GHOLAMREZA MOBARAKI
25 یادداشت منتشر شدهاز «کمال الدین» تا «بیانیه گام دوم انقلاب»: امتداد تاریخی انتظار تمدن سازFrom "Kamal al-Din" to the "Declaration of the Second Step of the Revolution": The Historical Continuation of the Civilizing Expectation
از «کمال الدین» تا «بیانیه گام دوم انقلاب»: امتداد تاریخی انتظار تمدن ساز
در تاریخ کلام شیعی، شیخ صدوق (ره) با نگارش «کمال الدین و تمام النعمه»، نقطه ی عطفی را در مدیریت بحران معرفتی عصر غیبت صغری رقم زد. در دورانی که تردیدها و حیرت ها درباره ی تداوم امامت، پایه های اعتقادی جامعه را تهدید می کرد، صدوق با استفاده از ابزار «روایت تاریخی» و «سنت امم پیشین»، غیبت را نه یک پایان، بلکه یک «فرآیند تکاملی» و «زمینه ساز» برای ظهور معرفی کرد. او با پیوند دادن غیبت حضرت حجت (عج) به سنت پیامبران گذشته (از ابراهیم تا موسی و عیسی)، به مخاطب خود اطمینان داد که غیبت، منطق جاری هدایت الهی است و جامعه ی مومنان باید در این دوران، به جای انفعال، در حالت «آمادگی» و «استمرار دینداری» باقی بماند.
امروز، پس از قرن ها، رهبر انقلاب در «بیانیه ی گام دوم»، همین رویکرد «انتظار سازنده» را در قالب یک کلان نظریه ی تمدنی بازخوانی کرده اند. اگر شیخ صدوق با تالیف کمال الدین، مرزهای ذهنی و عقیدتی جامعه ی شیعی را در برابر بحران حیرت تثبیت کرد، بیانیه ی گام دوم در تداوم همان خط فکری، «انتظار» را از یک مفهوم صرفا اعتقادی و فردی، به یک نیروی پیشران اجتماعی و سیاسی تبدیل کرده است.
اشتراک راهبردی این دو اندیشه در «امیدبخشی عقلانی» نهفته است. شیخ صدوق در کمال الدین، با استدلال های نقلی، بذر امید را در دل جامعه ای کاشت که در معرض تزلزل بود. رهبر انقلاب نیز در گام دوم، با تاکید بر «امید صادق» و «خودباوری ملی»، به جامعه ای که با فشارهای دشمن و ناامیدی کاذب رسانه ای مواجه است، یادآور می شود که تمدن سازی، وظیفه ی اصلی منتظران ظهور است.
در نگاه صدوق، غیبت، دورانی برای «تحکیم مبانی» بود. در نگاه بیانیه ی گام دوم، عصر غیبت، «میدان عمل» و «جهاد تبیین» است. اگر در کمال الدین، شیخ صدوق تلاش کرد تا تداوم امامت را در بستر تاریخ اثبات کند، در گام دوم، تلاش بر این است که «تمدن نوین اسلامی» به عنوان مقدمه ای برای حاکمیت جهانی مهدوی پی ریزی شود.
بنابراین، «انتظار» در این دو نگاه، نه به معنای دست روی دست گذاشتن و نظاره گری، بلکه به معنای «فعالیت حداکثری» است. صدوق با کتب خویش، «عقلانیت» را به کالبد مهدویت دمید و بیانیه ی گام دوم، «کنشمندی تمدنی» را به آن افزود. می توان گفت شیخ صدوق در سده ی چهارم، «ستون های معرفتی» را برای استقرار نظام مهدوی بنا نهاد و امروز در سده ی پانزدهم، گام دوم، «نقشه ی راه ساختاری» برای تحقق همان آرمان است. این پیوند تاریخی نشان می دهد که مهدویت، همواره محور اصلی پویایی، استقامت و بازسازی جامعه ی اسلامی در تمامی اعصار بوده و خواهد بود.