رهبر شهید🖤

14 تیر 1405 - خواندن 2 دقیقه - 60 بازدید

در آن لحظه که زمین، سنگینی گام های استوارش را تاب نیاورد و زمان، در برابر صلابت نگاهش متوقف شد.

او از تبار آفتاب بود؛ مردی که واژه ی «ترس» در قاموس ایستادگی اش، معنایی نداشت. او نه تنها یک پیشوا، که تپش قلب ملتی بود که در راه عدالت، سر از پا نمی شناختند. وقتی در میدان های نبرد، غبار جنگ بر چهره اش می نشست، آرامش چشمانش، لنگرگاه دل های طوفان زده ی پیروانش بود.

امروز، اگرچه در میان ما نیست، اما عطر یادش در کوچه پس کوچه های این سرزمین جاری است. ما داغدار او هستیم و وارثان خون او. شهادت او، پایان راه نبود، که آغازی بود بر بیداری وجدان های خفته؛ بذری بود که در خاک این سرزمین پاشیده شد تا از هر قطره ی خونش، هزاران سرو آزاده قد بکشد.

ای رهبر عاشق! تو رفتی تا به ما بیاموزی که «ماندن» همیشه در نفس کشیدن نیست، که گاهی «ماندن» در جاودانگی آرمان است. تو رفتی، اما مشعلی که در دست داشتی، حالا در دستان تک تک ماست. سوگند به نامت که در هر تپش قلبمان حک شده، این مشعل را تا سحرگاه پیروزی، شعله ور نگاه خواهیم داشت.

خون تو، سوخت حرکت ماست و نگاه تو، قطب نمای مسیرمان. ما بر سر پیمانی که با آرمان هایت بسته ایم، ایستاده ایم؛ نه خسته می شویم، نه از پا می نشینیم. چرا که راه حق، راهی است که پایانش، معراج است و مقصدش، دیدار جانان.


مهدی جلیلی طهماسبی