نظریه فواره؛ چرا کسب وکارها از مسیر درست منحرف می شوند؟

15 تیر 1405 - خواندن 5 دقیقه - 19 بازدید

در علم مکانیک سیالات، پایداری یک جریان تنها به مسیر آن وابسته نیست؛ بلکه بیش از هر چیز به انرژی ای بستگی دارد که از منبع دریافت می کند. فواره آب نمونه ای ساده اما عمیق از این اصل است.

آب در لحظه خروج از نازل، بیشترین فشار، بیشترین سرعت و بیشترین تکانه را دارد. به همین دلیل، ستون اولیه آب در برابر آشفتگی های محیطی مقاوم است. باد می وزد، اما مسیر جریان تغییر محسوسی نمی کند؛ زیرا انرژی درونی جریان از نیروهای بیرونی بیشتر است.

اما با افزایش فاصله از منبع، قانون فیزیک تغییر نمی کند؛ تنها نسبت نیروها عوض می شود. بخشی از انرژی صرف غلبه بر گرانش، اصطکاک هوا و آشفتگی های طبیعی می شود. تکانه کاهش می یابد و ستون آب وارد ناحیه ای می شود که متخصصان دینامیک سیالات آن را ناپایدارتر می دانند. اکنون همان بادی که در ابتدای مسیر هیچ اثری نداشت، می تواند جهت حرکت آب را تغییر دهد.

نکته مهم این است که باد قوی تر نشده است؛ جریان ضعیف تر شده است.

همین اصل، یکی از دقیق ترین استعاره ها برای فهم چرخه عمر کسب وکارهاست.

تقریبا هیچ کسب وکار موفقی با بی هدفی آغاز نمی شود. در ابتدای مسیر، بنیان گذاران معمولا تصویری روشن از مسئله ای که می خواهند حل کنند، مشتری ای که می خواهند به او خدمت کنند و ارزشی که قصد خلق آن را دارند، در ذهن دارند. این شفافیت، همان فشار اولیه ای است که سازمان را در برابر نوسانات بازار مقاوم می کند.

در این مرحله، تغییرات اقتصادی، تبلیغات رقبا، مدهای زودگذر، اخبار روز و هیاهوی محیط، اگرچه وجود دارند، اما قدرت تغییر جهت سازمان را ندارند. زیرا جهت حرکت از درون تعیین می شود، نه از بیرون.

اما بسیاری از سازمان ها به تدریج گرفتار پدیده ای می شوند که می توان آن را جابه جایی مرکز توجه نامید.

ذهن انسان به طور طبیعی به تغییر واکنش نشان می دهد. پدیده هایی که دائما نوسان می کنند، بیش از واقعیت های پایدار توجه ما را به خود جلب می کنند. آمار روزانه، تعداد دنبال کنندگان، تغییرات الگوریتم ها، رفتار رقبا، قابلیت های فرعی محصول، ترندهای شبکه های اجتماعی و ده ها شاخص دیگر، به دلیل تغییر مداوم، مهم تر از آنچه واقعا هستند به نظر می رسند.

در علوم شناختی، این گرایش با مفاهیمی مانند برجستگی ادراکی و سوگیری توجه توضیح داده می شود؛ ذهن انسان آنچه را بیشتر تغییر می کند، مهم تر تصور می کند، حتی اگر تاثیر واقعی آن کمتر باشد.

دقیقا از همین نقطه، انحراف آغاز می شود.

سازمان، به جای آنکه انرژی خود را صرف تقویت منبع فشار کند، شروع به واکنش نشان دادن به هر نسیمی می کند که از محیط می وزد. هر تغییر کوچک، جلسه ای جدید می سازد. هر جلسه، تصمیمی تازه تولید می کند. هر تصمیم، اندکی منابع را از ماموریت اصلی دور می کند.

هیچ یک از این تصمیم ها به تنهایی خطرناک نیستند؛ اما اثر تجمعی آن ها، همان چیزی است که مسیر را تغییر می دهد.

به تدریج، کیفیت محصول دیگر اولویت نخست نیست. شناخت عمیق مشتری جای خود را به تحلیل رفتار رقبا می دهد. نوآوری جای خود را به تقلید می دهد. ساختن ارزش، به واکنش نشان دادن به محیط تبدیل می شود.

در ظاهر، سازمان بسیار فعال تر از گذشته است؛ جلسات بیشتر، گزارش های بیشتر، شاخص های بیشتر و تصمیم های بیشتر. اما این فعالیت الزاما به معنای حرکت نیست. گاهی سازمان با تمام توان مشغول اصلاح انحراف هایی است که خود، بر اثر فراموش کردن مسیر اصلی ایجاد کرده است.

در چنین شرایطی، مدیران معمولا علت مشکل را در بیرون جست وجو می کنند؛ بازار، اقتصاد، رقبا، فناوری یا تغییر رفتار مشتری.

اما همان گونه که در فواره، علت انحراف، باد نیست، در کسب وکار نیز معمولا علت اصلی، محیط نیست.

مسئله این است که فشار منبع کاهش یافته است.

وقتی سازمان دیگر زمان کافی برای فهم مشتری، توسعه محصول، پرورش فرهنگ سازمانی، یادگیری مستمر و تقویت مزیت رقابتی خود صرف نمی کند، به تدریج همان نیرویی را از دست می دهد که روزی آن را در برابر نوسانات مقاوم کرده بود.

از آن لحظه به بعد، هر تغییر کوچکی در محیط، تصمیم های بزرگ ایجاد می کند.

سازمانی که زمانی مسیر بازار را تعیین می کرد، اکنون خود اسیر مسیر بازار می شود.

این همان نقطه ای است که بسیاری آن را با عنوان «اشتباهات مدیریتی» توصیف می کنند؛ اما شاید تعریف دقیق تر این باشد: فراموش کردن منبع فشار.

سازمان های ماندگار الزاما باهوش تر، ثروتمندتر یا خوش شانس تر از دیگران نیستند. تفاوت آن ها در این است که می دانند مهم ترین وظیفه مدیریت، پاسخ دادن به هر تغییر نیست؛ بلکه حفظ و تقویت همان نیرویی است که جهت حرکت را تعیین می کند.

در نهایت، هیچ بازاری بدون تغییر نیست، هیچ صنعتی بدون آشفتگی نیست و هیچ سازمانی از وزیدن بادهای بیرونی مصون نیست.

آنچه سازمان های بزرگ را از سازمان های فراموش شده جدا می کند، شدت باد نیست؛ شدت فشاری است که هنوز از منبع می آید.