تقریب مذاهب اسلامی و دیپلماسی علمی در سیره صدوق و اندیشه رهبر انقلاب؛

16 تیر 1405 - خواندن 4 دقیقه - 55 بازدید

تقریب مذاهب اسلامی و دیپلماسی علمی در سیره صدوق و اندیشه رهبر انقلاب؛

بررسی پیوند میان «دیپلماسی علمی شیخ صدوق» و «استراتژی تقریب مذاهب» در اندیشه ی رهبر انقلاب، می تواند دریچه ای نو به نگاه تمدنی به تاریخ اسلام بگشاید. 


دیپلماسی علمی و تقریب مذاهب: از سفرهای علمی شیخ صدوق تا وحدت استراتژیک


در تاریخ اندیشه ی اسلامی، شیخ صدوق (ره) تنها یک فقیه یا محدث محصور در حجره نبود؛ او به معنای واقعی کلمه، یک «دیپلمات علمی» در جهان اسلام سده ی چهارم هجری بود. سفرهای طولانی و هدفمند او به مراکز علمی جهان اسلام، از ری و مشهد تا همدان، بغداد و ماوراءالنهر، نه صرفا برای جمع آوری حدیث، که حرکتی برای ایجاد یک «شبکه ی علمی فرامذهبی» بود. برگزاری مجالس «امالی» در شهرهای گوناگون، فرصتی برای تقریب آراء و گفتگو میان مذاهب بود؛ جایی که صدوق با تکیه بر «مشترکات حدیثی» و «سیره ی نبوی»، گفتگو را بر محور دانش مشترک بنا می کرد.


امروز، کلان نظریه ی «تقریب مذاهب» و «وحدت اسلامی» در اندیشه ی رهبر انقلاب، امتداد تکاملی همین سیره است. اگر شیخ صدوق در عصر خود با حضور در حلقه های علمی مخالفان، به دنبال تبیین حقانیت مکتب اهل بیت (ع) از مسیر گفتگو و منطق بود، رهبر انقلاب نیز در دنیای معاصر، وحدت را نه یک تاکتیک سیاسی، بلکه یک «ضرورت تمدنی» می دانند. هم پوشانی این دو رویکرد در یک نقطه است: «وحدت بر محور حقیقت، نه تنازل از اصول».


شیخ صدوق در مجالس علمی اش، بدون آنکه از اصول اعتقادی تشیع عقب نشینی کند، به دنبال نقاط تلاقی با سایر مذاهب بود. او می دانست که در فضای علمی آن زمان، تقریب نیازمند زبان مشترک است؛ زبانی که از حدیث پیامبر (ص) و سنت قطعی برمی خیزد. رهبر انقلاب نیز همواره تاکید دارند که «تقریب به معنای دست کشیدن از عقاید کلامی نیست»، بلکه به معنای ایجاد فضای گفتگو برای دستیابی به اهداف مشترک امت اسلامی است. این نگاه صدوق، الگوی اولیه ی همان چیزی است که امروز «دیپلماسی علمی» نامیده می شود.


در سیره صدوق، علم، واسطه ی صلح و فهم متقابل بود. او با سفر به بلاد اهل سنت و مباحثه با عالمان آنان، مرزهای ذهنی و تعصبات قومی-مذهبی را کمرنگ کرد. در اندیشه ی رهبر انقلاب نیز، وحدت اسلامی بر پایه ی «دشمن شناسی» و «اهداف تمدنی مشترک» استوار است. هر دو نگاه، بر این نکته تاکید دارند که جامعه ی اسلامی، با وجود تنوع مذاهب، می تواند با ابزار دانش و گفتگوی روشمند، به همگرایی برسد.


در واقع، شیخ صدوق با سفر و تبیین علمی، بذر عقلانیت مذهبی را در زمین مذاهب مختلف کاشت تا از درگیری های بیهوده جلوگیری شود؛ چنان که امروز، تکیه بر نقاط مشترک، راهبرد اصلی برای خنثی سازی توطئه های تفرقه انگیز است. این یادداشت تاکید دارد که «تقریب»، سنتی ریشه دار در میراث عالمان بزرگ ماست و پیوند آن با استراتژی رهبر انقلاب، نشان می دهد که اقتدار تمدنی جهان اسلام، جز در سایه ی «وحدت عالمانه» و «دیپلماسی مبتنی بر گفتگو»، محقق نخواهد شد. شیخ صدوق در سده ی چهارم نشان داد که عالم دینی، «پل ارتباطی» است، نه «دیوار جدایی»، و این میراثی است که باید در گام دوم انقلاب، احیا و تبیین شود.