Ali Boroumand-telgerd
Professor of University | Photovoltaic cunsultant | CEO and founder of Azhman engineering company
22 یادداشت منتشر شدهبی فرهنگی و تاثیر آن در مدیریت منابع.
بحران های فرهنگی به معنای تزلزل در نظام ارزش ها، باورها و سبک زندگی یک جامعه است. وقتی فرهنگ یک جامعه دچار دگرگونی های ناگهانی یا آسیب زا می شود، الگوهای رفتاری افراد نیز از آن متاثر می گردد. در مورد مصرف برق، این بحران ها به شکل های زیر منجر به «مصرف نادرست» یا «بدمصرفی» می شوند:
۱. ترویج «فرهنگ مصرف گرایی» و اصالت «داشتن»
در برخی جوامع در حال گذار، ارزش افراد به جای «دانش و منش»، با «میزان مصرف» و «تجهیزات مدرن» سنجیده می شود.
تاثیر بر برق:
وقتی داشتن جدیدترین لوازم برقی پرمصرف (صرف نظر از نیاز واقعی) به نمادی برای کسب پرستیژ اجتماعی تبدیل شود، جامعه به سمت خرید و استفاده افراطی از این وسایل سوق می یابد. در این فرهنگ، «بیشتر مصرف کردن» به معنای «مدرن تر بودن» تعریف می شود که نتیجه ای جز فشار بی رویه بر شبکه برق ندارد.
۲. زوال فرهنگ «امانت داری و مشارکت اجتماعی»
یکی از بحران های فرهنگی، فردگرایی افراطی و از بین رفتن حس تعلق به «فضای عمومی» است. وقتی افراد حس نکنند که منابع ملی (مانند برق) متعلق به همه است، نسبت به سرنوشت آن بی تفاوت می شوند.
تاثیر بر برق:
بحران در سرمایه اجتماعی باعث می شود «دزدی از بیت المال» یا «استفاده غیرمجاز و بی رویه از منابع عمومی» به یک هنجار یا زرنگی تبدیل شود. فرد دچار این بحران فرهنگی، صرفه جویی را نه یک وظیفه اجتماعی، بلکه «حماقت» می پندارد.
۳. فقدان «فرهنگ مدیریت منابع» (فرهنگ رفاه بادآورده)
در جوامعی که درآمدهای ناپایدار (مانند درآمدهای نفتی) باعث شده دولت ها برق را با قیمت های بسیار ارزان عرضه کنند، نوعی «فرهنگ استحقاق» یا «توقع رفاه رایگان» شکل می گیرد.
تاثیر بر برق:
وقتی فرهنگ «هزینه ی واقعی کالا» در جامعه نهادینه نشده باشد، مردم ارزش واقعی انرژی را درک نمی کنند. این بحران شناختی باعث می شود برق به عنوان منبعی «نامحدود و ارزان» دیده شود که نتیجه اش عدم تلاش برای بهینه سازی و بی توجهی به راهکارهای کاهش مصرف است.
۴. شکاف میان «سنت» و «مدرنیته» (بحران هویت)
در جوامعی که دچار تضاد فرهنگی هستند، افراد گاهی برای اثبات فاصله گرفتن از سنت ها و نمایش غربی سازی، الگوهای زندگی پرمصرف کشورهای دیگر را (بدون در نظر گرفتن زیرساخت های آن ها) تقلید می کنند.
تاثیر بر برق:
تغییر معماری ساختمان ها بدون توجه به اقلیم (ساخت خانه های شیشه ای پرمصرف در مناطق گرمسیر)، استفاده از سیستم های سرمایشی غیراستاندارد برای همسان سازی سبک زندگی با تبلیغات رسانه ای، نمونه هایی از تاثیر این بحران هویتی بر مصرف برق است.
۵. بحران اعتماد به رسانه و نهادهای آموزشی
اگر مردم به پیام ها و هشدارهای نهادهای دولتی (در مورد بحران انرژی) بی اعتماد باشند یا این پیام ها را به عنوان «فریب» یا «شانه خالی کردن دولت از مسئولیت» برداشت کنند، بحران فرهنگی ناشی از بی اعتمادی شکل می گیرد.
تاثیر بر برق:
حتی زمانی که شبکه برق در آستانه فروپاشی است، این بی اعتمادی باعث می شود بخشی از جامعه به عمد یا به نشانه اعتراض، رفتارهای پرمصرف خود را تشدید کنند یا نسبت به پویش های صرفه جویی بی توجه باشند.
---
جمع بندی:
بحران های فرهنگی به طور مستقیم «نرم افزار ذهنی» جامعه را برای استفاده از منابع تغییر می دهند. وقتی **ارزش های زیربنایی** (مثل قناعت، میهن دوستی و آینده نگری) در اثر بحران های فرهنگی کمرنگ شوند، ابزارهای فنی (مثل کنتورهای هوشمند یا جریمه های مالی) تنها مسکن های موقتی هستند.
برای حل مشکل مصرف برق، نمی توان تنها به تکنولوژی تکیه کرد؛ بلکه باید:
1. **بازسازی فرهنگ «ارزش قائل شدن برای منابع»** در دستور کار قرار گیرد.
2. **تعریف جدیدی از موفقیت** ارائه شود که در آن «خردمندی در مصرف» جایگزین «مصرف نمایش گونه» شود.
3. **اعتماد اجتماعی** به عنوان زیربنای همراهی مردم در مدیریت بحران های انرژی بازسازی شود.
به عبارت ساده تر، تا زمانی که فرهنگ «بیشتر داشتن، بهتر بودن است» تغییر نکند، تلاش برای کاهش مصرف برق مانند ریختن آب در هاون است.