اگر کودکان با هوش مصنوعی بزرگ شوند، چه چیزی را از دست خواهند داد؟

13 تیر 1405 - خواندن 8 دقیقه - 9 بازدید



 

اگر کودکان با هوش مصنوعی بزرگ شوند، چه چیزی را از دست خواهند داد؟

تاملی بر آنچه هیچ فناوری نمی تواند جایگزین آن شود

مقدمه؛ مسئله، حضور هوش مصنوعی نیست، غیبت انسان است

هر نسل، جهان را با فناوری های تازه ای تجربه کرده است. رادیو، تلویزیون، رایانه، اینترنت و تلفن همراه، هر یک نگرانی ها و امیدهای فراوانی را به همراه آوردند. اکنون، هوش مصنوعی در حال تبدیل شدن به بخشی از زندگی روزمره کودکان است؛ از کلاس درس و کتاب های آموزشی گرفته تا اسباب بازی های هوشمند، سامانه های گفت وگو، ابزارهای یادگیری، سرگرمی و حتی مشاوره.

در نگاه نخست، این تحول می تواند نویدبخش باشد. کودکی که در دورافتاده ترین نقطه جهان زندگی می کند، می تواند به منابع آموزشی دسترسی پیدا کند. دانش آموزی که در یادگیری با دشواری روبه رو است، می تواند آموزش متناسب با نیازهای خود دریافت کند. کودکان دارای معلولیت می توانند از ابزارهایی بهره مند شوند که پیش تر وجود نداشت.

اما در کنار این فرصت ها، پرسشی بنیادین نیز مطرح می شود: اگر نسل آینده بخش بزرگی از دوران رشد خود را در کنار سامانه های هوشمند سپری کند، آیا چیزی از تجربه انسانی کودکی از دست خواهد رفت؟

این پرسش، مخالفت با فناوری نیست؛ بلکه دعوتی است برای اندیشیدن به آنچه هیچ فناوری، هر اندازه پیشرفته، قادر به جایگزینی آن نیست.

آیا کودکی را می توان برون سپاری کرد؟

یکی از ویژگی های هوش مصنوعی، توانایی آن در انجام بخشی از کارهایی است که پیش تر تنها انسان انجام می داد؛ پاسخ دادن به پرسش ها، توضیح دادن، آموزش، پیشنهاد دادن، تولید محتوا و حتی گفت وگو.

همین قابلیت، این وسوسه را ایجاد می کند که بخشی از فرایند تربیت و آموزش نیز به ماشین سپرده شود.

اما تربیت، تنها انتقال اطلاعات نیست.

کودک، شخصیت خود را از خلال رابطه با انسان های دیگر می سازد؛ از نگاه مادر، صبوری پدر، گفت وگو با معلم، بازی با همسالان، اختلاف، آشتی، همکاری، شکست، همدلی و تجربه زندگی.

هوش مصنوعی می تواند پاسخ بدهد، اما نمی تواند جای تجربه زیستن با انسان ها را بگیرد.

اگر این رابطه های انسانی تضعیف شوند، آنچه از دست می رود، صرفا یک مهارت نیست؛ بخشی از فرایند انسان شدن است.

آیا کودکان فرصت اشتباه کردن را از دست خواهند داد؟

یکی از مهم ترین ویژگی های دوران کودکی، آزمون و خطاست.

کودک با ساختن، خراب کردن، دوباره ساختن، پرسیدن، اشتباه کردن و اصلاح کردن رشد می کند. بسیاری از مهم ترین مهارت های شناختی و اجتماعی، نه از مسیر پاسخ های آماده، بلکه از دل تجربه های ناقص و گاه ناکام شکل می گیرند.

هوش مصنوعی معمولا سریع پاسخ می دهد. راه حل پیشنهاد می کند، متن می نویسد، مسئله حل می کند و حتی ایده تولید می کند.

اگر کودک، پیش از آنکه فرصت اندیشیدن پیدا کند، همواره به پاسخ نهایی دسترسی داشته باشد، ممکن است فرصت تجربه مسیر را از دست بدهد.

رشد فکری، تنها محصول یافتن پاسخ نیست؛ حاصل پیمودن راه رسیدن به پاسخ است.

آیا تخیل جای خود را به تولید خودکار خواهد داد؟

تخیل، یکی از ارزشمندترین توانایی های دوران کودکی است.

داستان هایی که کودک می سازد، نقاشی هایی که می کشد، بازی هایی که خلق می کند و جهان هایی که در ذهن خود می آفریند، تنها سرگرمی نیستند؛ بنیان خلاقیت آینده اند.

هوش مصنوعی می تواند در چند ثانیه داستان، شعر، تصویر یا موسیقی تولید کند.

اما اگر کودک به جای آفرینش، تنها مصرف کننده تولیدات ماشین شود، ممکن است یکی از مهم ترین فرصت های پرورش خلاقیت را از دست بدهد.

هدف آن نیست که کودک از ابزارهای هوشمند استفاده نکند، بلکه باید مراقب بود این ابزارها جای تخیل او را نگیرند.

آیا گفت وگو با انسان جای خود را به گفت وگو با ماشین خواهد داد؟

انسان، موجودی اجتماعی است.

کودکان، مهارت همدلی، شنیدن، احترام، حل تعارض، مذاکره، همکاری و دوستی را در ارتباط با انسان های واقعی می آموزند.

هرچند سامانه های هوشمند می توانند مکالمه ای روان ایجاد کنند، اما احساس مسئولیت، تجربه زیسته، محبت، فداکاری، بخشش و همدلی انسانی را تجربه نمی کنند.

اگر کودک، بخش مهمی از ارتباطات روزانه خود را با سامانه های غیرانسانی برقرار کند، ممکن است فرصت تمرین برخی از مهارت های اجتماعی کاهش یابد.

جامعه آینده، بیش از هر زمان دیگری به انسان هایی نیاز دارد که بتوانند با انسان های دیگر زندگی کنند، نه فقط با ماشین ها.

آیا سکوت و تنهایی نیز از میان خواهند رفت؟

یکی از ویژگی های فناوری های هوشمند، حضور دائمی آنهاست.

همیشه می توان پرسید، جست وجو کرد، پاسخ گرفت یا سرگرم شد.

اما رشد انسان، تنها در تعامل مداوم رخ نمی دهد. گاه سکوت، تنهایی، خیال پردازی، بی حوصلگی و تامل، زمینه شکل گیری عمیق ترین ایده ها و مهم ترین کشف های فردی هستند.

کودکی که هر لحظه با محتوایی تازه یا پاسخی فوری روبه رو باشد، ممکن است فرصت تجربه این لحظه های ارزشمند را کمتر پیدا کند.

اما کودکان چه چیزهایی به دست خواهند آورد؟

نگاه منصفانه ایجاب می کند که تنها از دست دادن ها را نبینیم.

هوش مصنوعی می تواند آموزش را عادلانه تر کند، به کودکان دارای نیازهای ویژه کمک کند، یادگیری را شخصی سازی کند، موانع زبانی را کاهش دهد، فرصت های خلاقانه تازه ای بیافریند و دسترسی به دانش را برای میلیون ها کودک آسان تر سازد.

مسئله این نیست که هوش مصنوعی آینده کودکی را نابود خواهد کرد.

مسئله این است که آیا ما اجازه خواهیم داد این فناوری جای تجربه های انسانی را بگیرد یا آن را در خدمت تقویت همان تجربه ها قرار خواهیم داد.

مسئولیت بزرگسالان؛ حفظ آنچه قابل جایگزین نیست

در عصر هوش مصنوعی، مهم ترین وظیفه خانواده، مدرسه و سیاست گذار، رقابت با فناوری نیست.

هیچ معلمی نباید تلاش کند از یک سامانه هوشمند سریع تر پاسخ دهد.

هیچ والدی نیز نمی تواند با جذابیت فناوری رقابت کند.

آنچه انسان می تواند ارائه دهد و ماشین نمی تواند، رابطه انسانی، محبت، اعتماد، تربیت اخلاقی، تجربه مشترک، الگو بودن، همدلی و معنا بخشیدن به زندگی است.

اگر این سرمایه ها حفظ شوند، هوش مصنوعی به جای تهدید، به ابزاری برای شکوفایی کودکان تبدیل خواهد شد.

نتیجه گیری؛ آنچه نباید قربانی پیشرفت شود

اگر از ما بپرسند کودکانی که با هوش مصنوعی بزرگ می شوند، چه چیزی را ممکن است از دست بدهند، شاید پاسخ این باشد: نه لزوما دانش، نه مهارت و نه فرصت های یادگیری؛ بلکه خطر آن وجود دارد که بخشی از تجربه انسانی رشد را از دست بدهند.

ممکن است فرصت اشتباه کردن کمتر شود، صبر برای اندیشیدن کاهش یابد، تخیل زیر سایه تولیدات آماده قرار گیرد، گفت وگوی انسانی کمرنگ شود و برخی تجربه های ساده اما عمیق کودکی، مانند بازی آزاد، سکوت، دوستی های رو در رو و کشف جهان واقعی، جای خود را به تعامل دائمی با سامانه های هوشمند بدهد.

اما این آینده، سرنوشتی اجتناب ناپذیر نیست.

اگر خانواده، مدرسه، قانون گذار و طراحان فناوری، اصل را بر حفظ کرامت، رشد و منافع عالیه کودک بگذارند، هوش مصنوعی نه رقیب کودکی، بلکه یاری رسان آن خواهد بود.

پرسش واقعی این نیست که هوش مصنوعی از کودکان چه خواهد گرفت؛ پرسش این است که ما، در هیجان پیشرفت فناوری، از کودکان چه چیزهایی را فراموش خواهیم کرد.

اگر روزی کودک بتواند همه پاسخ ها را در چند ثانیه پیدا کند، اما فرصت شگفت زده شدن، دویدن زیر باران، ساختن با دستان خود، گفت وگو با دوستان، تجربه شکست، صبر برای آموختن و لذت کشف جهان را از دست بدهد، آنچه از میان رفته، تنها بخشی از کودکی نیست؛ بخشی از انسانیت ماست.

پیشرفت واقعی آن نیست که ماشین ها هر روز هوشمندتر شوند؛ پیشرفت واقعی آن است که در کنار هوشمندتر شدن فناوری، خرد ما نیز برای پاسداری از ارزش هایی که انسان را انسان می کنند، عمیق تر شود. آینده کودکان، نه با قدرت پردازش ماشین ها، بلکه با کیفیت تصمیم های امروز ما درباره جایگاه انسان در جهانی هوشمند رقم خواهد خورد.



 

محمدمهدی سیدناصری

پژوهشگر حقوق کودک و آینده کودکی در عصر دیجیتال