ورزش و جنگ؛ فرصت ها و تهدیدها
گزارشی از نشست گروه جامعه شناسی ورزش
سخنران: دکتر رضا جهانفر
دبیر جلسه: دکتر کمال جوانمرد
شنبه 19 اردیبهشت 1405 ساعت 2000 الی 2130
نشست علمی گروه جامعه شناسی ورزش از سلسله نشست های شب های انجمن در تاریخ 19 اردیبهشت 1405 با سخنرانی دکتر رضا جهانفر مدرس دانشگاه و دکترای جامعه شناسی ورزش و پژوهشگر پسادکترای دانشگاه تربیت مدرس با موضوع «ورزش و جنگ؛ فرصت ها و تهدیدها» به صورت آنلاین و با حضور جمعی از استادان دانشگاه و صاحب نظران حوزه جامعه شناسی ورزش برگزار شد. در این وبینار ابتدا دکتر کمال جوانمرد مدیر گروه جامعه شناسی ورزش ضمن خیرمقدم به مشارکت کنندگان در این نشست مجازی به جنگ تحمیلی دوم و سوم و ابعاد آن از منظر جامعه شناسی ورزش اشاره کردند. سپس دکتر رضا جهانفر ضمن بیان وقایع جنگ تحمیلی دوم و سوم مرتبط با حوزه ورزش از جمله شهادت 200 ورزشکار و تخریب و آسیب جدی به 211 سالن و مکان ورزشی و اشاره به تلاش آمریکا و رژیم صهیونیستی برای آسیب رساندن به ورزش ایران در سال های اخیر (از تعلیق فدراسیون جودو در سال 1398 به مدت 4 سال، تلاش برای حذف تیم ملی فوتبال ایران از جام جهانی 2026 آمریکا و...)، از ضرورت مدیریت دانش های میان رشته ای جنگ با رویکرد جامعه شناسی ورزش سخن گفتند و افزودند که پدیده ها و رخداهای اجتماعی عرصه و موضوع بررسی، تحلیل، و ارائه راه کار توسط جامعه شناسان هستند. این پژوهشگر، نقش نهاد اجتماعی ورزش را در کلان روندهای اثرگذار بر سیاست، اقتصاد، اجتماع و حتی بر زندگی شخصی انسان ها مورد اشاره قرار داد و گفت که در جامعه شناسی ورزش؛ جنگ و تنش بین المللی به عنوان بحران کلان ساختاری تحلیل می شود و هر بحران خارجی، نهادهای داخلی را بازتعریف می کند. اینک نیز جنگ به عنوان یک کلان ساختار خارجی بر ورزش کشورمان اثرگذار است و کارکردهای آن را مورد بازتعریف قرار داده است. جهانفر در مورد ورزش و دوره پسا جنگ اظهار کرد: در دوران جنگ، در صورتی که کشوری مورد حمله قرار گرفته باشد، در جامعه مورد حمله قرار گرفته، آسیب های اجتماعی کاهش می یابد –مثل فنری جمع می شود و پس از جنگ رها می شود-، انسجام اجتماعی و در نتیجه سرمایه اجتماعی افزایش می یابد.
ولی در دوران پساجنگ در همان جوامع، افزایش تورم و پیچیدگی بیشتر نظام مسائل –به ویژه اقتصادی-، افزایش آسیب های اجتماعی مجرمانه و غیرمجرمانه، افزایش ریزش اجتماعی و سیاسی، افزایش شمار منتقدان از عملکرد حاکمیت را شاهد خواهیم بود.
مدیریت بر عواقب جنگ در دوران پساجنگ بسیار مهم و تکمیل کننده فداکاری های دوران دفاع ملی است.
افزایش سرمایه اجتماعی می تواند به تسهیل حکمرانی در دوران پساجنگ اثرگذار باشد. با توجه به اینکه دستیابی به فناوری و تسلط علمی بر مسائل، در حل نظام مسائل هر سازمان و افزایش رضایت عمومی اثرگذار است، گام برداری در مسیر توسعه علمی و فناورانه کشور و توجه به حفظ و افزایش سرمایه اجتماعی می تواند منجر به افزایش موفقیت در حکمرانی شود. افزایش اعتراضات اجتماعی و حتی احتمال شورش اجتماعی قابل تصور است. نویسنده کتاب ورزش و رزمش ضمن برشمردن تعدادی از مسائل مهم در نظام مسائل ورزش ایران، گفت که در مجموع نظام مسائل ورزش، در پساجنگ، پیچیده تر می شود.
جهانفر از جمله پیامدهای اقتصادی-اجتماعی جنگ تحمیلی بر ورزش ایران را مسائلی همچون؛ کاهش اسپانسرینگ، کاهش ورود سرمایه خارجی، قطع ارتباطات حرفه ای با برخی کشورها، تاخیر یا لغو اردوهای خارجی، رکود صنایع جانبی ورزش بر شمردند و در نهایت اینکه ورزش ایران جنگ تحمیلی سوم، از مسیر «ورزش حرفه ای» فاصله گرفته و به سمت «ورزش نمادین–ملی» حرکت خواهد کرد. همچنین پیامدهای روان اجتماعی بر ورزشکاران ملی پوش در پسا جنگ تحمیلی عبارتند از: افزایش اضطراب عملکرد ورزشکاران ملی پوش، فشار روانی ناشی از «مسئولیت ملی» بر روی ورزشکاران ملی پوش و مسئولان سازمان های ورزشی، فرسودگی روانی ورزشکاران ملی پوش و دوگانه سازی خطرناک میان «قهرمانان ملی» و «خائنان نمادین» یا «با نظام » و «بر علیه نظام».
در مورد مهاجرت ورزشکاران به خارج از کشور، در دوران پسا جنگ، مهاجرت ورزشکاران افزایش خواهد یافت. کاهش سرمایه نمادین داخلی و تضعیف نظام قهرمانی قابل پیش بینی است. در مجموع؛ یافته های جنگ تحمیلی دوم و سوم با رویکرد ورزش و در مقایسه با جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس 8 ساله) نشان دهنده این واقعیت است که؛
1-در جنگ تحمیلی دوم و سوم؛ دیپلماسی ورزشی بین المللی ایران ضعیف تر از دشمنان بوده است و نیازمند افزایش کارآمدی.
2-حل نشدن نظام مسائل ورزش ایران منجر به ضعف کارآمدی ورزش ایران در جنگ ترکیبی با دشمنان شده است.
3-ایران در ایجاد اجماع بین ورزشکاران اثرگذار، نیازمند تقویت روش های ایجابی است.
4-اثرگذاری مسئولان ورزشی بر مردم به نسبت اثرگذاری ورزشکاران قابل ارتقاء است.
5-به رغم اینکه ورزش بر ساختار جنگ ایران و ائتلاف آمریکایی- صهیونیستی اثرگذار است، ولی اثرگذاری سازمانهای ورزشی در ساختار این جنگ کم است.
6-در پساجنگ و آغاز اعتراضات مردمی، همچنان برخی از ورزشکاران، به عنوان اعضای گروه مرجع، نقش محوری در دو سوی درگیری خواهند داشت.
7-با توجه به وجود برخی از مسائل نظام مسائل ورزش کشور در سطح سایر اقشار و پیوند ورزشکاران سایر اقشار با یکدیگر در محیط باشگاه ها و...، احتمال سرایت و تشدید مسائل وجود دارد.
8-در جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس هشت ساله) به رغم انجام اقداماتی نظیر حضور برخی از کارکنان سازمان تربیت بدنی در مناطق عملیاتی، کمک های مردمی کارکنان سازمان تربیت بدنی، واگذاری برخی از اماکن ورزشی به منظور نگهداری اسرای عراقی، واگذاری برخی از سالن های ورزشی به مناطق پشتیبانی برای تسهیل و حتی نگهداری مهمات، اعزام مربیان برای آموزش ورزشی رزمندگان در مراکز آموزشی نظامی و پادگان ها و چند اقدام دیگر، در واقع اراده، برنامه ریزی و انسجام لازم از سوی تصمیم سازان و تصمیم گیران حوزه ورزش و جنگ برای بهره گیری از ظرفیت بالای سازمانهای ورزشی در راستای اهداف جنگ مشاهده نشد. در واقع اقدامات انجام شده و میزان اثرگذاری ورزش در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، در برابر ظرفیت بالای نهادهای ورزشی، قابلیت ارتقاء و اثرگذاری بیشتر را داشت.
9-در جنگ تحمیلی دوم (12 روزه) و به ویژه جنگ تحمیلی سوم (40 روزه)، اثرگذاری ورزش و سازمانهای ورزشی بر جنگ بیش از جنگ تحمیلی اول بوده است. البته تا رسیدن به حد مطلوب، فاصله هنوز پابرجاست.
10- اگرچه ورزش در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران اثرگذار بود ولی، سازمانهای ورزشی در آن مقطع نتوانستند به عاملی برای کاهش تنش و درگیری در این جنگ مبدل شوند. همچنین ورزش عاملی برای رونق جنگ و افزایش درگیری نظامی عراق و ایران محسوب نمی شود. البته حضور ورزشکاران ایرانی در جبهه توانست منجر به افزایش انگیزه حضور مردم ایران در جنگ و حمایت اجتماعی از ادامه فرایند جنگ شود.
همچنین نمی توان این واقعیت را انکار کردکه ورزشکاران به تنهایی نمی توانند مقدمات صلح یا جنگ را مهیا کنند. بلکه در چهارچوب نقشه راه سیاست مداران، تصمیم سازان و تصمیم گیران نقش محوری خود را در در راستای تبلیغات جذب مشارکت مردم در جنگ به ثمر می رسانند. نباید فراموش کرد که در فرایند شکل گیری نگرش و تصمیم گیری و کنش افراد در جامعه عواملی چند نقش دارند از جمله مهمترین آنها افراد یا گروه های مرجع محسوب می شوند که مبنا و معیار داوری و ارزیابی کار کنش گران اجتماعی قرار می گیرند. گروه های مرجع دو کارکرد عمده ی هنجاری و مقایسه ای دارند. البته در مواردی از ظرفیت ورزش، ورزشکاران و نهادهای ورزشی برای از بین بردن موقعیت های صلح آمیز و تحریک دشمنی استفاده شده است.
در جنگ ایران و عراق با ورزشکارانی مواجه ایم که به عنوان رزمنده وارد جنگ ایران و عراق شدند و این اقدام آن ها (به عنوان گروه مرجع) منجر به تشویق حضور سایر افراد برای حضور در جبهه شد.
در نهایت اینکه در دوران پسا جنگ؛ افزایش پیچیدگی نظام مسائل حوزه ورزش، نحوه عملکرد وزارت ورزش و جوانان در ایجاد و حفظ انسجام جامعه ورزش، کاهش اعتبارات مالی، تضعیف سامانه قهرمانی، افزایش مهاجرت ورزشی، تاخیر در بازسازی یا نوسازی سالن های ورزشی تخریب شده یا آسیب دیده در جنگ و احتمال تغییر کاربری برخی از اماکن ورزشی، کاهش حضور بخش خصوصی در ورزش، تعدیل نیرو در مشاغل حوزه ورزش، کاهش تاب آوری سه گانه (سرمایه انسانی، ساختار و تجهیزات)، اعمال سیاست های انقباظی در حوزه اقتصادی ورزشی، و...، منجر به تغییرات احتمالی در شیوه حکمرانی در حوزه ورزشی خواهد شد. ادغام برخی از ساختارها و سازمان ها، نظیر تعدادی از معاونت ها و ادارات کل ستادی وزارت ورزش و امور جوانان، ادغام برخی از فدراسیون های همسو، و حتی احتمال مطرح شدن پیشنهاد انحلال وزارت ورزش و جوانان و تشکیل سازمان ورزش و جوانان در محافل اندیشه ای قابل تصور است.
منبع:
https://isa.org.ir/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D9%86%D8%B4%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7/374-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D9%86%D8%B4%D8%B3%D8%AA-%DA%AF%D8%B1%D9%88%D9%87-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87%E2%80%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%88%D8%B1%D8%B2%D8%B4/8157-%D9%88%D8%B1%D8%B2%D8%B4-%D9%88-%D8%AC%D9%86%DA%AF%D8%9B-%D9%81%D8%B1%D8%B5%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%AA%D9%87%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7
