دانشگاه در تله بوروکراسی؛ وقت بازطراحی آموزش عالی رسیده است (۳) نانیانگ سنگاپور
آموزش عالی ایران امروز با یک پرسش اساسی روبه رو است؛ پرسشی که پاسخ آن، آینده دانشگاه را تعیین خواهد کرد. چگونه است که با وجود هزاران عضو هیئت علمی، صدها هزار دانشجوی تحصیلات تکمیلی و حجم قابل توجهی از تولیدات علمی، سهم دانشگاه ها در حل بسیاری از مسائل راهبردی کشور همچنان محدود باقی مانده است؟
پاسخ این پرسش را نباید تنها در کمبود بودجه، تجهیزات یا نیروی انسانی جست وجو کرد. مسئله عمیق تر از این هاست. بخش مهمی از نظام آموزش عالی ما هنوز با منطقی اداره می شود که در آن، دانشگاه بیش از آنکه بازیگر توسعه ملی باشد، یک سازمان آموزشی است؛ سازمانی که موفقیت خود را عمدتا با تعداد دانشجو، تعداد مقالات، تعداد رشته ها یا تعداد واحدهای سازمانی می سنجد.در حالی که قواعد رقابت جهانی تغییر کرده است.
امروز تجربه کشورهای موفق نشان می دهد که منابع طبیعی، به تنهایی تضمین کننده توسعه نیستند. آنچه اقتصادها را از یکدیگر متمایز می کند، توانایی آن ها در تبدیل دانش به فناوری، فناوری به نوآوری و نوآوری به مزیت رقابتی است. در این میان، دانشگاه دیگر صرفا محل انتقال دانش نیست؛ بلکه یکی از نهادهایی است که می تواند جهت حرکت اقتصاد آینده را تحت تاثیر قرار دهد.
به همین دلیل، بسیاری از دولت ها در دو دهه اخیر، رابطه میان آموزش عالی و توسعه اقتصادی را از نو تعریف کرده اند. دانشگاه دیگر صرفا بخشی از نظام آموزشی نیست؛ بلکه بخشی از سیاست صنعتی، سیاست فناوری و حتی سیاست امنیت اقتصادی کشور محسوب می شود.سنگاپور یکی از نمونه های برجسته این تغییر نگاه است.
این کشور با وجود محدودیت منابع طبیعی و بازار داخلی کوچک، سرمایه گذاری خود را بر توسعه سرمایه انسانی، پژوهش و فناوری متمرکز کرد. در این مسیر، دانشگاه ها ماموریتی فراتر از آموزش یافتند؛ آن ها باید به تولیدکننده فناوری، شریک صنعت، جذب کننده استعدادهای جهانی و یکی از پیشران های اقتصاد دانش بنیان تبدیل می شدند.
دانشگاه فناوری نانیانگ (NTU) یکی از مهم ترین تجلی های این رویکرد است.
اما آنچه این دانشگاه را به تجربه ای ارزشمند برای سیاست گذاران آموزش عالی تبدیل می کند، رتبه جهانی یا امکانات پژوهشی آن نیست؛ بلکه نوع حکمرانی آن است.تفاوت از جایی آغاز می شود که ماموریت دانشگاه تغییر می کند.
بسیاری از دانشگاه ها تلاش می کنند به نیازهای امروز پاسخ دهند؛ اما دانشگاه های اثرگذار، خود را برای نیازهای فردا آماده می کنند. این تفاوت، شاید در نگاه نخست یک شعار مدیریتی به نظر برسد، اما در عمل پیامدهای بسیار مشخصی دارد.
وقتی دانشگاه ماموریت خود را صرفا آموزش نیروی انسانی بداند، طبیعی است که تمرکز اصلی آن بر توسعه رشته ها، برنامه های آموزشی و افزایش ظرفیت پذیرش باشد. اما اگر دانشگاه بخشی از راهبرد توسعه ملی تلقی شود، اولویت ها تغییر می کنند.
در این حالت، پرسش اصلی دیگر این نیست که «امسال چند دانشجو جذب کنیم؟»، بلکه این است که «کشور در ده سال آینده به چه فناوری هایی نیاز خواهد داشت و دانشگاه چگونه می تواند در شکل گیری آن ها نقش ایفا کند؟» همین تغییر در پرسش، مسیر سیاست گذاری را نیز تغییر می دهد.
به همین دلیل، این دانشگاه بخش قابل توجهی از سرمایه گذاری پژوهشی خود را بر حوزه هایی متمرکز کرده است که مستقیما با آینده اقتصاد و صنعت ارتباط دارند؛ از هوش مصنوعی و فناوری های دیجیتال گرفته تا انرژی، رباتیک، مواد پیشرفته، امنیت سایبری و فناوری های نوظهور. این جهت گیری تنها در انتخاب موضوعات پژوهشی خلاصه نمی شود؛ بلکه در نحوه سازماندهی دانشگاه نیز دیده می شود.دانشگاهی که میان پژوهش و صنعت دیوار نکشید.
یکی از مهم ترین تفاوت های دانشگاه فناوری نانیانگ با بسیاری از دانشگاه ها، نحوه طراحی ارتباط آن با صنعت است.در بسیاری از نظام های آموزش عالی، همکاری با صنعت معمولا پس از پایان یک پروژه پژوهشی آغاز می شود؛ یعنی ابتدا پژوهش انجام می شود و سپس تلاش می شود برای آن کاربردی پیدا شود. اما در اینجا ، صنعت از ابتدا بخشی از فرآیند تولید دانش است.
دانشگاه برای این منظور، شبکه ای از آزمایشگاه های مشترک مراکز پژوهشی مشترک و برنامه های همکاری بلندمدت با شرکت های بین المللی ایجاد کرده است. این همکاری ها تنها به چند قرارداد پژوهشی محدود نیست؛ بلکه شرکت ها، پژوهشگران و دانشجویان در یک محیط مشترک، روی مسائل واقعی صنعت کار می کنند.
امروز دانشگاه فناوری نانیانگ ده ها آزمایشگاه و مرکز مشترک با شرکت هایی مانند علی بابا، هیوندای ، اکسان موبیل ، مستر کارت، دلتا، شفلر و دیگر شرکت های فناوری و صنعتی ایجاد کرده است؛ الگویی که هدف آن، کوتاه کردن فاصله میان کشف علمی و کاربرد صنعتی است.
تجربه دانشگاه فناوری نانیانگ نشان می دهد که موفقیت یک دانشگاه، پیش از آنکه به میزان بودجه یا تعداد ساختمان های آن وابسته باشد، به کیفیت نظام حکمرانی آن بستگی دارد. حکمرانی، تنها به معنای مدیریت اداری نیست؛ بلکه به این معناست که دانشگاه چگونه اولویت های خود را انتخاب می کند، منابع را تخصیص می دهد، استعدادها را جذب می کند و میان آموزش، پژوهش و نیازهای جامعه پیوند برقرار می سازد.
در دانشگاه فناوری نانیانگ ، پژوهش یک فعالیت مستقل و جدا از توسعه اقتصادی نیست. این دانشگاه تلاش کرده است زنجیره ای کامل ایجاد کند که از شناسایی یک مسئله آغاز شود، به پژوهش علمی برسد، سپس به فناوری، ثبت اختراع، همکاری صنعتی و در نهایت به خلق ارزش اقتصادی منتهی شود. به همین دلیل، واحدهایی مانند NTUitive به عنوان بازوی تجاری سازی فناوری، از پژوهشگران برای ثبت اختراع، صدور مجوز فناوری، ایجاد شرکت های نوپا و جذب سرمایه گذار حمایت می کنند.
در کنار آن، شبکه گسترده ای از مراکز پژوهشی و آزمایشگاه های مشترک با صنعت، موجب شده است که بخش مهمی از پژوهش ها از همان ابتدا با نیازهای واقعی اقتصاد و جامعه پیوند بخورند. این ساختار، فاصله میان آزمایشگاه و بازار را به حداقل رسانده است.
نکته مهم تر آن است که این دستاوردها حاصل یک پروژه کوتاه مدت نبوده اند. سنگاپور طی چند دهه، سرمایه گذاری مستمری بر آموزش عالی و پژوهش انجام داده و آن را بخشی از راهبرد ملی خود برای افزایش رقابت پذیری کشور قرار داده است. بنابراین، نباید موفقیت این دانشگاه را صرفا نتیجه مدیریت یک دانشگاه دانست؛ بلکه این موفقیت، محصول هم راستایی سیاست های دولت، صنعت و دانشگاه است.
در اینجا، یک نکته برای آموزش عالی ایران اهمیت ویژه ای دارد. گاه تصور می شود که تحول دانشگاه، صرفا با اصلاح برنامه های درسی یا افزایش بودجه پژوهشی امکان پذیر است؛ در حالی که تجربه این دانشگاه نشان می دهد بدون تغییر در منطق حکمرانی دانشگاه، این اصلاحات اثر محدودی خواهند داشت. مسئله اصلی، نوع نگاه به دانشگاه است؛ اینکه دانشگاه را مصرف کننده منابع بدانیم یا سرمایه ای راهبردی برای آینده کشور.
البته مقایسه ایران و سنگاپور باید با احتیاط انجام شود. تفاوت های جمعیتی، اقتصادی، نهادی و سیاسی دو کشور بسیار قابل توجه است و هیچ الگویی را نمی توان عینا منتقل کرد. اما آنچه قابل اقتباس است، «منطق سیاست گذاری» است، نه نسخه اجرایی آن. به همین دلیل، ارزش تجربه دانشگاه فناوری نانیانگ در تقلید از ساختارهای آن نیست؛ بلکه در فهم شیوه ای است که دانشگاه را به یکی از ابزارهای توسعه ملی تبدیل کرده است.
📷
آنچه آموزش عالی ایران می تواند از سنگاپور بیاموزد
اگر قرار باشد از این تجربه برای ایران درس بگیریم، به نظر می رسد چهار اقدام سیاستی می تواند بیش از سایر اصلاحات، مسیر آموزش عالی را تغییر دهد.
نخست؛ تغییر نظام ارزیابی دانشگاه ها از «تولید علمی» به «اثرگذاری علمی».
تا زمانی که معیار اصلی موفقیت دانشگاه ها، تعداد مقالات، همایش ها یا شاخص های کمی باشد، طبیعی است که بخش مهمی از ظرفیت علمی کشور صرف رقابت بر سر این شاخص ها شود. در کنار تولید علم، لازم است سهم دانشگاه در حل مسائل ملی، توسعه فناوری، ارائه راه حل های سیاستی، ثبت اختراع، همکاری با صنعت و خلق ارزش اقتصادی نیز به شاخص های اصلی ارزیابی تبدیل شود.
دوم؛ تمرکز منابع پژوهشی بر ماموریت های ملی.
توزیع یکنواخت منابع میان صدها موضوع پژوهشی، معمولا اثرگذاری محدودی دارد. تجربه کشورهای موفق نشان می دهد که سرمایه گذاری هدفمند بر حوزه هایی مانند هوش مصنوعی، امنیت سایبری، انرژی، آب، سلامت، بهره وری و فناوری های راهبردی، می تواند بازده بسیار بیشتری برای کشور ایجاد کند. دانشگاه ها باید در این ماموریت های ملی، نقش مشخص و قابل ارزیابی داشته باشند.
سوم؛ ایجاد سازوکارهای پایدار برای همکاری دانشگاه، دولت و صنعت.
بخش بزرگی از همکاری های موجود هنوز به تفاهم نامه ها یا پروژه های کوتاه مدت محدود است. آنچه نیاز داریم، ایجاد مراکز مشترک پژوهش و نوآوری، آزمایشگاه های مشترک، برنامه های پژوهشی بلندمدت و نظام های تامین مالی مشترک است تا مسئله های واقعی کشور به دستور کار مشترک دانشگاه و صنعت تبدیل شوند.
چهارم؛ اعطای اختیار بیشتر به دانشگاه ها همراه با پاسخ گویی بیشتر.
دانشگاهی که قرار است در محیطی پرشتاب و رقابتی فعالیت کند، نمی تواند با فرآیندهای طولانی و پیچیده اداری، به موقع تصمیم بگیرد. افزایش استقلال دانشگاه ها در جذب اعضای هیئت علمی، توسعه همکاری های بین المللی، تعریف پروژه های مشترک و مدیریت منابع، باید هم زمان با نظامی شفاف برای ارزیابی عملکرد و پاسخ گویی همراه باشد.
سخن پایانی
رقابت امروز کشورها، دیگر تنها رقابت میان کارخانه ها، بنادر یا منابع طبیعی نیست؛ رقابت میان نظام های نوآوری است و دانشگاه، یکی از مهم ترین ارکان این نظام محسوب می شود.
تجربه دانشگاه فناوری نانیانگ نشان می دهد که دانشگاه زمانی به موتور توسعه ملی تبدیل می شود که ماموریت آن از آموزش و پژوهش فراتر رود و در حل مسائل کشور، خلق فناوری، تربیت سرمایه انسانی آینده و افزایش رقابت پذیری اقتصاد نقش فعال ایفا کند.
شاید اکنون زمان آن رسیده باشد که در آموزش عالی ایران نیز، پرسش اصلی را تغییر دهیم.
به جای آنکه بپرسیم دانشگاه ها امروز چه می کنند؟، باید بپرسیم:
دانشگاه های ما، ایران بیست سال آینده را چگونه می سازند؟
پاسخ به این پرسش، شاید مهم ترین نقطه آغاز بازطراحی آموزش عالی کشور باشد.
:NTUitive بازوی رسمی دانشگاه فناوری نانیانگ سنگاپور برای انتقال فناوری و تجاری سازی دستاوردهای پژوهشی است. این مرکز از اعضای هیئت علمی، پژوهشگران و دانشجویان در زمینه ثبت اختراع، حفاظت از مالکیت فکری، صدور مجوز فناوری، ایجاد شرکت های دانش بنیان (Spin-off)، جذب سرمایه گذار و تبدیل نتایج پژوهش به محصولات و خدمات قابل عرضه در بازار حمایت می کند.
https://irna.ir/xjXRqp