چرا ترامپ راضی شد به ایران حمله کند؟
سالها است که امریکا از انواع و اقسام روش ها برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران استفاده کرده تا بلکه بتواند نظام را ساقط کند و حتی ایران را به چند کشور کوچک تجزیه کند .تحمیل جنگ هشت ساله با صدام به ایران ،انواع و اقسام تحریمها علیه ایران به بهانه های مختلف ، تشکیل داعش و حمایت از گروه های تروریستی در نزدیکی مرزهای ایران ،حمایت از طیف اپوزسیون و تجزیه طلبه ها و تامین تجهیزات و تامین مالی این گروهها ،جنگ نرم و حمله به فرهنگ و ارزش های ایرانی و اسلامی ،حمایت قاطع و تامین مالی و تجهیز افرادی که در کشور قصد ایجاد فتنه و آشوب داشتند و حمایت علنی از تمام کسانی که در این فتنه و آشوب ها نقش داشتند ،همراهی با اسراییل برای انجام ترور های دانشمندان و افراد نظامی ، ... همه اینها تنها بخش کوچکی از هزاران اقدامی است که امریکا علیه ایران انجام داده است ولی در طول این چند سال هرگز وارد تقابل مستقیم و به جنگ با ایران نشد.با اینکه مقامات امریکایی در طول این سالها عنوان کرده بودند که همه گزینه ها روی میز است ولی جنگی در نگرفته بود تا اکنون ؛یعنی دوران دوم ریاست جمهوری ترامپ ،حال سوال اصلی این است که چرا ترامپ راضی به حمله به ایران شد ؟
برای پاسخ به این سوال باید نگاهی به اقداماتی که ترامپ از اولین روز شروع دور دوم ریاست جمهوری خود انجام داده است بیندازیم .ترامپ با شروع دوران ریاست جمهوری خود تقریبا با تمام دنیا وارد یک جنگ تمام عیار اقتصادی شد از تعییین تعرفه های بالا برای کشور ها و کاهش بودجه ها ،اخراج کارمندان و اخراج مهاجران تا دزدیدن مادرو در ونزوئلا و تصاحب نفت آن،همه اینها تنها با یک هدف انجام شد بازگشت دوران هژمون امریکا و مبارزه با رقبایی جدید از جمله روسیه و چین ،در واقع مهمترین هدف ترامپ مبارزه با استقرار نظم نوین جهانی است و حفاظت از نظام تک قطبی جهان
در واقع جنگ بین یران و امریکا را هم باید در همین راستا مشاهده کرد .هدف اصلی ترامپ برای این جنگ به دست آوردن منافع اقتصادی و دسترسی به منابع عظیم ایران و موقعیت استراتژیک ایران است .در سالهای اخیر با رویگردانی کشور ها از دلار و از بین رفتن ارزش آن اقتصاد امریکا دچار مشکلات فراوانی شده است .درواقع امریکا قصد داشت با به دست آوردن این پیروزی دلار خود را تقویت کند و یک زهر چشم اساسی از کشور هایی که با اقدامات او همسو نیستند بگیرد و در عین حال موقعیت اسرائیل را در منطقه تثبیت کرده و از این نیروی نیابتی خود در مقابل بزرگترین دشمنش حفاظت کند .اما نتیجه این اقدام در میدان نظامی چیزی جز شکست برای هر دو طرف نبود و حتی باعث خسارات سنگین به امریکا و اسرائیل شد و وجهه جهانی آنها را نیز در نظر افکار عمومی جهان تخریب کرد .
از سر راه برداشتن ایران در منطقه باعث تسلط کامل امریکا بر منطقه غرب آسیا می شود و چرا که با مشاهده وضعیت کنونی به خوبی می توان مشاهده کرد که تنها کشوری که اکنون در جبهه مخالف امریکا و اسرائیل قرار دارد ایران است ،امریکا تقریبا در تمام کشور های منطقه پایگاه نظامی دارد و بازار های آنها را تحت اختیار خود دارد و روابط نزدیک سیاسی و اقتصادی با کشور های منطقه دارد .دسترسی امریکا به ایران یعنی کنترل روسیه و چین و همچنین مقابله با اهداف سازمانهای شانگ های و بریکس ،ازطرف دیگر کنترل ایران زمینه را برای تحقق ارمانهای اسرائیل و تسلط آن بر نیل تا فرات هموار می کند .
در واقع کودتای دی ماه برای امریکا و اسرائیل پیام آغاز شروع یک جنگ پیروز بود که با همبستگی مردم و دفاع جانانه نیروهای مسلح ناکام ماند.