تحول ماهیتی رسانه ها از عصر چاپ تا عصر الگوریتم ها

2 تیر 1405 - خواندن 5 دقیقه - 28 بازدید




تحول ماهیتی رسانه ها از عصر چاپ تا عصر الگوریتم ها داستان دگرگونی یک نظام ارتباطی است که از انتقال خطی معنا به تولید شبکه ای و سپس به توزیع هوشمند و پیش بینی گر محتوا رسیده است. 

در عصر چاپ، رسانه ها بر پایه عناصر کمیاب بنا شده بودند ؛، کمیابی ابزار تولید، کمیابی دسترسی و کمیابی صدا، و همین کمیابی ساختاری سلسله مراتبی ایجاد می کرد که در آن تولیدکننده در راس و مخاطب در پایین ترین سطح قرار داشت و جریان اطلاعات یک سویه، کند و کنترل پذیر بود، اما با ورود رسانه های الکترونیک، این ساختار نخستین ترک ها را برداشت، زیرا سرعت انتقال پیام افزایش یافت، صداها تکثیر شدند و مفهوم «زمان واقعی» به رسانه معنا بخشید.

 رادیو و تلویزیون با ایجاد تجربه هم زمانی، مخاطب را از حالت منفعل مطلق خارج کردند، هرچند هنوز ساختار تولید متمرکز باقی مانده بود. با ظهور اینترنت، ماهیت رسانه وارد مرحله ای شد که در آن کمیابی جای خود را به وفور داد، وفور محتوا، وفور صداها و وفور مسیرهای ارتباطی، و این وفور ساختار رسانه را از حالت عمودی به حالت افقی تغییر داد.

 مخاطب به تولیدکننده تبدیل شد، مرز میان حرفه ای و آماتور فرو ریخت و رسانه از «نهاد» به «فرایند» تبدیل شد، فرایندی که در آن هر کاربر یک گره در شبکه است و جریان اطلاعات نه تنها از بالا به پایین، بلکه از پایین به بالا و میان گره ای حرکت می کند. شبکه های اجتماعی این تحول را رادیکال تر کردند، زیرا رسانه را از سطح ابزار به سطح زیست جهان منتقل کردند؛ رسانه دیگر فقط وسیله انتقال پیام نبود، بلکه محیطی بود که هویت، روابط، سیاست و فرهنگ در آن شکل می گرفت، و این محیط با منطق «تعامل» و «بازخورد فوری» کار می کرد، منطقی که ساختار رسانه را از تولید محتوای پایدار به تولید محتوای لحظه ای و واکنشی سوق داد. اما نقطه عطف اصلی زمانی رخ داد که الگوریتم ها وارد میدان شدند.

 الگوریتم ها رسانه را از یک شبکه اجتماعی به یک نظام پیش بینی گر تبدیل کردند، نظامی که نه تنها محتوا را توزیع می کند، بلکه سلیقه را شکل می دهد، رفتار را هدایت می کند و حتی نیاز را پیش از آگاهی کاربر تشخیص می دهد. در عصر چاپ، رسانه بر اساس «انتخاب سردبیر» عمل می کرد، در عصر الکترونیک بر اساس «جریان پخش»، در عصر اینترنت بر اساس «انتخاب کاربر»، اما در عصر الگوریتم ها بر اساس «پیش بینی ماشین» عمل می کند؛ این تغییر ساختاری، ماهیت رسانه را از یک نهاد انسانی به یک سازوکار محاسباتی تبدیل کرده است، سازوکاری که در آن ارزش محتوا نه به کیفیت، بلکه به قابلیت گردش، ماندگاری در توجه و سازگاری با الگوهای رفتاری کاربران وابسته است. در این گذار تاریخی، قدرت رسانه از تولیدکنندگان به کاربران و سپس از کاربران به الگوریتم ها منتقل شده است؛ الگوریتم ها اکنون نقش سردبیر، توزیع کننده، تحلیل گر و حتی روان شناس را ایفا می کنند و رسانه را از یک فضای عمومی به یک فضای شخصی سازی شده تبدیل کرده اند، فضایی که در آن هر کاربر جهان رسانه ای مختص خود را تجربه می کند و این شخصی سازی، ساختار مشترک تجربه رسانه ای را که در عصر چاپ و الکترونیک وجود داشت، از میان برده است

در عصر چاپ، جامعه با خواندن روزنامه یک تجربه مشترک داشت، در عصر تلویزیون با تماشای برنامه های سراسری، اما در عصر الگوریتم ها هر فرد در حباب اطلاعاتی خود زندگی می کند و این حباب ها ساختار اجتماعی را از وحدت به تکثر و از تکثر به پراکندگی سوق داده اند. 

تحول ماهیتی رسانه ها در واقع تحول قدرت است . قدرت معنا در عصر چاپ در دست نهادها بود، در عصر اینترنت در دست کاربران، و در عصر الگوریتم ها در دست سیستم هایی که نه انسان اند و نه بی طرف؛ این سیستم ها با منطق بهینه سازی عمل می کنند، نه با منطق حقیقت یا منفعت عمومی، و همین امر رسانه را از یک ابزار اطلاع رسانی به یک سازوکار شکل دهی رفتار تبدیل کرده است. 

دگرگونی در این سطح نشان می دهد که رسانه ها نه تنها تغییر کرده اند، بلکه «ماهیت» آن ها دگرگون شده است. از انتقال پیام به مهندسی توجه، از تولید محتوا به مدیریت داده، و از ارتباط انسانی به تعامل انسان–ماشین؛ و این مسیر همچنان ادامه دارد، زیرا الگوریتم ها هر روز پیچیده تر می شوند و رسانه هر روز کمتر به گذشته خود شباهت دارد.