هوش مصنوعی و آینده حکمرانی پژوهش در ایران
امروز در بسیاری از دانشگاه های معتبر جهان، استادان و داوران علمی هنگام بررسی یک مقاله یا پایان نامه، تنها به دانش و تجربه خود تکیه نمی کنند. در کنار آنان، مجموعه ای از سامانه های هوشمند نیز اصالت متن، اعتبار منابع، کیفیت داده ها، احتمال استفاده از نگارش ماشینی و حتی دستکاری در تصاویر و نمودارهای علمی را بررسی می کنند.
هم زمان، ناشران بزرگ علمی و دانشگاه های پیشرو، دستورالعمل های تازه ای برای نحوه استفاده از هوش مصنوعی در پژوهش تدوین کرده اند. این تحولات نشان می دهد که موضوع، صرفا ورود یک فناوری جدید به دانشگاه نیست؛ بلکه آغاز عصر تازه ای در حکمرانی پژوهش است.
اگر در گذشته رقابت دانشگاه ها بر سر تعداد استادان، حجم تولید مقاله یا امکانات آزمایشگاهی بود، امروز قواعد این رقابت در حال تغییر است. هوش مصنوعی، کلان داده ها، زیرساخت های محاسباتی و فناوری های هوشمند، شیوه تولید، ارزیابی و انتشار دانش را متحول کرده اند. اما تجربه دانشگاه های پیشرو جهان نشان می دهد که مزیت رقابتی آینده، نه صرفا در دسترسی به این فناوری ها، بلکه در کیفیت حکمرانی بر آنها شکل خواهد گرفت.
وقتی قواعد تولید دانش تغییر می کند
هوش مصنوعی دیگر تنها یک ابزار کمکی برای پژوهشگران نیست؛ بلکه به تدریج به بخشی از چرخه تولید دانش تبدیل شده است. امروز پژوهشگر می تواند با کمک ابزارهای هوشمند، شکاف های دانشی را در میان میلیون ها مقاله شناسایی کند، مرور ادبیات را با سرعتی بی سابقه انجام دهد، الگوهای پنهان در داده های عظیم را کشف کند، مدل های پیچیده را شبیه سازی کند و حتی در تنظیم اولیه ساختار یک متن علمی از دستیارهای هوشمند کمک بگیرد.
این تحول، نقش پژوهشگر را نیز دگرگون کرده است. پژوهشگر آینده کمتر گردآورنده اطلاعات خواهد بود و بیش از هر چیز، طراح مسئله، هدایت کننده فرایند پژوهش و داور نتایج تولیدشده توسط سامانه های هوشمند خواهد بود. به همین دلیل، مهارت هایی مانند تفکر انتقادی، خلاقیت، قدرت تحلیل و قضاوت علمی، بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا می کنند.
فناوری مهم است، اما حکمرانی تعیین کننده است
در چنین شرایطی، مسئله اصلی تنها فناوری نیست، بلکه نحوه حکمرانی بر آن است. حکمرانی پژوهش به مجموعه ای از سیاست ها، زیرساخت ها، قواعد حقوقی و اخلاقی، استانداردهای علمی و ابزارهای دیجیتال گفته می شود که فرایند تولید، ارزیابی، انتشار و کاربرد دانش را هدایت می کنند.
از سامانه های تشخیص مشابهت متنی و کشف سرقت علمی گرفته تا ابزارهای تحلیل استنادات، اعتبارسنجی داده ها، شناسایی نگارش ماشینی و کشف دستکاری در تصاویر علمی، همگی اجزای این منظومه جدید هستند. با این حال، هیچ یک از این ابزارها جایگزین داوری علمی، تجربه استادان یا مسئولیت پذیری پژوهشگران نخواهد شد. فناوری زمانی ارزش می آفریند که در خدمت قضاوت علمی قرار گیرد، نه آنکه جای آن را بگیرد.
به همین دلیل، بسیاری از ناشران علمی معتبر جهان از جمله Nature، Elsevier و Springer در سال های اخیر دستورالعمل های مشخصی درباره استفاده مسئولانه از هوش مصنوعی منتشر کرده اند. پیام مشترک این دستورالعمل ها روشن است: استفاده از هوش مصنوعی مجاز است، اما مسئولیت اصالت، صحت و اعتبار پژوهش همچنان بر عهده نویسنده باقی می ماند.
اعتماد علمی؛ سرمایه رقابت آینده
یکی از مهم ترین تغییراتی که کمتر درباره آن سخن گفته می شود، تغییر مفهوم رقابت علمی است. در گذشته، تعداد مقالات و میزان تولید علم، مهم ترین شاخص ارزیابی دانشگاه ها بود؛ اما در عصر هوش مصنوعی، اعتماد علمی به مهم ترین سرمایه نظام های پژوهشی تبدیل خواهد شد.
امروز پرسش اصلی این نیست که یک دانشگاه چه تعداد مقاله منتشر کرده است، بلکه این است که آیا داده های پژوهش معتبرند؟ آیا نتایج قابل بازتولید هستند؟ آیا استفاده از هوش مصنوعی شفاف اعلام شده است؟ آیا فرآیند داوری از سلامت و استقلال کافی برخوردار است؟ پاسخ به این پرسش ها، اعتبار علمی دانشگاه ها و حتی جایگاه بین المللی کشورها را تعیین خواهد کرد.
نظام پژوهش ایران در برابر یک انتخاب راهبردی
نظام پژوهش ایران نیز از این تحول جهانی مستثنا نیست. طی دو دهه گذشته، دانشگاه های کشور در تولید علم پیشرفت های ارزشمندی داشته اند، اما اکنون زمان آن رسیده است که در کنار توجه به کمیت، کیفیت و حکمرانی پژوهش نیز در کانون سیاست گذاری قرار گیرد.
واقعیت آن است که بخشی از نظام ارزیابی پژوهش در کشور هنوز تحت تاثیر شاخص های کمی است. فشار برای انتشار مقاله، نقش شاخص های کمی در ارتقای اعضای هیئت علمی، افزایش شمار پایان نامه ها و گسترش برخی نشریات با اثرگذاری محدود، گاه موجب شده است که نوآوری، حل مسئله و اثرگذاری اجتماعی پژوهش در حاشیه قرار گیرد. در چنین فضایی، هوش مصنوعی می تواند دو نقش متفاوت ایفا کند؛ یا به ابزاری برای تولید سریع تر متون علمی تبدیل شود، یا در صورت استقرار قواعد مناسب، به ارتقای کیفیت، اصالت و اعتبار پژوهش ها کمک کند. انتخاب میان این دو مسیر، بیش از آنکه به فناوری وابسته باشد، به کارآمدی حکمرانی پژوهش وابسته است.
در عین حال، ایران از ظرفیت های ارزشمندی نیز برخوردار است؛ جمعیت گسترده دانشجویان تحصیلات تکمیلی، اعضای هیئت علمی توانمند، داده های غنی در حوزه هایی مانند سلامت، انرژی، کشاورزی، صنعت و علوم اجتماعی و توسعه زیرساخت های دیجیتال، فرصت مناسبی برای حرکت به سوی پژوهش هوشمند فراهم کرده است. بهره گیری از این ظرفیت ها، مستلزم سیاست گذاری دقیق و آینده نگر است.
📷
پنج اقدام ضروری برای تحول پژوهش در ایران
اگر قرار است پژوهش ایران با تحولات جهانی همگام شود، به نظر می رسد پنج اقدام در اولویت قرار دارد.
نخست، تدوین چارچوب ملی استفاده مسئولانه از هوش مصنوعی در پژوهش و آموزش عالی.
دوم، تدوین دستورالعمل های روشن برای استفاده از ابزارهای هوشمند در پایان نامه ها، رساله ها، مقالات و فرآیند داوری علمی.
سوم، ایجاد پلتفرم ملی داده های پژوهشی و توسعه زیرساخت های پردازش علمی برای حمایت از پژوهش های داده محور و بین رشته ای.
چهارم، آموزش مهارت های پژوهش هوشمند، اخلاق هوش مصنوعی و سواد داده به دانشجویان، استادان و داوران علمی.
و پنجم، بازنگری در نظام ارزیابی پژوهش به گونه ای که کیفیت، نوآوری، اثرگذاری اجتماعی و حل مسائل کشور، جایگاه پررنگ تری نسبت به شاخص های صرفا کمی پیدا کنند.
آینده پژوهش، آینده حکمرانی است
هوش مصنوعی، نه تهدیدی برای دانشگاه است و نه جایگزینی برای پژوهشگر. آنچه آینده علم را رقم خواهد زد، توانایی کشورها در طراحی نظامی هوشمند برای هدایت، ارزیابی و صیانت از پژوهش است؛ نظامی که در آن فناوری، اخلاق، قانون، استانداردهای علمی و مسئولیت پذیری پژوهشگران در کنار یکدیگر قرار گیرند.
امروز، پرسش اصلی این نیست که آیا باید از هوش مصنوعی در پژوهش استفاده کرد یا نه؛ این مسیر آغاز شده و بازگشتی ندارد. پرسش واقعی آن است که آیا نظام پژوهش ما برای حکمرانی این تحول آماده است؟
آینده دانشگاه ها را سرعت پردازنده ها تعیین نخواهد کرد؛ کیفیت حکمرانی پژوهش تعیین خواهد کرد. این همان مزیت رقابتی است که می تواند جایگاه علمی ایران را در دهه های آینده شکل دهد.
https://irna.ir/xjXFWV