نقش شایعه پراکنی رسانه های خبری بر افکار عمومی در زمان جنگ

18 خرداد 1405 - خواندن 4 دقیقه - 44 بازدید




شایعه پراکنی رسانه های خبری در زمان جنگ یکی از پیچیده ترین و درعین حال خطرناک ترین پدیده هایی است که می تواند بنیان اعتماد عمومی را در کوتاه ترین زمان ممکن متزلزل کند. در شرایط جنگ، جامعه در وضعیت اضطراب ، کمبود اطلاعات معتبر و حساسیت روانی قرار دارد؛ همین وضعیت، زمینه مناسبی را برای انتشار شایعات و اخبار تحریف شده ایجاد می کند. رسانه هایی که آگاهانه یا ناآگاهانه به این جریان دامن می زنند، نه تنها واقعیت را مخدوش می کنند، بلکه به طور مستقیم بر امنیت روانی، انسجام اجتماعی و اعتماد مردم به نهادهای رسمی اثر می گذارند. 

 در زمان جنگ، اطلاعات به اندازه سلاح اهمیت دارد. هر خبر می تواند روحیه مردم را تقویت یا تضعیف کند، تصمیمات سیاسی را تغییر دهد و حتی مسیر عملیات نظامی را تحت تاثیر قرار دهد. رسانه های شایعه ساز با انتشار اخبار تاییدنشده، بزرگ نمایی شکست ها، پنهان سازی موفقیت ها یا ساختن روایت های جعلی، فضای ذهنی جامعه را به سمت بی ثباتی سوق می دهند. این بی ثباتی، نخستین ضربه را به اعتماد عمومی وارد می کند؛ زیرا مردم در مواجهه با حجم انبوه اطلاعات متناقض، دیگر نمی دانند کدام منبع قابل اعتماد است و کدام روایت حقیقت دارد. در چنین فضایی، شک و تردید جایگزین اطمینان می شود. مردم به تدریج نسبت به رسانه های رسمی، نهادهای حکومتی و حتی تحلیلگران مستقل بی اعتماد می شوند. این بی اعتمادی، پیامدهای عمیقی دارد: کاهش مشارکت اجتماعی، افزایش اضطراب جمعی، گسترش تئوری های توطئه و شکل گیری شکاف های اجتماعی. شایعه پراکنی رسانه ای در زمان جنگ، تنها یک خطای حرفه ای نیست؛ بلکه اقدامی است که می تواند امنیت ملی را تهدید کند و جامعه را در برابر عملیات روانی دشمن آسیب پذیرتر سازد. از سوی دیگر، رسانه های شایعه پراکن با بهره گیری از سرعت انتشار در شبکه های اجتماعی، می توانند موجی از اطلاعات غلط را در چند دقیقه به سراسر جامعه منتقل کنند. الگوریتم های پلتفرم ها نیز معمولا محتواهای هیجانی و تحریک کننده را بیشتر نمایش می دهند؛ بنابراین شایعات جنگی، به سرعت در ذهن مردم جا می گیرند و حتی پس از تکذیب رسمی نیز اثر روانی خود را حفظ می کنند. این پدیده که در روان شناسی رسانه به «اثر ماندگاری شایعه» معروف است، نشان می دهد که مقابله با شایعات تنها با تکذیب کافی نیست، بلکه نیازمند اعتمادسازی پایدار و اطلاع رسانی شفاف است. 

 در زمان جنگ، دشمنان نیز از شایعه پراکنی به عنوان ابزار جنگ روانی استفاده می کنند. انتشار اخبار ساختگی درباره تلفات، کمبود تجهیزات، اختلاف میان فرماندهان یا نارضایتی مردم، می تواند روحیه جامعه را تضعیف کند و حتی بر تصمیم گیری های سیاسی اثر بگذارد.

 اگر رسانه های داخلی نیز ناخواسته یا از روی بی مسئولیتی به این جریان کمک کنند، عملا در زمین دشمن بازی کرده اند. در چنین شرایطی، حفظ اعتماد عمومی به عنوان یک سرمایه ملی، نیازمند برخورد قاطع با رسانه های شایعه ساز و تقویت رسانه های مسئولیت پذیر است. 

 اعتماد عمومی زمانی شکل می گیرد که مردم احساس کنند رسانه ها حقیقت را بدون تحریف، پنهان کاری یا اغراق منتقل می کنند. اما وقتی رسانه ها به جای اطلاع رسانی دقیق، به دنبال جذب مخاطب از طریق انتشار اخبار هیجانی و غیرمستند باشند، این اعتماد فرو می ریزد. فروپاشی اعتماد عمومی در زمان جنگ، جامعه را در برابر ترس، سردرگمی و ناامیدی آسیب پذیر می کند و این دقیقا همان چیزی است که شایعه پراکنی به آن دامن می زند. 

 بنابراین ، نقش رسانه ها در زمان جنگ نه تنها اطلاع رسانی، بلکه حفاظت از انسجام روانی و اجتماعی جامعه است. برخورد با شایعه پراکنی باید جدی، سریع و همراه با آموزش سواد رسانه ای برای مردم باشد. جامعه ای که بتواند شایعه را از خبر تشخیص دهد، کمتر دچار تشویش می شود و اعتماد خود را به منابع معتبر حفظ می کند. در نهایت، مقابله با شایعه پراکنی رسانه ای در زمان جنگ، بخشی از دفاع ملی است؛ دفاعی که نه با سلاح، بلکه با آگاهی، شفافیت و مسئولیت پذیری شکل می گیرد.