زن در قوانین ساسانی

11 تیر 1405 - خواندن 5 دقیقه - 25 بازدید

اوضاع اجتماعی عهد ساسانیان بر طبق قانون مدنی مفصلی اداره میشد که مبتنی بر احکام زند و اوستا بود.(کریستن سن: ص346)

احکام و حقوق زن از منظر کتاب وندیداد که مهم ترین دستورنامه فقهی دوره ساسانی است که متون زیادی بر محور آن نوشته شده اند و مادر دیگر متون فقهی به حساب می آید. (تفضلی: ص287)


دختران و زنان نیمی از جمعیت ایران ساسانی را تشکیل می دادند که دارای شخصیت حقوقی بودند. اگرچه جامعه به صورت مرد سالاری بود ولی قانون در موارد زیادی از زنان حمایت می نمود. اطلاعات ما بیشتر در مورد طبقه اشراف می باشد در این طبقات ما مشاهده میکنیم که زنان بسیاری به فنون جنگاوری می پردازند و از تعلیم و تربیت و هنرهای مختلف بهره مند می باشند. در موارد متعدد زنان در دوره ساسانی به پادشاهی رسیدند از جمله پوراندخت و آزرمیدخت و این مسئله نشانه اینست که در دیدگاه ایرانیان زن موجودی پست محسوب نمی شد و گرنه به عنوان بزرگترین و مهمترین شخصیت کشور یعنی پادشاه انتخاب نمی گردید.(وثوق بنایی: ص12)


البته باید به این نکته هم توجه کرد که با توجه به اینکه منابعی که در این رابطه یعنی زن در دوره ساسانی موجود است، بیشتر مربوط به زنان اشراف و طبقه خاص اجتماعی است که زندگی مرفهی داشته اند و در رابطه با عموم زنان اینگونه نبوده و احتمالا با محدودیت های بسیاری روبرو بوده اند. مثلا در بخش سوم محدودیت ها در کتاب شایست و ناشایست که البته اختلافات و انتقاداتی بر آن وارد شده، به محدودیت هایی در رابطه با عموم زنان ساسانی اشاره شده.


و اینکه دوره ساسانی بیشتر به دوره ای که برای زن ارزش زیادی قائل بودند مشهور است شاید بخاطر هم اینکه روز زن احتمالا از دوره ساسانیان به وجود می آید و نیز دو زن اشراف ساسانی یعنی پوراندخت و آزرمیدخت که به تخت سلطنت نشستند باشد زیرا در تاریخ ایران کمتر زنی به حکومت رسیده، لذا مسئله شگفتی می شود و بر سر زبان ها می افتد.


در یادداشت های فرگرد پانزدهم آمده که احکامی در جامعه زمان ساسانی که اساس نظم اجتماعی بر پایه اصل نظام طبقاتی و نظام سرمایه داری و مالکیت فردی استوار بود طبیعی است، چون زنی که شوهر دارد در مالکیت خصوصی فردی قرار می گیرد.


از نظر حقوقی و قانونی، دختران حق اظهارنظر در ازدواج داشتند و اگر دختر مایل نبود با فردی ازدواج کند، پدر حق نداشت برخلاف میل دختر اقدام کند. اگر مردی به دخترش اعلام نمود که برو و همسر فلان مرد بشو، دختر می توانست از دستور پدر سرپیچی نماید، دختر حق دارد که این دستور را انجام ندهد.(ماتیکان هزار دادستان: ص103)

دختران در صورتی که شوهر نداشتند، نصف سهم برادران و مادر خود، ارث می بردند و یا باید پدر در وصیتنامه قید میکرد.(راوندی: ص665)


در فرگرد چهاردهم، وندیداد و فرگرد شانزدهم(ترجمه و شرح وندیداد: جلد سوم 1329و یادداشت های آن) مغان نسبت به زنان بسیار بدبین بودند. در اندرزنامه های باقی بارها به این نکته بر می خوریم که سر و راز خود به زنان مگویید که آنان را اعتماد نشاید (اندرز نامه آذرباد ماراسپندان) یا هر زن در روز چندین بار باید به شوهر گوید چه کنم، چه گویم، چه خورم. در کتاب شایست و ناشایست بخش سوم محدودیت ها و ارداویراف نامه و در سایر منابع پهلوی نیز از این مطالب فراوان است. (وثوق بنایی: ص73) 


گردیه خواهر بهرام چوبین به سپهسالاری و نیز فرمانروایی قلمرور رسید. و دو بانو آزرمیدخت و پوراندخت بر تخت شاهنشاهی ایران زمین نشستند. در داستان ها بارها می بینیم که شاه ساسانی به گونه ای ناشناس در خانه شبان یا کشاورز مهمان بوده و از میان همین مردم، دختری به زنی گرفته و بعدها فرزندی که از همان دختر شبان یا کشاورز به دنیا آمده بود، به پادشاهی ایران برگزیده می شد. قباد با دختر یکی از دهقانان اهواز ازدواج می کند و کسرا انوشیروان زاده می شود. (وثوق بنایی: ص11)


قدیمی ترین کشوری که در آن جشنی به نام «روز زن» برگزار می شد، ایران دوره ساسانی می باشد. برگزاری این جشن در ماه اسفند، اهمیت و ارزش زن را در ایران عصر باستان نشان می دهد. (گلشنی راد، خدام پور: ص189)