Ali Boroumand-telgerd
Professor of University | Photovoltaic cunsultant | CEO and founder of Azhman engineering company
22 یادداشت منتشر شدهجایگاه ایران در بازار برق منطقه ای
ایران در بازار برق منطقه ای و داخلی، نقشی مهم اما تا حدی متناقض دارد؛ یعنی از یک سو از نظر منابع، موقعیت جغرافیایی و سابقه توسعه زیرساخت، یکی از بازیگران بالقوه قدرتمند این حوزه در خاورمیانه است، اما از سوی دیگر مجموعه ای از محدودیت های ساختاری و اقتصادی باعث شده این نقش به اندازه ظرفیت واقعی کشور گسترش پیدا نکند. برای فهم این جایگاه، باید هم زمان به توانمندی های تولیدی ایران، ویژگی های مصرف داخلی، موقعیت آن در تجارت برق منطقه ای و نیز چالش های سیاست گذاری و سرمایه گذاری توجه کرد.
ایران به دلیل برخورداری از ذخایر عظیم گاز طبیعی، طی دهه های گذشته بخش بزرگی از تولید برق خود را بر پایه نیروگاه های حرارتی توسعه داده است. این موضوع باعث شده هزینه تولید برق، دست کم از منظر تامین سوخت، نسبت به بسیاری از کشورها پایین تر باشد. به همین دلیل ایران توانسته شبکه برق گسترده ای ایجاد کند و بخش عمده نیاز داخلی را پاسخ دهد. این توان تولید، به ویژه در مقایسه با برخی کشورهای همسایه که یا از کمبود زیرساخت رنج می برند یا برای تامین برق وابسته به واردات هستند، برای ایران یک مزیت راهبردی ایجاد کرده است. اما اهمیت ایران فقط در میزان تولید برق نیست؛ بلکه در این است که کشور از نظر فنی، مهندسی و زیرساختی نیز توانایی ایفای نقش فراتر از یک مصرف کننده بزرگ را دارد و می تواند در سطح منطقه ای در مبادله برق موثر باشد.
موقعیت جغرافیایی ایران یکی از مهم ترین عواملی است که به این کشور امکان می دهد در بازار برق نقش منطقه ای ایفا کند. ایران با چندین کشور دارای مرز زمینی مشترک است و این هم مرزی، امکان ایجاد یا گسترش اتصال شبکه برق را فراهم می کند. کشورهایی مانند عراق، افغانستان، پاکستان، ترکیه، ارمنستان، جمهوری آذربایجان و ترکمنستان هر یک به شکلی می توانند در یک الگوی تجارت برق با ایران قرار گیرند. این موقعیت به ایران اجازه می دهد که نه تنها صادرکننده برق باشد، بلکه در صورت توسعه زیرساخت ها، به یک مسیر ترانزیتی یا هاب تبادل برق نیز تبدیل شود. در بازار برق، نزدیکی جغرافیایی اهمیت زیادی دارد، زیرا انتقال برق در فواصل طولانی با هزینه و تلفات همراه است. بنابراین کشوری که هم تولیدکننده باشد و هم در میان چند بازار مصرف قرار گرفته باشد، از شانس بالایی برای تبدیل شدن به بازیگر منطقه ای برخوردار است.
با این حال، نقش ایران در تجارت برق منطقه ای تاکنون بیشتر از آنکه یک نقش تثبیت شده و گسترده باشد، یک نقش بالقوه بوده است. ایران در مقاطعی برق به برخی همسایگان صادر کرده، اما این صادرات معمولا تحت تاثیر شرایط داخلی و سیاسی نوسان داشته است. مهم ترین عامل محدودکننده در این زمینه، رشد مداوم مصرف داخلی برق است. الگوی مصرف برق در ایران، به ویژه در فصل تابستان، فشار زیادی بر شبکه وارد می کند. استفاده گسترده از وسایل سرمایشی، قیمت پایین برق و نبود انگیزه کافی برای مدیریت مصرف، باعث می شود در بسیاری از دوره ها بخش بزرگی از ظرفیت تولید صرف پاسخ گویی به تقاضای داخلی شود. در نتیجه، هرچند ایران از نظر تئوریک می تواند صادرکننده مهم تری باشد، اما در عمل حاشیه مطمئنی برای صادرات پایدار در همه زمان ها ندارد. این مسئله بازار برق ایران را با نوعی دوگانگی روبه رو کرده است: کشوری که هم ظرفیت صادرات دارد و هم در برخی دوره ها با کمبود عرضه در داخل مواجه می شود.
این دوگانگی تا حد زیادی نتیجه ساختار اقتصادی صنعت برق در ایران است. قیمت برق در ایران به شدت تحت تاثیر سیاست های یارانه ای قرار دارد. پایین بودن تعرفه ها از یک سو به حمایت از مصرف کنندگان کمک کرده، اما از سوی دیگر پیامدهای منفی مهمی داشته است. وقتی قیمت برق پایین تر از هزینه واقعی تولید و توزیع باشد، انگیزه برای صرفه جویی کاهش می یابد، مصرف بیش از اندازه رشد می کند و در عین حال منابع مالی لازم برای نوسازی و توسعه صنعت برق محدود می شود. این وضعیت سرمایه گذاری در نیروگاه های جدید، بهبود راندمان نیروگاه های موجود و کاهش تلفات شبکه را دشوار می کند. بنابراین یکی از مشکلات اصلی ایران در بازار برق این است که مزیت نسبی آن در تولید، به دلیل ضعف در سازوکار اقتصادی، به مزیت رقابتی پایدار تبدیل نشده است.
از سوی دیگر، بخشی از زیرساخت های تولید و انتقال برق ایران با مسئله فرسودگی مواجه است. هرچند ایران طی دهه های گذشته توسعه قابل توجهی در این بخش داشته، اما نگهداری، بازسازی و به روزرسانی مستمر شبکه نیازمند منابع مالی و دسترسی به فناوری است. در اینجا عامل تحریم ها نیز اهمیت پیدا می کند. محدودیت های بین المللی بر جذب سرمایه خارجی، انتقال فناوری، تامین تجهیزات پیشرفته و حتی بر سازوکارهای مالی صادرات برق اثر گذاشته اند. به همین دلیل، ایران در حالی که از لحاظ فنی و جغرافیایی می توانست نقش بزرگ تری در بازار برق منطقه ای ایفا کند، در عمل با موانعی روبه رو بوده که امکان تثبیت این موقعیت را کاهش داده اند.
با وجود این محدودیت ها، ایران همچنان چند مزیت اساسی دارد که می تواند پایه نقش آینده آن در بازار برق باشد. نخستین مزیت، دسترسی گسترده به منابع انرژی اولیه، به ویژه گاز طبیعی، است که هنوز در کوتاه مدت و میان مدت پشتوانه اصلی تولید برق کشور به شمار می رود. دومین مزیت، بازار داخلی بزرگ است؛ این بازار اگرچه فشار بر شبکه ایجاد می کند، اما در عین حال مقیاس اقتصادی لازم را برای توسعه صنعت برق و خدمات مرتبط فراهم می آورد. سومین مزیت، توان فنی و مهندسی داخلی است. ایران در حوزه ساخت، نصب و بهره برداری از تجهیزات برق و نیروگاه تجربه قابل توجهی دارد و می تواند علاوه بر صادرات برق، از طریق صادرات خدمات فنی و مهندسی نیز در اقتصاد برق منطقه نقش آفرینی کند. به بیان دیگر، نقش ایران در بازار برق صرفا به فروش مستقیم انرژی محدود نیست، بلکه می تواند در طراحی شبکه، ساخت نیروگاه و همکاری های فنی با کشورهای همسایه نیز تعریف شود.
با این همه، آینده نقش ایران در بازار برق به شدت وابسته به اصلاحات داخلی و تحولات منطقه ای است. اگر ایران بخواهد از یک بازیگر دارای ظرفیت بالقوه به یک بازیگر محوری تبدیل شود، باید چند تحول هم زمان رخ دهد. نخست، لازم است ساختار مصرف داخلی مدیریت شود. بدون کنترل رشد مصرف و افزایش بهره وری، هرگونه توسعه صادرات برق با محدودیت روبه رو خواهد شد. دوم، باید نظام قیمت گذاری برق به گونه ای اصلاح شود که هم از مصرف کننده حمایت معقول به عمل آید و هم منابع کافی برای سرمایه گذاری و نوسازی صنعت برق فراهم شود. سوم، توسعه اتصال شبکه با کشورهای همسایه و انعقاد قراردادهای پایدار منطقه ای اهمیت دارد، زیرا بازار برق بدون اطمینان سیاسی و فنی نمی تواند شکل بگیرد. چهارم، ایران باید سهم انرژی های تجدیدپذیر را افزایش دهد. در جهانی که بازارهای انرژی به سمت تنوع بخشی و کاهش وابستگی به سوخت های فسیلی حرکت می کنند، اتکای بیش از حد به نیروگاه های حرارتی ممکن است در بلندمدت مزیت ایران را کاهش دهد، در حالی که کشور از ظرفیت های قابل توجهی در انرژی خورشیدی و بادی برخوردار است.
در مجموع، ایران در بازار برق کشوری است که ظرفیت های آن از وضعیت فعلی اش بزرگ تر است. این کشور از نظر منابع، جغرافیا و توان فنی، شایستگی آن را دارد که به یکی از محورهای مهم تجارت برق در منطقه تبدیل شود، اما این جایگاه تنها زمانی تثبیت خواهد شد که مشکلات داخلی صنعت برق، به ویژه در حوزه مصرف، قیمت گذاری، سرمایه گذاری و نوسازی زیرساخت، تا حدی حل شوند. بنابراین می توان گفت نقش کنونی ایران در بازار برق، نقشی مهم اما نیمه فعلیت یافته است: نه آن قدر محدود که بی اهمیت باشد و نه آن قدر گسترده که متناسب با ظرفیت های واقعی کشور تلقی شود.