سرمقاله : گذار از منازعه ی سخت به هم گرایی نرم (واکاوی کارآمدی قدرت فرهنگی ایران در عراق)
اینکه با گذشت چند دهه از جنگ ایران و عراق (منازعه ی سخت) ، شاهد چنین شور اجتماعی و استقبال کم نظیر از پیکر رهبر شهید و همچنین باوجود رفتار نامناسب عده ای در داخل کشور که در زمان تشییع امام شهید با آقایان پزشکیان و عراقچی داشتند ، شاهد برخورد بسیار گرم و محترمانه مردم عراق با این مقامات بودیم ، بهترین نمود موفقیت راهبرد قدرت فرهنگی (هم گرایی نرم) جمهوری اسلامی ایران است. پیامد راهبردی این هم گرایی، چیزی بالاتر از یک استقبال تشریفاتی ، تکریماتی و دیپلماتیک است ؛ ما شاهد نوعی هم گرایی هویتی هستیم که طی آن ، بخش های گسترده ای از جامعه ی عراق (اخص شیعیان)، سرنوشت خود را با ایران گره زده می بینند. این تعلق خاطر توده ها که به حساسیت و تعصب دفاعی در برابر تهدیدات علیه ایران انجامیده ، نشان دهنده ی عمق نفوذ گفتمان انقلاب اسلامی و موفقیت الگوهای هم گرایی فرهنگی است که توانسته است مرزهای جغرافیایی را به حاشیه براند.
با این حال، تجربه ی هم گرایی در عراق، پرسشی بنیادی را پیش می کشد : چرا الگوی نفوذ فرهنگی با وجود اشتراک بنیادین مذهبی (تشیع) ، در جمهوری آذربایجان با چالشی متفاوت روبه روست؟
در مقاله ای که قصد دارم برای همایش بین المللی ظرفیتهای فرهنگی، زبانی و تمدنی ایران، روسیه، آسیای مرکزی و قفقاز ارائه دهم به دنبال پاسخ به این پرسش کلیدی هستم : چرا با وجود اشتراک بنیادین در مولفه ی تشیع ، الگوی نفوذ فرهنگی ایران در عراق به هم گرایی هویتی منجر شده، اما در جمهوری آذربایجان با چالش مواجهه است؟