تحلیل نقش الگوریتم ها از انتخاب محتوا تا شکل دهی افکار عمومی

نقش الگوریتم ها در تغییر ماهیت رسانه های مجازی را باید در پیوند میان قدرت محاسباتی ، اقتصاد توجه و مهندسی رفتار جستجو کرد. الگوریتم ها رسانه را از یک بستر ارتباطی به یک سازوکار پیش بینی گر تبدیل کرده اند که نه فقط محتوا را انتخاب می کند، بلکه مسیر توجه ، الگوی مصرف و حتی شکل گیری افکار عمومی را هدایت می کند.
در نخستین نسل رسانه های مجازی، کاربر هنوز در مرکز بود و انتخاب محتوا بر اساس کنش مستقیم او انجام می شد، اما با ورود الگوریتم های یادگیری ماشین ، رسانه از «فضای انتخاب» به «فضای هدایت» تغییر ماهیت داد.
الگوریتم ها با تحلیل رفتار کاربران، تاریخچه جست وجو، مدت زمان توقف روی محتوا و تعاملات ریز و درشت، تصویری دقیق از سلیقه و نیازهای احتمالی می سازند و سپس محتوایی را عرضه می کنند که بیشترین احتمال درگیری ذهنی را دارد، نه لزوما بیشترین ارزش اطلاعاتی را. این تغییر، رسانه را از یک ابزار انتقال پیام به یک ماشین تولید و تقویت رفتار تبدیل کرده است؛ الگوریتم ها نه تنها آنچه را می بینیم تعیین می کنند، بلکه آنچه را نمی بینیم نیز حذف می کنند و این حذف، همان قدر مهم است که انتخاب. در چنین ساختاری، افکار عمومی نه از طریق گفت وگوی آزاد، بلکه از طریق چیدمان هوشمند محتوا شکل می گیرد؛ محتواهایی که بیشترین قابلیت تحریک، بیشترین ظرفیت ماندگاری در ذهن و بیشترین توانایی ایجاد واکنش دارند، در اولویت قرار می گیرند و این اولویت بندی، ساختار ادراک جمعی را تغییر می دهد. الگوریتم ها با ایجاد «حباب های اطلاعاتی» هر کاربر را در جهان رسانه ای مختص خود قرار می دهند؛ جهانی که در آن باورهای موجود تقویت می شود، دیدگاه های مخالف کمتر دیده می شود و واقعیت به مجموعه ای از روایت های شخصی سازی شده تبدیل می شود. این شخصی سازی، رسانه را از فضای مشترک به فضای پراکنده تبدیل کرده و افکار عمومی را از یک کل منسجم به مجموعه ای از گروه های کوچک و هم صدا بدل کرده است. الگوریتم ها همچنین با منطق بهینه سازی توجه کار می کنند. هدف آن ها نگه داشتن کاربر در پلتفرم است، نه ارائه حقیقت یا تقویت سواد رسانه ای، بنابراین محتوای احساسی، جنجالی، قطبی و سریع الانتشار بیش از محتوای تحلیلی، دقیق و متعادل دیده می شود و این روند، افکار عمومی را به سمت واکنش گرایی، هیجان زدگی و قطبی شدن سوق می دهد.
در این میان، نقش الگوریتم ها از انتخاب محتوا فراتر رفته و به مهندسی جریان اطلاعات رسیده است؛ آن ها تعیین می کنند کدام موضوعات ترند شوند، کدام روایت ها دیده شوند و کدام صداها در حاشیه بمانند، و این قدرت، رسانه های مجازی را به یکی از مهم ترین ابزارهای شکل دهی به ادراک جمعی تبدیل کرده است. الگوریتم ها همچنین با استفاده از داده های رفتاری، مدل هایی می سازند که می توانند واکنش کاربران را پیش بینی کنند و این پیش بینی، به تدریج به هدایت رفتار تبدیل می شود. کاربر تصور می کند انتخاب می کند، اما در واقع انتخاب او نتیجه مجموعه ای از پیشنهادهای هوشمندانه است که بر اساس الگوهای رفتاری اش طراحی شده اند. این وضعیت، مرز میان آزادی انتخاب و هدایت نامرئی را مبهم کرده و رسانه را از یک فضای دموکراتیک به یک فضای کنترل نرم تبدیل کرده است؛ کنترلی که نه از طریق سانسور مستقیم، بلکه از طریق چیدمان هوشمند محتوا اعمال می شود.
نقش الگوریتم ها در تغییر ماهیت رسانه های مجازی را باید در این حقیقت دید که آن ها رسانه را از «ابزار ارتباط» به «زیرساخت محاسباتی شکل دهی ادراک» تبدیل کرده اند؛ زیرساختی که در آن هر کلیک، هر توقف، هر اسکرول و هر واکنش، داده ای است که به بازتولید چرخه ای از محتوا منجر می شود و این چرخه، افکار عمومی را نه بر اساس گفت وگو، بلکه بر اساس الگوهای رفتاری قابل پیش بینی شکل می دهد.