در مراسم عزاداری بیشتر سوگ میبینیم یا اضطراب ؟!

1 خرداد 1405 - خواندن 4 دقیقه - 215 بازدید

در مراسم عزاداری بیشتر سوگ میبینیم یا اضطراب ؟ ( المیرا نیرانه روز _ روانشناس)


دیدگاه روان پویشی (Psychodynamic) تفاوت ظریفی میان «سوگ» (Grief) و «اضطراب» (Anxiety) قائل است.

و اگر در یک مراسم عزاداری شرکت کرده باشید با افرادی مواجهه میشوید که ناگهان غش میکنند یا میلرزند . یا بلند بلند فریاد میکشند و ... که اینها هیچ کدام نماد سوگ نیست بلکه نماد اضطراب است . حالا چرا ؟!

در ادامه، این موضوع را از منظر روان پویشی تحلیل می کنیم:


 ۱. تفکیک ماهوی: فقدان ابژه در مقابل خطر پیش رو

از نگاه روان پویشی، **سوگ** واکنشی است به **«فقدان واقعی»** (Object Loss). در سوگ، فرد با نبود ابژه ای که به آن دلبستگی داشته مواجه است. انرژی روانی (Libido) که به آن فرد معطوف بوده، اکنون باید به تدریج پس گرفته شود (Detachment) تا فرد بتواند دوباره به واقعیت بپیوندد. ویژگی اصلی سوگ، **«اندوه»** (Sadness) و احساس تهی بودن است که در یک روند تدریجی «کار سوگ» (Grief Work) پردازش می شود.


در مقابل، **اضطراب** واکنش به یک **«خطر»** (Danger) است. وقتی در مراسم عزاداری فردی دچار لرزش پا، تپش قلب یا تنگی نفس می شود، او در واقع در حال تجربه یک «اضطراب روان زخم زا» (Traumatic Anxiety) است. سیستم روانی او به جای پردازش فقدان، به دلیل مواجهه با مرگ (که یادآور ناتوانی و ناامنی بنیادین است)، دچار از هم گسیختگی شده و واکنش «جنگ یا گریز» (Fight or Flight) نشان می دهد.


 ۲. چرا اضطراب در عزاداری شایع است؟ (مکانیسم های دفاعی)

زمانی که فرد در مراسم عزاداری پاهایش سست می شود، این صرفا یک واکنش جسمی نیست؛ بلکه یک **«سوماتیزاسیون» (جسمانی سازی)** است:

* **اضطراب اخته شدگی و مرگ:** دیدن جسد یا تابوت، «اضطراب مرگ» را فعال می کند. ایگو (Ego) احساس می کند که توسط قدرت مرگ تهدید می شود. لرزش و سستی پا، نماد نمادین «ناتوانی ایگو» در برابر نیروی ویرانگر مرگ است.

* **دفاع در برابر سوگ:** گاهی اضطراب نقش یک **دفاع (Defense)** را بازی می کند. برای بسیاری، تجربه کردن عمق اندوه و افسردگی ناشی از سوگ، بسیار دردناک و غیرقابل تحمل است. بنابراین، ناخودآگاه با تبدیل آن اندوه به «اضطراب»، فرد از رویارویی با حقیقت فقدان فاصله می گیرد. اضطراب در اینجا مانند یک سد عمل می کند تا از «افسردگی ناشی از سوگ» جلوگیری کند.


 ۳. تفاوت در تجربه درونی

از نگاه روان پویشی، تمایز این دو به این صورت است:


| ویژگی | سوگ (Grief) | اضطراب در عزاداری (Anxiety) |

| :--- | :--- | :--- |

| **کانون توجه** | معطوف به گذشته و شخص از دست رفته | معطوف به آینده و بقای خود فرد |

| **احساس غالب** | اندوه، دلتنگی، حسرت | ترس، بی قراری، هراس از دست دادن کنترل |

| **مکانیسم روانی** | کار سوگ و پذیرش واقعیت | فعال شدن سیستم دفاعی در برابر تهدید |

| **واکنش بدنی** | سنگینی، خستگی، کندی حرکات | لرزش، تپش قلب، سستی پا، تنش عضلانی |


۴. نتیجه گیری درمانی

آنچه شما مشاهده کردید (سستی پاها)، **«اضطراب سوگ»** است، نه خود سوگ. در روان پویشی، هدف ما این است که فرد را از این حالت اضطرابی (که او را در وضعیت دفاعی قرار می دهد) عبور دهیم تا بتواند وارد فضای «اندوه» شود.


فردی که پاهایش سست می شود، در لحظه مراسم، مرگ را نه به عنوان یک فقدان، بلکه به عنوان یک «حمله به هستی خودش» تجربه می کند. تا زمانی که این اضطراب بدنی فروکش نکند و فرد احساس «امنیت روانی» نکند، نمی تواند فرآیند سوگواری را آغاز کند. بنابراین، آن فرد در حال سوگواری نیست؛ او در حال دست و پنجه نرم کردن با «وحشت هستی شناختی» است که مرگ دیگری در او ایجاد کرده است.


**به طور خلاصه:** اضطراب، صدای ترس ایگو از مرگ است، اما اندوه (سوگ)، صدای قلب ایگو برای پیوند از دست رفته است. آن سستی و لرزش، گواه بر این است که فرد هنوز در مرحله «شوک» است و به مرحله «اندوه» نرسیده است.