Saeed Yaqubianallaf
19 یادداشت منتشر شدهپارادوکس نان و بیت کوین
مشاهده هم زمان دو صحنه در زندگی روزمره امروز ایران، پرسشی تامل برانگیز را پیش روی ما قرار می دهد: از یک سو، صف های فشرده نانوایی های یارانه ای و افزایش وابستگی خانوارها به کالابرگ الکترونیکی برای تامین حداقل های معیشتی؛ و از سوی دیگر، حضور روزافزون جوانانی که در وسایل حمل ونقل عمومی، نمودار قیمت بیت کوین، سویی و سایر دارایی های دیجیتال را رصد می کنند. این هم زمانی، تصویری متناقض اما واقعی از وضعیت کنونی اقتصاد ایران ارائه می دهد؛ وضعیتی که می توان آن را «پارادوکس نان و بیت کوین» نامید.
در آستانه نیمه بهمن ماه ۱۴۰۴، اجرای گسترده طرح کالابرگ الکترونیکی برای تامین کالاهای اساسی، از جمله مرغ، تخم مرغ و اقلام ضروری دیگر، نشان می دهد که سازوکارهای توزیع و حمایت اقتصادی در کشور به طور فزاینده ای به زیرساخت های دیجیتال متکی شده اند. با این حال، این تحول فناورانه لزوما به معنای بهبود قدرت خرید یا رفاه اقتصادی شهروندان نیست. به بیان دقیق تر، آنچه در حال وقوع است، نه صرفا دیجیتالی شدن خدمات، بلکه نوعی «دیجیتالی شدن فقر» است؛ فرآیندی که در آن، فقر و محدودیت معیشتی در قالب سازوکارهای نوین دیجیتال مدیریت و بازتوزیع می شود. با این همه، همین بستر در حال شکل دادن به نوعی آمادگی ذهنی و رفتاری در جامعه برای پذیرش اشکال غیرمادی و غیرفیزیکی ارزش، اعتبار و دارایی است.
در این میان، رمزارزها جایگاه ویژه ای در این دگردیسی اقتصادی یافته اند. برخلاف برخی تلقی های رایج، دارایی های دیجیتال در ایران دیگر صرفا ابزاری برای سفته بازی یا کنجکاوی فناورانه نیستند، بلکه به تدریج به بخشی از سازوکار بقا و انطباق اقتصادی تبدیل شده اند. با وجود فشارهای نظارتی، ابهام های حقوقی و موضع گیری های متناقض نهادهای رسمی، بازار رمزارز در ایران همچنان فعال و پویا باقی مانده است. این پایداری نشان می دهد که تقاضا برای استفاده از دارایی های دیجیتال، ریشه در نیازهای واقعی اقتصادی دارد، نه صرفا هیجان های گذرا.
البته این فضا با چالش های جدی نیز همراه است. اعتماد عمومی به پلتفرم های داخلی به دلیل مخاطراتی همچون مداخلات نظارتی، نااطمینانی حقوقی و تهدیدهای امنیتی از جمله هک، با تزلزل مواجه شده است. در غیاب یک چارچوب شفاف و باثبات تنظیم گری، کاربران ناگزیرند میان ریسک استفاده از زیرساخت های داخلی و خطرات ناشی از فعالیت در صرافی های خارجی یکی را انتخاب کنند؛ وضعیتی که در نهایت می تواند به خروج سرمایه و افزایش آسیب پذیری دارایی های کاربران ایرانی بینجامد.
در عین حال، نمی توان انکار کرد که رمزارزها در سطحی فراتر از استفاده فردی، در حال ایفای نقشی راهبردی در اقتصاد ایران هستند. شواهد متعدد نشان می دهد که دارایی های دیجیتال، عملا به ابزاری برای کاهش اصطکاک های ناشی از تحریم و تسهیل برخی مبادلات فرامرزی تبدیل شده اند. از این منظر، رمزارز در ایران دیگر یک موضوع حاشیه ای یا محدود به علاقه مندان فناوری نیست، بلکه باید آن را بخشی از منطق بقا در اقتصاد تحت فشار و محدودیت دانست.
با این حال، تحلیل بازار در سال ۲۰۲۶ نشان می دهد که دوران رشد فراگیر و بی تمایز دارایی های دیجیتال تا حد زیادی به پایان رسیده است. اگرچه برخی پیش بینی های بین المللی از ظرفیت رشد قابل توجه بیت کوین حکایت دارند، اما این امر به معنای تکرار الگوهای پیشین در بازار آلت کوین ها نیست. آنچه اکنون بیش از هر زمان دیگر اهمیت یافته، «نقدینگی هوشمند» و توانایی تشخیص جریان های واقعی سرمایه از موج های تبلیغاتی و هیجانی است.
در بستر اقتصاد ایران، رمزارزها کارکردی مضاعف یافته اند. این دارایی ها برای بسیاری از شهروندان دیگر صرفا ابزار کسب سود نیستند، بلکه نقش «جانشین ذخیره ارزش» را ایفا می کنند. در شرایطی که بی ثباتی پول ملی ادامه دارد، تبدیل ریال به تتر یا دیگر دارایی های دیجیتال برای بخش مهمی از جامعه، نه یک استراتژی سرمایه گذاری، بلکه روشی برای حفظ ارزش دارایی و کاهش فرسایش ناشی از تورم است. به همین دلیل، باید رمزارز را در ایران امروز نه فقط در قالب یک فناوری مالی نوظهور، بلکه به عنوان بخشی از رفتار دفاعی خانوارها در برابر نااطمینانی اقتصادی تحلیل کرد.
یکی از مهم ترین موانع توسعه این حوزه در ایران، نگاه امنیتی و تهدیدمحور به اقتصاد دیجیتال است. تا زمانی که فعالان این عرصه در وضعیت مبهم «فعالیت بدون مجوز رسمی اما بدون ممنوعیت صریح» قرار داشته باشند، امکان شکل گیری سرمایه گذاری کلان، توسعه زیرساخت های باثبات و افزایش اعتماد عمومی فراهم نخواهد شد. این بلاتکلیفی نهادی، نه تنها مانع رشد اکوسیستم داخلی می شود، بلکه کاربران و سرمایه ها را به سمت بسترهای خارجی سوق می دهد؛ بسترهایی که خود نیز با ریسک های قابل توجهی از جمله مسدودسازی یا محدودیت دسترسی برای کاربران ایرانی همراه اند.
در مجموع، اقتصاد دیجیتال در ایران ۱۴۰۴ دیگر یک انتخاب لوکس یا یک حوزه جانبی نیست، بلکه به یکی از معدود مسیرهای تنفس اقتصادی تبدیل شده است. جامعه ایرانی در سال های اخیر ناخواسته آموخته است که چگونه در بسترهای محدود و پرریسک، از ابزارهای دیجیتال برای تامین نیازهای روزمره، حفظ ارزش دارایی و انجام مبادلات استفاده کند. با این حال، در بازاری که نهاد ناظر آن مسئولیت پذیری محدودی از خود نشان می دهد، اتکای صرف به جریان های رسانه ای یا فضای تبلیغاتی می تواند بسیار پرهزینه باشد. در چنین شرایطی، دانش تخصصی، سواد مالی و ارتقای مستمر مهارت های فردی، مهم ترین ابزارهای مواجهه هوشمندانه با این زیست بوم پیچیده و متغیر به شمار می روند.
11 بهمن ماه 1404