتفرم ها» به مفهوم کلیدی تبدیل شده است.
پلتفرم های دیجیتال، به تعبیر بنجامین براتن، نوعی حاکمیت زیرساختی اعمال می کنند که نه مبتنی بر سرزمین، بلکه مبتنی بر محاسبه و داده پردازی است. این حاکمیت، با حاکمیت دولت های ملی در تعارض و هم زیستی قرار می گیرد و مرزهای تازه ای از قدرت را ترسیم می کند . در عین حال، کاربران فضای مجازی نیز به عنوان بخشی از «پیرنگ های اجتماعی» جدید، در این ساختار قدرت نقشی دوگانه ایفا می کنند: از یک سو، کنشگرانی فعال در تولید محتوا و شکل دهی به گفتمان عمومی هستند و از سوی دیگر، به مثابه سوژه هایی که در معرض قدرت الگوریتم ها و سازوکارهای نظارتی پلتفرم ها قرار دارند .
این مقاله با هدف تحلیل ابعاد گوناگون این ساختار قدرت نوظهور تدوین شده است. پرسش اصلی مقاله این است که ساختار قدرت در فضای مجازی چگونه از پیرنگ های اجتماعی به سمت حاکمیت پلتفرم ها دگرگون شده و این دگرگونی چه پیامدهایی برای نظم اجتماعی و سیاسی دارد؟ برای پاسخ به این پرسش، ابتدا مفهوم «پیرنگ اجتماعی» و کاربست آن در فضای مجازی بررسی می شود، سپس مفهوم «حاکمیت پلتفرم» و ابعاد گوناگون آن تحلیل می گردد و در نهایت، چالش ها و چشم اندازهای نظارت بر قدرت پلتفرم ها مورد بحث قرار می گیرد.
---
۲. پیرنگ های اجتماعی در فضای مجازی
۲.۱. مفهوم پیرنگ اجتماعی
پیرنگ اجتماعی (Social Plot) به مجموعه روابط، شبکه ها و الگوهای تعامل انسانی اطلاق می شود که در بستر جامعه شکل می گیرد و به آن هویت و انسجام می بخشد. در فضای مجازی، این پیرنگ ها دستخوش تحول اساسی شده اند. برخلاف اجتماعات سنتی که بر پایه مکان جغرافیایی، هویت قومی یا زبان تعریف می شدند، اجتماعات مجازی بر پایه علایق مشترک، ارزش های فرهنگی همسان و شبکه های ارتباطی سیال شکل می گیرند .
جنیفر فورستال در تحلیل خود از مفهوم «پوئبلو» (دهکده) به عنوان الگویی برای اجتماعات مجازی، استدلال می کند که پیرنگ های اجتماعی جدید بر پایه «تعهدات مبتنی بر مکان» شکل می گیرند، اما این مکان دیگر الزاما جغرافیایی نیست؛ بلکه «مکان» در فضای مجازی به زیرساخت های مشترک و شبکه های ارتباطی اطلاق می شود که کاربران را به یکدیگر پیوند می دهد . به عبارت دیگر، پیرنگ اجتماعی در فضای مجازی از دل تعاملات فنی و زیرساخت های مشترک زاده می شود و نه از پیش فرض های هویتی یا سرزمینی.
۲.۲. از پیرنگ های محلی تا اجتماعات مجازی
یکی از ویژگی های بارز فضای مجازی، گسست از پیرنگ های محلی و شکل گیری اجتماعات فراگیر و فراملی است. کاربران با هویت ها و پیشینه های گوناگون، در بستر پلتفرم ها به تعامل می پردازند و اجتماعاتی را شکل می دهند که بر پایه علایق مشترک، باورهای سیاسی یا هویت های فرهنگی تعریف می شوند .
با این حال، این دگرگونی بدون چالش نیست. فورستال هشدار می دهد که تمرکززدایی از قدرت نظارت محتوا به اجتماعات محلی، هرچند ممکن است به دموکراتیزه تر شدن فضا کمک کند، اما می تواند به «پویایی گریز از مرکز» و قطعه قطعه شدن فضای عمومی مجازی بینجامد. در چنین وضعیتی، کاربران در حباب های فیلتر شده و اتاق های پژواک گرفتار می شوند که امکان گفت وگوی عمومی و شکل گیری افکار عمومی را تضعیف می کند .
۲.۳. کشمکش میان پیرنگ های هویتی و حاکمیت پلتفرم
یکی از مهم ترین کشمکش های عصر دیجیتال، رویارویی میان پیرنگ های هویتی و حاکمیت پلتفرم هاست. از یک سو، کاربران بر اساس هویت های قومی، زبانی، مذهبی یا سیاسی خود در فضای مجازی گرد هم می آیند و به تولید و تبادل محتوا می پردازند. از سوی دیگر، پلتفرم ها به عنوان نهادهای فرادست، سیاست های محتوایی خود را بر این اجتماعات تحمیل می کنند .
این کشمکش در موارد متعددی آشکار شده است. برای نمونه، فیسبوک به دلیل ناتوانی در مدیریت محتوای خشونت آمیز در میانمار و هند با انتقادات گسترده روبرو شد . در این موارد، استانداردهای جهانی پلتفرم ها که با رویکردی جهان شمول تدوین شده اند، با زمینه های فرهنگی و اجتماعی خاص جوامع محلی ناسازگار بوده و پیامدهای فاجعه باری به همراه داشته اند .
۳. حاکمیت پلتفرم ها
۳.۱. مفهوم حاکمیت پلتفرم
«حاکمیت پلتفرم» (Platform Sovereignty) به توانایی پلتفرم های دیجیتال در وضع، اجرا و داوری قواعد مربوط به فضای مجازی تحت کنترل خود اشاره دارد. این مفهوم برگرفته از آرای بنجامین براتن است که معتقد است محاسبه و پردازش داده، خود نوعی حکمرانی است و پلتفرم ها به دلیل کنترل بر زیرساخت های محاسباتی سیاره ای، از نوعی حاکمیت برخوردارند که با حاکمیت دولت های ملی قابل قیاس است .
به گفته هیولن، حاکمیت پلتفرم از سه عنصر اساسی تشکیل می شود: قانون گذاری (تنظیم قواعد از طریق شرایط خدمات و استانداردهای اجتماعی)، اجرا (اعمال قواعد از طریق نظارت محتوا و الگوریتم ها) و داوری (حل وفصل اختلافات از طریق نهادهایی مانند هیئت نظارت فیسبوک) . این سه عنصر، پلتفرم ها را به کنشگرانی شبه حاکم تبدیل کرده است که بر فضای اطلاعاتی و گفتمانی جهان تسلط دارند.