پیروز نهائی جنگ خاورمیانه که بود؟

10 تیر 1405 - خواندن 6 دقیقه - 28 بازدید

پکن که ذخایر و صنعت انرژی های تجدیدپذیر به آن اجازه داد در برابر شوک انرژی مقاومت کند، اکنون از فشار جهانی بر انرژی خورشیدی و خودروهای برقی سود می برد.

به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از اندیشکده گروه آسیا، چین به عنوان تنها برنده آسیا از بحران تنگه هرمز ظهور کرده است. این کشور طوفان بحران جهانی کالاها ناشی از بسته شدن آبراه خاورمیانه را پشت سر گذاشته و همچنین از روندهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی ناشی از درگیری گسترده تر سود برده است.

ایران پس از حملات مشترک ایالات متحده و اسرائیل در 28 فوریه، که منجر به هدف قرار دادن اماکن دولتی و نظامی و ترور رهبر ایران شد، عملا تنگه هرمز را بست، یک آبراه حیاتی که بخش زیادی از نفت و گاز جهان از آن عبور می کند. بحران ناشی از آن باعث افزایش شدید قیمت جهانی انرژی شده، به ویژه برای آسیا در معرض آسیب قرار دارد.

در این گزارش آمده است که پیش از بسته شدن تنگه، تقریبا ۸۰ درصد از نفت و نزدیک به ۹۰ درصد از گاز طبیعی مایع که از این آبراه عبور می کرد، به همراه سهم قابل توجهی از سایر کالاهای حیاتی، به بازارهای آسیایی می رفت. این گزارش به بزرگ ترین اقتصادهای آسیا - چین، هند، ژاپن و کره جنوبی - و همچنین بازارهای نوظهور در سراسر جنوب شرقی آسیا پرداخته است.

محققان پیامدهای اقتصادی و سیاسی بحران و تاثیرات آن را در بخش های کلیدی از جمله تولید، انرژی و کشاورزی ترسیم کردند. آنها نتیجه گرفتند که چین برنده قطعی بحران ناشی از تهاجم دونالد ترامپ به خاورمیانه بوده است. ذخایر عظیم نفت این کشور و گسترش بسیار بلندپروازانه انرژی های تجدیدپذیر به این معنی است که این کشور کمتر از سایر کشورها در معرض شوک انرژی قرار گرفته است.

چین مدت هاست ذخایر راهبردی انرژی خود را حفظ کرده و سال گذشته از قیمت های ارزان برای ایجاد ذخایر حتی بزرگ تر بهره برد. طبق تحلیل اریکا داونز، محقق ارشد مرکز سیاست انرژی جهانی، واردات نفت خام این کشور از ۱۱.۱ میلیون بشکه در روز به ۱۱.۶ میلیون بشکه در سال ۲۰۲۵ افزایش یافت و بیش از ۸۰ درصد از این افزایش به ذخایر منتقل شد. از ژانویه، چین به اندازه کافی نفت ذخیره کرده بود تا ۱۰۴ روز واردات در سطح ۲۰۲۵ را پوشش دهد.

این کشور همچنین در سال های اخیر در حال ساخت زیرساخت های عظیم انرژی تجدیدپذیر بوده است. سال گذشته ۳۱۵ گیگاوات ظرفیت خورشیدی جدید نصب کرد که بیش از نیمی از ظرفیت خورشیدی جدید جهان است. سال قبل از آن، ۲۷۷ گیگاوات به این ظرفیت اضافه شد. پکن قصد دارد تا سال ۲۰۳۰ نیمی از انرژی چین از منابع غیرفسیلی تامین شود و سهم انرژی بادی و خورشیدی به ۳۰ درصد برسد که نسبت به ۲۲ درصد در سال ۲۰۲۵ افزایش یافته است.

گرچه ترکیب انرژی چین هنوز تا حد زیادی مبتنی بر زغال سنگ است که بیش از ۵۰ درصد را تشکیل می دهد، سهم انرژی های تجدیدپذیر به سرعت در حال افزایش است. در گزارش گروه آسیا آمده است: «با ۱.۴ تراوات ظرفیت تجدیدپذیر فعال و ۹۰ تا ۱۱۰ روز ذخیره واردات نفت خام، چین شوک اولیه را بهتر از هر همتای منطقه ای پشت سر گذاشت.»

چین همچنین با تسریع در ساخت انرژی پاک خود، از واکنش سایر کشورها به این بحران سود برده است. پکن بر زنجیره تامین جهانی در صنایع خورشیدی و سایر فناوری های پاک تسلط دارد و در سال های اخیر بخش زیادی از این تولید را با قیمت های پایین به خارج از کشور صادر کرده است، که این امر باعث نگرانی رهبران غربی در مورد صنایع خود شده است. صادرات خودروهای برقی چین در ماه مه در مقایسه با سال قبل بیش از ۱۱۰ درصد و محموله های خورشیدی در ماه آوریل ۶۰ درصد افزایش یافت.

پکن خواستار آتش بس در خاورمیانه شد و هنگامی که ترامپ در ماه مه به خاور دور سفر و با شی جین پینگ، رئیس جمهوری چین، ملاقات کرد، ادعا کرد که دو کشور در تمایل به یافتن راه حلی متحد هستند. اما در گزارش گروه آسیا آمده است: «این بحران به پکن اجازه می دهد تا ایالات متحده را به عنوان بازیگری بی ثبات کننده معرفی کند که درگیری هایش در خاورمیانه هزینه هایی را بر جهان تحمیل می کند.»

این بی ثباتی خطراتی را برای چین به همراه دارد. درو تامپسون، عضو ارشد دانشکده مطالعات بین الملل راجاراتنام در سنگاپور، گفت: «این وسوسه انگیز است که هر گونه از دست دادن اعتبار در ایالات متحده را یک مزیت برای چین ببینیم، اما این لزوما برای پکن صدق نمی کند که نمی خواهد جای واشنگتن را به عنوان یک هژمون خاورمیانه یا تامین کننده امنیت منطقه بگیرد.»

ون-تی سونگ، عضو غیرمقیم مرکز جهانی چین شورای آتلانتیک، مستقر در تایوان، گفت که این بحران همچنین می تواند پکن را در مورد حمله نظامی آینده به تایوان دو بار به فکر فرو ببرد، زیرا دشواری هدایت کشتی ها از طریق سرزمین دشمن را نشان داد. گزارش گروه آسیا به این نتیجه رسید: «در نهایت، پکن نقاط درد را نه به عنوان تهدید وجودی، بلکه به عنوان چالش هایی که باید مدیریت شوند و حتی فرصت هایی که باید از آنها بهره برداری شود، می بیند.»حال باید اندیشید که مفهوم سیاست در عرصه بین المللی چگونه تعریف میشود؟اگر از زاویه منافع ملی بخواهیم تعریف کنیم همانطور که چین و روسیه میکنند، نه دوست دائمی داشته باش نه دشمن دائمی فقط منافع دائمی، سیاستی که ما هیچ وقت نخواستیم یاد بگیریم از این دو کشور دوست و برادر کمونیست....