نقش رهبر در سازمان های یادگیرنده

یک سازمان یادگیرنده به رهبرانی آگاه، اندیشمند، متعهد به یادگیری و تحول آفرین نیازمند است. چرا که سازمان بدون داشتن رهبری با خصایل یاد شده هرگز موفق نخواهد بود. به عقیده «سنگه» رهبر در سازمان یادگیرنده سه نقش طراح[1]، ناظر[2] و معلم[3] را بر عهده دارد. در یک سازمان یادگیرنده، رهبر باید موقعیتی را به وجود آورد که در آن افراد برای داشتن آینده ای بهتر، دائما تواناییها و استعدادهای خود را در جهت شفاف نمودن آرمانها، توسعه بخشیدن به مدلهای ذهنی مشترک، شناخت و فهم پیچیدگیهای سازمان، تشکیل گروههای کاری و تحقق یادگیری تیمی افزایش دهند. رهبران در برابر یادگیری کارکنانسازمان خود مسئول هستند.
1. رهبر در نقش طراح:
نقش رهبر به منزله طراح، مشتمل بر طراحی سیاستهای سازمان، استراتژی های سازمان و سیستمهای سازمان است. اصلی ترین و حیاتی ترین نقش رهبران به عنوان طراحان سازمانهای یادگیرنده، یکپارچه سازی است. یکپارچه سازی نگرشها، ارزشها و مقاصد، تفکر سیستماتیک و مدلهای ذهنی و به معنی وسیعتر، یکپارچه سازی تمامی فرامین یادگیری. اینکه کدامیک از این فرامین باید ابتدا توسعه داده شوند بستگی به هنر رهبر دارد. هنر رهبری این است که در هر لحظه بتواند بنا به موقعیت، تواناییهای افراد را با نیازمندیهای موجود وفق داده و مناسبترین استراتژی را با توجه به زمان و مکان، برگزیند. به طورکلی وظیفه رهبر عبارت است از طراحی فرایندهای یادگیری به گونه ای که کارکنان سازمان بتوانند به نحوی سازنده با موارد اساسی که با آنها مواجه هستند، برخورد نمایند و بر فرامین یادگیری کاملا مسلط شوند.
2. رهبر در نقش ناظر:
نقش رهبر به عنوان ناظر، نهفته ترین نقش رهبری است. این نقش مربوط به طرز تلقی و نگرش می باشد. رهبران بزرگ سازمان ها در پشت بلندپروازی های خود داستانی عمیق و حسی ژرف از مقصود و منظور نهایی خود می بینند. منظور و مقصودی که از آن به عنوان داستان غایی یاد می کنیم. آنها از این داستانها برای ارائه تفسیری کامل از بیان علل عملکردهای شان و نیاز سازمان شان به تحول و نگاه کردن به تحول به عنوان بخشی از کل عظیم تر استفاده می کنند. تمام رهبران بزرگ سازمان ها در این داستان فراگیر مشترک هستند و علت اینکه بسیاری از مدیرانی که در نقش رهبر قرار گرفته اند اما از عهده رهبری برنمی آیند این است که قادر به دیدن این داستان فراگیر نیستند. داستان غایی یک رهبر، هم مقوله ای است شخصی و هم مطلبی است جهانی. علت گسترش این داستانها، آرمانها و آرزوهای رهبران است. این داستان بیان کننده زندگی حرفه ای رهبران در سازمان است. تمامی تلاشهای رهبر در داستان متجلی می شود و در عین حال آنچنان حالتی از افتادگی به ایشان عطا می کند که پیروزیها و شکستهای خود را چندان جدی تلقی نکنند. اینگونه رهبران طبیعتا به سازمان خود به عنوان وسیله ای برای کمک به یادگیری و ایجاد تغییر در کل جامعه، نگاه می کنند. داستان غایی می تواند مجموعه ای منحصر به فرد از نقطه نظرهای یکپارچه ارائه نماید به نحوی که به تمامی جوانب اعمال رهبر، معنی بخشد. علاوه بر این داستان عمیق و ایجاد احساس آرمان و هدف داشتن، رهبر، ارتباطی بی همتا با دورپردازیها و نگرشهای شخصی خود، برقرار می سازد. در حقیقت او به مثابه ناظر دورپردازیهای خود، عمل می کند. بهترین طریق منزلت بخشیدن به نقش رهبر به عنوان ناظر در چارچوب ساختمان یک سازمان فراگیر پرداختن به این نکته است که چگونه تک تک افراد نسبت به کاری که ترجمان نگرشها و نقطه نظرهای خودشان است، پایبند می باشند.
3. رهبر در نقش معلم:
رهبر در نقش معلم به دیگران کمک می کند که واقعیات ( فشارهایی است که باید تحمل شوند، بحرانهایی که باید در مقابل آنها واکنش نشان داده شود و محدودیتهایی که باید پذیرفته شوند. ) را در چهار سطح وقایع، الگوهای رفتاری، ساختار سیستماتیک و داستان غایی مشاهده نمایند. در سازمان یادگیرنده، رهبران علاوه بر این که توجه خود را به هر چهار سطح، مبذول می دارند، عمدتا بر غایت و ساختار سیستماتیک متمرکز می شوند و به کارکنان سازمان نیز می آموزند که چنین رفتار کنند. ساختار سیستماتیک قلمرو و دامنه نگرش سیستماتیک و مدل های ذهنی است. در این سطح رهبران به طور مستمر به دیگران در جهت دیدن تصویر بزرگتر یاری می رسانند. اینکه چگونه قسمتهای مختلف سازمان با یکدیگر در تعامل هستند، چرا برخی سیاستهای خاص برای مجموعه به عنوان یک کل ضرورت دارد و ... به طور کلی رهبر در نقش معلم به دنبال این نیست که به دیگران یاد بدهد که چگونه ببینند. او در پی آن است که یادگیری را در افراد پرورش دهد. چنین رهبرانی در داخل سازمان به افراد کمک می کنند که نگرش و فهم سیستماتیک را در خود توسعه دهند. پذیرش چنین مسئولیتی، پادزهری است در مقابل یکی از متداول ترین نقاط صعف رهبران یعنی از دست دادن تعهد و پایبندی نسبت به حقیقت.
منابع:
اسلامیه، فاطمه (1403). تئوری های نوین رهبری در سازمان ها. تهران: آوای نور.
سنگه، پیتر (1386). پنجمین فرمان خلق سازمان یادگیرنده. ترجمه حافظ کمال هدایت و محمد روشن. تهران: سازمان مدیریت صنعتی.
[1] Designer
[2] Steward
[3] Teacher