saeideh Bandegi Monfared
52 یادداشت منتشر شدهچه روایت هایی دیده نمی شوند؟ حاشیه ها در عصر رسانه ها
در سپهر رسانه ای، «روایت گری» همواره با نوعی «انتخاب استراتژیک» گره خورده است. اما آنچه در این انتخاب کمتر مورد توجه قرار می گیرد، نه آن چیزی است که به نمایش درآمده، بلکه آن چیزی است که در تاریکی حاشیه باقی مانده است. روایت های غالب، همچون چراغ قوه ای در یک اتاق تاریک عمل می کنند؛ آن ها بخشی از واقعیت را روشن می سازند و در عین حال، بخش های دیگر را در سایه ای عمیق تر فرو می برند. مفهوم «روایت های فراموش شده»، به همین بخش های تاریک اشاره دارد؛ داستان هایی که به دلیل تناسب نداشتن با هژمونی حاکم، نبود صرفه اقتصادی برای جلب توجه، یا مغایرت با ساختارهای قدرت، از گردونه بازنمایی خارج شده اند.
در عصر پلتفرم های دیجیتال، این پدیده ابعاد پیچیده تری یافته است. در گذشته، دروازه بانان خبر (سردبیران و مدیران رسانه) مسئول حذف یا انتخاب بودند، اما امروز الگوریتم ها با «مهندسی رویت پذیری»، روایت های همسو با علایق اکثریت را تکثیر می کنند و روایت های متفاوت یا اقلیت را به گوشه های دوردست فضای مجازی می رانند. این فرآیند، منجر به نوعی «تقلیل گرایی معنایی» شده است. وقتی تنها یک یا دو روایت از یک رخداد پیچیده در صدر اخبار قرار می گیرد، سایر روایت های جایگزین که می توانستند ابعاد انسانی، تاریخی یا ساختاری آن رویداد را روشن کنند، به مثابه روایت های «نامرئی» در تاریخ رسانه ای دفن می شوند.
حذف این روایت ها تصادفی نیست؛ بلکه یک کنش سیاسی و اجتماعی است. روایت های فراموش شده معمولا صدای کسانی هستند که قدرت لازم برای «روایت گری» را ندارند؛ اقلیت های اجتماعی، منتقدان ساختارها، گروه های حاشیه نشین یا تحلیل های عمیقی که در هیاهوی «خبر فوری» جایگاهی ندارند. وقتی این روایت ها دیده نمی شوند، جهان معنایی مخاطب به شدت محدود می شود. مخاطب گمان می کند «واقعیت» همین چیزی است که در ویترین رسانه ها چیده شده است و چیزی فراتر از آن وجود ندارد. در واقع، فراموشی روایت ها، ابزاری است برای مشروعیت بخشی به وضع موجود و مسدود کردن راه برای پرسش های بنیادین.
تحلیل انتقادی رسانه، بدون توجه به غایبان، ناقص است. پژوهشگر رسانه و مخاطب آگاه، باید همچون «باستان شناس غیبت ها» عمل کنند. در مواجهه با هر روایت مسلط، باید پرسید: «چه کسانی در این قاب حضور ندارند؟»، «چه نگاهی به این رخداد نادیده گرفته شده است؟» و «چرا این بخش از حقیقت به حاشیه رانده شده است؟».
بازگرداندن روایت های فراموش شده به متن اصلی، یک کنش اخلاقی و علمی است. رسانه، اگر بخواهد آئینه ای برای جهان باشد، نمی تواند تنها بخش های صیقل خورده و محبوب واقعیت را بازتاب دهد. شناخت آنچه دیده نمی شود، برای فهم تمامیت جهان ضروری است. ما تنها زمانی می توانیم ادعا کنیم که سواد روایی داریم که یاد بگیریم در سکوت رسانه ها، پژواک روایت های سرکوب شده یا نادیده گرفته شده را بشنویم؛ چرا که حقیقت کامل، نه در متن غلوآمیز رسانه ها، بلکه در فاصله ی میان روایت های گفته شده و روایت های فراموش شده نهفته است.