مردان خاموش بحران: فرسودگی روانی، فشار معیشتی و گسست حمایت های اجتماعی به عنوان عوامل خطر خودکشی در مردان سرپرست خانوار

2 تیر 1405 - خواندن 4 دقیقه - 29 بازدید


خودکشی یکی از مهم ترین چالش های سلامت عمومی در جهان است و پژوهش های سال های اخیر نشان می دهند که عوامل اجتماعی و اقتصادی، در کنار عوامل روان شناختی، نقش مهمی در شکل گیری افکار و رفتارهای خودکشی گرایانه دارند. اگرچه خودکشی پدیده ای چندعاملی است، اما فشارهای اقتصادی، ناامنی شغلی، فرسودگی روانی و ضعف حمایت اجتماعی از جمله عواملی هستند که می توانند آسیب پذیری افراد را افزایش دهند. در این میان، مردان سرپرست خانوار به دلیل مسئولیت تامین معاش خانواده و انتظارات اجتماعی مرتبط با نقش نان آوری، ممکن است در شرایط بحران های اقتصادی و اجتماعی در معرض فشار بیشتری قرار گیرند.

فشار اقتصادی و نقش نان آوری

در بسیاری از فرهنگ ها، از جمله جامعه ایران، نقش تامین کننده مالی خانواده همچنان بخش مهمی از هویت اجتماعی مردان محسوب می شود. از دست دادن شغل، کاهش درآمد یا ناتوانی در تامین نیازهای خانواده می تواند احساس ناکارآمدی، شرم، درماندگی و ناامیدی را تشدید کند. مطالعات مروری و فراتحلیل های اخیر نشان داده اند که بیکاری، درآمد پایین و برخی شرایط شغلی نامطلوب با افزایش خطر خودکشی در مردان ارتباط معنادار دارند. همچنین شواهد پژوهشی حاکی از آن است که دوره های رکود اقتصادی و بحران های مالی اغلب با افزایش نرخ خودکشی همراه بوده اند.

فرسودگی روانی در شرایط بحران

بحران های اقتصادی، نااطمینانی نسبت به آینده و نگرانی مداوم درباره معیشت خانواده می توانند به فرسودگی روانی منجر شوند. فرسودگی روانی حالتی از خستگی هیجانی، احساس ناتوانی و کاهش منابع مقابله ای فرد است. مردان سرپرست خانوار ممکن است در چنین شرایطی برای مدت طولانی تحت فشار قرار گیرند، بدون آنکه فرصت یا امکان کافی برای بازیابی روانی داشته باشند. تداوم این وضعیت می تواند خطر افسردگی، اضطراب، اختلالات خواب و احساس ناامیدی را افزایش دهد؛ عواملی که در ادبیات علمی از عوامل خطر مهم خودکشی شناخته می شوند.

گسست حمایت های اجتماعی و عاطفی

یکی از یافته های مهم پژوهش های جدید، نقش محافظتی حمایت اجتماعی در برابر افکار و رفتارهای خودکشی گرایانه است. افرادی که از حمایت خانواده، دوستان و شبکه های اجتماعی برخوردارند، معمولا توانایی بیشتری برای مقابله با بحران ها دارند. در مقابل، انزوای اجتماعی، احساس تنهایی و ضعف پیوندهای عاطفی می تواند خطر خودکشی را افزایش دهد.

این موضوع در مورد مردان اهمیت ویژه ای دارد. بسیاری از مردان به دلیل هنجارهای فرهنگی مرتبط با مردانگی، کمتر درباره مشکلات روانی خود صحبت می کنند و کمتر از خدمات سلامت روان استفاده می کنند. در نتیجه ممکن است فشارهای روانی را به صورت خاموش و بدون دریافت حمایت مناسب تحمل کنند.

مردان؛ قربانیان خاموش بحران

پژوهش های بین المللی نشان می دهند که خودکشی در بسیاری از کشورها در میان مردان بیشتر از زنان منجر به مرگ می شود. برخی پژوهشگران معتقدند که ترکیب فشارهای اقتصادی، انتظارات اجتماعی از نقش نان آوری، دشواری در درخواست کمک و محدود بودن شبکه های حمایت عاطفی، می تواند بخشی از این تفاوت را توضیح دهد.

در شرایطی که جامعه با نااطمینانی های اقتصادی، تنش های اجتماعی یا بحران های منطقه ای مواجه است، توجه به سلامت روان مردان سرپرست خانوار اهمیت بیشتری پیدا می کند. این گروه نه تنها مسئولیت مدیریت فشارهای شخصی خود را بر عهده دارند، بلکه بار روانی حمایت از اعضای خانواده را نیز تحمل می کنند.

راهکارها و پیشنهادها

کاهش خطر خودکشی در مردان سرپرست خانوار نیازمند رویکردی چندسطحی است. توسعه حمایت های اقتصادی و شغلی، افزایش دسترسی به خدمات سلامت روان، آموزش مهارت های مقابله ای، کاهش انگ مراجعه به روان شناس و تقویت شبکه های حمایت اجتماعی از جمله اقدامات ضروری در این زمینه هستند. همچنین لازم است سیاست گذاران سلامت روان، مردان را به عنوان یکی از گروه های مهم و در عین حال کمتر دیده شده در برنامه های پیشگیری از خودکشی مورد توجه قرار دهند.


جمع بندی

خودکشی صرفا پیامد یک اختلال روانی نیست، بلکه می تواند حاصل تعامل پیچیده عوامل اقتصادی، اجتماعی و روان شناختی باشد. فشار معیشتی، فرسودگی روانی، انزوای اجتماعی و ضعف حمایت های عاطفی از جمله عواملی هستند که می توانند مردان سرپرست خانوار را در شرایط بحران آسیب پذیرتر کنند. توجه به این عوامل و طراحی مداخلات حمایتی مناسب می تواند گامی مهم در حفظ سلامت روان و پیشگیری از رفتارهای خودکشی گرایانه باشد.