ROGHAYYEH POURGHAFFAR
64 یادداشت منتشر شدهاینترنت طبقاتی، بی عدالتی قانونمند !

انتشار خبر فروش «اینترنت پرو» و «سیمکارت های دارای دسترسی ویژه» با قیمت هایی چند ده میلیونی، بیش از آنکه یک اتفاق عجیب در بازار فناوری باشد، نشانه ظهور نوع تازه ای از نابرابری و بی عدالتی رسمی و قانونمند در جامعه است؛ نابرابری در «حق دسترسی». در جهان امروز، اینترنت دیگر یک ابزار جانبی یا وسیله ای برای سرگرمی نیست. دسترسی به اینترنت، بخشی از زیست روزمره انسان معاصر است؛ از آموزش و پژوهش گرفته تا کسب وکار، ارتباطات، خدمات بانکی، درمان، رسانه و حتی معیشت خانوارها. در چنین شرایطی، هرگونه تفاوت جدی در کیفیت و آزادی دسترسی، عملا به معنای ایجاد شکاف اجتماعی تازه ای میان شهروندان خواهد بود. روزی اینترنت را «فضای برابر» می نامیدند؛ جایی که یک دانشجو در اتاق کوچک خود می توانست هم سطح یک شرکت بزرگ به دانش، بازار، آموزش و ارتباطات جهانی دسترسی داشته باشد. اما حالا ماجرا شکل دیگری پیدا کرده! ... اینترنت در حال تبدیل شدن به یک امتیاز طبقاتی است، نه یک حق عمومی. خبر فروش «اینترنت پرو» و «سیمکارت سفید» با قیمت های چند ده میلیونی، فقط یک خبر اقتصادی یا تکنولوژیک نیست؛ این نشانه شکل گیری یک شکاف اجتماعی تازه است. شکافی که این بار نه در مسکن و خودرو، بلکه در «حق دسترسی» دیده می شود. امروز ۵۰گیگ اینترنت بدون محدودیت تا ۱۲ میلیون تومان قیمت پیدا می کند وسیمکارت هایی با دسترسی خاص تا ۱۲۰ میلیون تومان خریدوفروش می شوند، معنایش روشن است: بخشی از جامعه می تواند دیوارها را دور بزند و بخشی دیگر باید پشت همان دیوارهای محرومیت بماند. در چنین وضعیتی، اینترنت دیگر فقط ابزار سرگرمی نیست؛ ابزار کار، آموزش، تجارت، ارتباط و حتی بقاست. دانشجویی که برای تحقیق علمی به منابع جهانی نیاز دارد، برنامه نویسی که پروژه خارجی دارد، تولیدکننده محتوایی که مشتری اش خارج از کشور است، یا فروشگاهی که حیاتش به شبکه های اجتماعی وابسته است، همه ناچارند هزینه محدودیت ها را بپردازند. اما مسئله فقط گرانی نیست؛ مسئله «تبعیض» است. وقتی دسترسی بهتر، سریع تر و آزادتر فقط در اختیار کسانی قرار می گیرد که پول بیشتری دارند، مفهوم عدالت دیجیتال از بین می رود. اینترنتی که باید فرصت برابر ایجاد کند، خودش به عامل نابرابری تبدیل می شود. بازار سیاه همیشه از دل محدودیت های شدید متولد می شود. هرجا دسترسی رسمی سخت، محدود یا غیرشفاف شود، شبکه های غیر رسمی و دلالی رشد می کنند. امروز که در اردیبهشت ۱۴۰۵ هستیم هم فروش اینترنت ویژه و سیمکارت های خاص، بیشتر از آنکه نشانه رفاه باشد، نشانه یک ناکارآمدی عمیق است؛ جایی که مردم برای دسترسی عادی، مجبور به ورود به بازارهای پنهان می شوند. در این میان، بیشترین آسیب را طبقه متوسط و کسب وکارهای کوچک می بینند، همان هایی که نه توان خرید اینترنت های چند میلیونی را دارند و نه می توانند فعالیت اقتصادی خود را متوقف کنند، همان طبقه ی ضعیفی که همواره در روز مبادا برای حفظ مملکت و امنیت ملی و انتخابات مجلس و دولت و شوراها و خبرگان و ... در صف اول بوده اند و خود را برای تامین منافع ملی و مصالح کشور فدا کرده اند!.. نتیجه ی این بی عدالتی قانونمند و بی اعتنایی مسئولان متصدی، کوچک تر شدن بازار دیجیتال، مهاجرت نیروهای متخصص، کاهش رقابت و افزایش احساس بی عدالتی و مساعد شدن زمینه های پنهان اعتراضات و اغتشاشات ویرانگر است که یک دفعه و ناگهانی سر برمی کنند و همه انتظامات عادی جامعه را دستخوش ویرانی می سازند... که نمونه اش اعتراضات معیشتی بحق ملت ایران در سال ۱۴۰۴ بود که حتی رهبر شهید و دولت هم به آن حق دادند! جامعه ای که در آن «شنیده شدن»، «دیده شدن» و حتی «وصل بودن» قیمت نجومی پیدا کند، آرام آرام به سمتی می رود که فاصله میان مردم نه فقط در درآمد، بلکه در امکان زندگی عادی هم بیشتر می شود. و شاید تلخ ترین بخش ماجرا همین باشد. وقتی اینترنت آزادتر، سریع تر و کم محدودیت تر، تنها برای گروهی خاص و در ازای پرداخت هزینه های نجومی قابل تهیه باشد، مفهوم «عدالت دیجیتال» به تدریج فرو می ریزد. اینترنتی که قرار بود ابزار برابرسازی فرصت ها باشد، اکنون در حال تبدیل شدن به کالایی لوکس و غیر قابل دسترسی برای عموم مردم می شود! بازار سیاه اینترنت، محصول طبیعی محدودیت های پیچیده و دسترسی های غیرشفاف است. هرجا مسیر رسمی پاسخگوی نیاز عمومی نباشد، واسطه ها و دلالی ها شکل می گیرند. بیشترین فشار هم بر دوش طبقه متوسط، اهالی فرهنگ، دانش، دانشجویان، فعالان رسانه ای، برنامه نویسان، صاحبان کسب وکارهای آنلاین و تولیدکنندگان محتوا قرار دارد با کاهش درآمد، از دست رفتن فرصت شغلی، فرسودگی روانی و حذف تدریجی از رقابت حرفه ای. تلخ تر از همه، جامعه دیر یا زود با بحران بزرگ تری به نام «احساس محرومیت جمعی» روبه رو خواهد شد.