Elahe sadat Badri
14 یادداشت منتشر شدهچرا ایستادگی بر تنگه، ایستادگی بر سر تمامیت ایران است؟
«چرا ایران در تنگه هرمز با کشتی های متخلف برخورد می کند؟» این پرسشی است که این روزها از سوی رسانه های غربی با لحنی آمیخته به اعتراض مطرح می شود. اما پیش از پاسخ به این سوال، باید پرسشی بنیادی تر مطرح کرد: چرا باید طی دهه های گذشته، ایران هزینه های کلان تامین امنیت، پاکسازی مین های باقی مانده از دوران استعمار پرتغال، مقابله با دزدان دریایی و حفاظت از محیط زیست خلیج فارس را به تنهایی از جیب ملت خود می پرداخت تا دیگران در امنیت مطلق، ثروت اندوزی کنند و حتی علیه همین ملت ائتلاف تشکیل دهند؟
واقعیت میدانی این است که آمریکا به دنبال سلب حاکمیت کامل ایران بر این آبراه است تا هرمز را دوباره به همان «اتوبان رایگان» سابق تبدیل کند و از این مسیر، ذخایر استراتژیک نفت خود را که طبق گزارش اخیر سی ان ان به پایین ترین سطح از سال ۱۹۸۳ رسیده و تنها برای ۱۸ روز مصرف کافی است، بازسازی نماید. تحلیلگران موسسه «استراتفور» (Stratfor) نیز در یادداشتی تاکید کرده اند که «کنترل مسیرهای آبی، بزرگ ترین مزیت ژئوپلیتیکی ایران در قرن بیست و یکم است». بنابراین، آنچه در سواحل جنوبی ایران در جریان است، نه یک نبرد تاکتیکی، که یک «نبرد تمدنی» بر سر حفظ آخرین سنگر بازدارندگی ایران است.
۱. درس های سوئز برای هرمز
داستان هرمز، شباهت های عمیقی با داستان کانال سوئز در مصر دارد. جمال عبدالناصر در سال ۱۹۵۶ با ملی کردن کانال سوئز، جهان را شوکه کرد. قدرت های استعماری آن زمان (انگلیس، فرانسه و اسرائیل) به مصر حمله نظامی کردند، اما در نهایت، اراده مصر و حمایت جهانی، آنها را وادار به عقب نشینی کرد. امروز، مصر سالانه بیش از ۹ میلیارد دلار از حق عبور کشتی ها از سوئز درآمد کسب می کند و هیچ کس این حق را به چالش نمی کشد. ایران نیز اکنون در مسیری مشابه گام برمی دارد. فرق ما با مصر این است که ایران هزینه این حق را نه فقط با پول، که با خون داده است. به گزارش نیویورک تایمز، از زمان آغاز جنگ، ایران متحمل بیش از ۳۰۰ میلیارد دلار خسارت مستقیم و غیرمستقیم شده است. حال، این پرسش مطرح می شود: چرا کشوری که چنین بهایی پرداخته، باید همچنان به دشمنان خود «خدمات رایگان» ارائه دهد؟
۲. فراتر از نفت؛ گلوگاه امنیت غذایی جهان
برخی تحلیلگران غربی مدعی شده اند که با خطوط لوله جایگزین در عربستان یا امارات می توان هرمز را دور زد. اما این تحلیل، ناقص و گمراه کننده است. بر اساس گزارش بلومبرگ، بیش از ۴۰ درصد کود شیمیایی جهان (اوره، فسفات و پتاس) از تنگه هرمز عبور می کند. این مواد، ستون فقرات کشاورزی مدرن و امنیت غذایی جهان هستند. هیچ خط لوله ای نمی تواند جایگزین حمل دریایی میلیون ها تن کود شیمیایی شود. علاوه بر این، «گوگرد» که عنصر حیاتی در تولید باتری های نسل جدید و فناوری های انرژی پاک است، عمدتا از همین مسیر صادر می شود. ایران با اشراف کامل بر این واقعیت ها، می داند که نبض سفره های جهانی و حتی فناوری های نوین در دستان اوست. این یک برگ برنده است که قدرت های بزرگ را وادار به احترام به منافع ملی ایران می کند.
۳. هرمز؛ نقدترین دارایی بازدارندگی ایران
به نوشته نشریه فارن افرز، ایران در یک دهه اخیر به این نتیجه راهبردی رسیده است که «کنترل تنگه هرمز، موثرتر و فوری تر از هر سلاح هسته ای یا موشکی دیگری می تواند دشمن را مهار کند». یک سلاح هسته ای، «قدرتی انتزاعی» برای «روز مبادا» است که ممکن است هرگز استفاده نشود، اما بستن یا مدیریت تنگه هرمز، قدرتی است که همین امروز می تواند اقتصاد غرب را فلج کند. طبق گزارش صندوق بین المللی پول (IMF)، بسته شدن کامل تنگه هرمز می تواند قیمت نفت را تا ۱۵۰ دلار در هر بشکه افزایش دهد و اقتصاد جهانی را وارد یک رکود تورمی بی سابقه کند. همین «کارت طلایی» بود که ترامپ را وادار کرد آتش بس ۱۹ فروردین را بپذیرد و پای میز مذاکره بیاید. هرمز، ضمانت نامه اجرایی برای تمام دستاوردهای سیاسی و نظامی ایران است.
۴. خط قرمز تجزیه
مهم ترین پاسخ به این پرسش که «چرا نباید کوتاه آمد» را باید در تاریخ معاصر خاورمیانه جست وجو کرد. تجربه عراق، لیبی و سوریه نشان داده است که وقتی بازدارندگی یک کشور مستقل در هم می شکند، دشمن به عقب نشینی های کوچک راضی نمی شود. اگر کارت هرمز از دست ایران خارج شود، آخرین ابزار مهار دشمن از بین رفته است. در آن صورت، به نوشته پایگاه تحلیلی «میدل ایست آی»، پروژه های تجزیه طلبانه ای که سال هاست برای کردستان، خوزستان و سیستان و بلوچستان طراحی شده، وارد فاز عملیاتی خواهد شد. هرمز، فقط یک آبراه نیست؛ هرمز، «قفل» یکپارچگی ایران است. دشمن می داند که تا وقتی ایران دستش روی این گلوگاه است، نمی تواند با خیال راحت پروژه هایش را اجرا کند، زیرا هزینه آن، به آتش کشیده شدن اقتصاد جهانی خواهد بود.
۵. از حق عبور به حق حاکمیت
ایران به هیچ عنوان به دنبال انسداد دائمی تنگه هرمز نیست. موضع رسمی مقامات ایرانی که بارها از سوی وزیر امور خارجه تکرار شده، این است که «تنگه هرمز باید باز باشد، اما نه به روی دشمنان و متجاوزان». تهران به دنبال تغییر پارادایم از «حق عبور بی ضرر» به «حق حاکمیت برای ارائه خدمات» است. این دقیقا همان مدلی است که مصر در سوئز و پاناما در کانالش اجرا کرده اند. ایران می گوید: «من امنیت این آبراه را تامین می کنم، من محیط زیست آن را پاکسازی می کنم و من خدمات ناوبری ارائه می دهم؛ بنابراین، هزینه این خدمات باید پرداخت شود». این یک تغییر گفتمان از «عبور رایگان» به «خدمات پولی» است که می تواند سالانه میلیاردها دلار به اقتصاد ایران تزریق کند و حاکمیت ایران را به یک رویه قانونی و روزمره برای جهان تبدیل نماید.
۶. جراحی راهبردی، نه ماجراجویی
آنچه در هرمز رخ می دهد، یک «جراحی راهبردی» است. هر شلیک هشدار به سمت یک کشتی متخلف، در واقع شلیکی برای دفاع از مرزهای کردستان، سیستان و بلوچستان، آذربایجان و خراسان است. حفظ «کارت هرمز» یعنی حفظ یکپارچگی نقشه ایران. اگر این کارت از دست برود، دیگر هیچ مانعی برای تجزیه طلبان و حامیان جهانی شان باقی نخواهد ماند. به تعبیر یک تحلیلگر نظامی در الجزیره: «هرمز، ضامن بقای ایران واحد است». تهران با هوشمندی، در حال تبدیل این آبراه از یک «مسیر ترانزیتی منفعل» به یک «ابزار فعال دیپلماسی و اقتصاد» است. این همان مسیری است که قدرت های نوظهور برای تثبیت جایگاه خود در نظم جهانی طی می کنند و ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست.