آینده ایران در گذار نظم جهانی

6 تیر 1405 - خواندن 6 دقیقه - 17 بازدید


گشتاسب مظفری
دکترای تخصصی مدیریت آموزش عالی
مدرس دانشگاه و مشاور مدیریت و دیپلماسی شهری


بخش اول- تحلیل موقعیت

اگر از زاویه ای کلان و فراگیر نگاه کنیم، دوره ای که بسیاری آن را «دوره گذار نظم جهانی» می نامند، با چند ویژگی مهم همراه است: جابه جایی مراکز اقتصادی، تحول و رقابت فناوری، تغییر الگوهای مدیریت و مصرف انرژی، شهری شدن سریع، چالش ها و فشارهای محیط زیستی، بازآرایی شبکه های تجارت و دانش. با این فرض برای کشوری با سابقه تمدنی طولانی و غنی مانند ایران، این دوره همزمان می تواندفرصت های ساختاری و تهدیدهای قابل توجهی ایجاد کند.

فرصت ها و ظرفیت ها:

موقعیت جغرافیایی و ترانزیت: ایران در محل اتصال چند حوزه بزرگ اقتصادی قرار دارد: آسیای مرکزی، قفقاز، خاورمیانه و شبه قاره هند. در دوره ای که مسیرهای تامین و حمل ونقل جهانی در حال متنوع شدن هستند، چنین موقعیتی می تواند به معنی:

- تبدیل شدن به گذرگاه ترانزیتی کالا و انرژی

- توسعه کریدورهای ریلی و جاده ای بین منطقه ای

- شکل گیری مراکز لجستیکی و بندری

در تاریخ نیز بخش هایی از ایران در مسیر شبکه هایی شبیه "جاده ابریشم" و «راه های تجاری اوراسیایی» قرار داشته اند و این مزیت جغرافیایی هنوز وجود دارد.

سرمایه انسانی ارزشمند: یکی از دارایی های مهم هر کشور در عصر فناوری، نیروی انسانی آموزش دیده است. اگر این سرمایه به خوبی به کار گرفته شود می تواند زمینه ساز:

- رشد اقتصاد دانش بنیان

- توسعه حوزه هایی مثل فناوری اطلاعات، هوش مصنوعی، زیست فناوری و مهندسی

- افزایش حضور در زنجیره ارزش جهانی خدمات و فناوری

در بسیاری از کشورها جهش اقتصادی دقیقا با تکیه بر چنین سرمایه انسانی رخ داده است.

اقتتدار فرهنگی و تمدنی: کشورهایی با میراث تاریخی و فرهنگی عمیق می توانند از آن به عنوان نوعی قدرت فرهنگی و تمدنی استفاده کنند. این ظرفیت می تواند در قالب هایی مانند:

- گردشگری تاریخی و فرهنگی

- صنایع فرهنگی (ادبیات، هنر، سینما، موسیقی)

- زبان و ادبیات فارسی در حوزه های علمی و فرهنگی

در جهان امروز، «اقتصاد فرهنگ» سهم قابل توجهی در تولید ارزش دارد.

منابع طبیعی و انرژی: تحولات انرژی جهانی در حال تغییر است، اما هنوز انرژی های فسیلی در اقتصاد جهانی نقش دارند و همزمان بازار انرژی های تجدیدپذیر در حال رشد است. کشوری که منابع انرژی دارد و بتواند در کنار آن به فناوری های جدید انرژی نیز وارد شود، می تواند در هر دو حوزه فرصت هایی داشته باشد.

موقعیت ژئواکونومیک منطقه ای: در دنیای چندقطبی تر، اقتصادها بیشتر به شکل شبکه های منطقه ای سازمان می یابند. در چنین شرایطی کشورهایی که در میان چند منطقه اقتصادی قرار دارند می توانند حلقه اتصال بازارها شوند؛ نقش واسط تجاری یا صنعتی پیدا کنند؛ و از تنوع شرکای اقتصادی بهره ببرند

تهدیدها و چالش ها:

رقابت شدید فناوری: تحولات فناوری بسیار سریع است. اگر کشوری نتواند در حوزه هایی مانند هوش مصنوعی ، اقتصاد دیجیتال ، نیمه رساناها و زیست فناوری، به اندازه کافی سرمایه گذاری کند، ممکن است شکاف فناوری آن با اقتصادهای پیشرو بیشتر شود.

چالش های زیست محیطی: یکی از جدی ترین تهدیدهای بلندمدت در بسیاری از مناطق خشک و نیمه خشک جهان مانند اقلیم ایران، کمبود آب، فرونشست زمین، بیابان زایی و تغیرات اقلیمی است. این مسائل می توانند بر امنیت غذایی، مهاجرت و جابجایی های جمعیت و توسعه اقتصادی اثر بگذارند.

کیفیت نا مناسب حکمرانی و مدیریت: تجربه زیسته نسل های گذشته و حال در سرزمین ایران نشان داده است که پسرفت و فروبستگی یا پیشرفت و شکوفایی کشور در مقاطع زمانی متفاوت و در عرصه ها و حوزه های مختلف، با کیفیت حکمرانی و مدیریت در دوره مورد نظر ارتباط مستقسم داشته است. برای رشد و پیشرفت شرایط و بستر مناسبی لازم است که تامین و فراهم کردن آن، نازمند نظام حکمرانی و مدیریتی قوی و کارآمد است. اگر اکنون و علیرغم تمامی تلاش ها و هزینه ها، همچنان در آرزوی رشد و توسعه و زندگی با کیفیت و در خور جامعه ایرانی هستیم، بدون تردید سطح کیفیت و کارآمدی نظام حکمرانی و مدیریتی ما در سطوح خرد و کلان سازمانی، محلی، شهری، استانی، ملی، منطقه ای و بین المللی، در این عدم کامیابی ها، نقش اساسی داشته است. 

مهاجرت نخبگان: اگر فرصت های اقتصادی و علمی کافی فراهم نشود، ممکن است بخشی از نیروی انسانی متخصص به کشورهای دیگر مهاجرت کند. در بلندمدت این موضوع می تواند ظرفیت نوآوری را کاهش داده و رشد علمی و صنعتی را کند سازد.

ساختار اقتصادی متکی به منابع: اقتصادهایی که بیش از حد به منابع طبیعی وابسته اند معمولا در برابر نوسان قیمت ها و تغییرات بازار جهانی آسیب پذیرترند. تنوع بخشی به اقتصاد یکی از چالش های مهم چنین ساختارهایی است.

رقابت منطقه ای برای نقش های مشابه: کشورهای مختلف منطقه تلاش می کنند به هاب ترانزیت، مرکز مالی و قطب فناوری یا لجستیک تبدیل شوند. بنابراین مزیت های بالقوه فقط زمانی بالفعل می شوند که زیرساخت، مدیریت اقتصادی و محیط کسب وکاررقابتی باشد.

برای کشوری با سابقه تمدنی طولانی، در دوره های گذار جهانی معمولا دو عامل تعیین کننده است:

· توانایی تبدیل سرمایه تاریخی و جغرافیایی به مزیت اقتصادی مدرن

· سرمایه گذاری در دانش، فناوری و مدیریت منابع

کشورهایی که در چنین دوره هایی موفق می شوند معمولا آن هایی هستند که میان میراث تاریخی، سرمایه انسانی و اقتصاد نوآور پیوند ایجاد می کنند.