ارائه الگوی حکمرانی شبکه ای مسئولیت پذیری اجتماعی در کارآفرینی و توانمندسازی پایدار شهروندان تهران

19 مرداد 1405 - خواندن 39 دقیقه - 26 بازدید


نویسنده: دکتر الهه سادات بدری
دکتری جامعه شناسی اقتصاد و توسعه
ایمیل: elahebadri1353@gmail.com

چکیده

مقدمه: مدیریت شهری تهران با چالش های ساختاری در حوزه توانمندسازی شهروندان و کارآفرینی اجتماعی مواجه است. رویکردهای سنتی هزینه بر، نتوانسته اند وابستگی گروه های هدف را کاهش دهند
هدف: پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی حکمرانی شبکه ای مسئولیت پذیری اجتماعی در کارآفرینی و توانمندسازی پایدار شهروندان تهران انجام شد.
روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و استفاده از روش فراترکیب(Meta-Synthesis) بر اساس رویکرد ساندلوسکی و باروسو (۲۰۰۷) انجام شد. جامعه پژوهش شامل کلیه مقالات علمی-پژوهشی، پایان نامه ها و گزارش های پژوهشی مرتبط در بازه زمانی ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۵ بود. با نمونه گیری هدفمند، ۶۲ سند علمی انتخاب و با استفاده از نرم افزار MAXQDA تحلیل شدند.
یافته ها: مدل نهایی پژوهش مشتمل بر ۴ بعد اصلی، ۱۲ مولفه و ۴۸ شاخص است. ابعاد اصلی عبارتند از: عوامل زمینه ای (۷ مولفه)، عوامل محتوایی (۴ مولفه)، عوامل ساختاری (۴ مولفه) و پیامدها (۵ مولفه)
نتیجه گیری: الگوی پیشنهادی می تواند شهروندان نیازمند را از «بار اجتماعی» به «منبع درآمد پایدار شهری» تبدیل کند و با ایجاد شبکه های همکاری میان سازمان رفاه، خدمات و مشارکت های اجتماعی، بخش خصوصی، سازمان های مردم نهاد و شهروندان، به تحقق توسعه پایدار شهری کمک نماید.

واژگان کلیدی: حکمرانی شبکه ای، مسئولیت پذیری اجتماعی، کارآفرینی اجتماعی، توانمندسازی پایدار، مدیریت شهری، تهران

۱. مقدمه

۱-۱. بیان مسئله

شهر تهران به عنوان بزرگ ترین کلان شهر ایران و مرکز سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشور، با جمعیتی بالغ بر ۱۴.۵ میلیون نفر در استان تهران و بیش از ۹ میلیون نفر در خود شهر، یکی از مهم ترین کانون های جمعیتی و اقتصادی خاورمیانه محسوب می شود (مرکز آمار ایران، ۱۴۰۴). بر اساس آخرین آمار، ۴۱ درصد از جمعیت ۱۵ ساله و بیشتر استان تهران در بازار کار حضور دارند که ۳۳ درصد از کل جمعیت را شاغلان تشکیل می دهند. ساختار اشتغال در تهران عمدتا خدماتی است و ۶۴ درصد شاغلان در بخش خدمات، ۳۴.۵ درصد در بخش صنعت و تنها ۱.۵ درصد در بخش کشاورزی فعالیت می کنند (سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان تهران، ۱۴۰۴)

با وجود پویایی نسبی بازار کار، چالش های اساسی در حوزه اشتغال و توانمندسازی شهروندان وجود دارد. ۴۴ درصد از بیکاران استان تهران دارای تحصیلات عالی هستند که نشان دهنده معضل جدی بیکاری در میان فارغ التحصیلان دانشگاهی است (مرکز آمار ایران، ۱۴۰۴). همچنین تنها ۵۲ درصد شاغلین استان دارای اشتغال رسمی هستند و ۴۸ درصد اشتغال غیررسمی دارند (سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان تهران، ۱۴۰۴). این ساختار نامتوازن، همراه با نرخ شرکت ۴۱ درصدی در بازار کار، نشان از ظرفیت های استفاده نشده گسترده در حوزه توانمندسازی و کارآفرینی شهری دارد.

پژوهش های انجام شده نشان می دهد که توسعه کارآفرینی شهری با زمینه سازی شرایط مساعد اقتصادی همچون اشتغال و خودکفایی مالی شهروندان، آثار مثبتی بر اجتماع و فرهنگ شهروندی دارد و عدم ترویج آن به افزایش مشکلات اقتصادی و آسیب های اجتماعی همچون بیکاری، فقر و بزهکاری منجر می شود که اثرات مخرب اجتماعی و فرهنگی در بین شهروندان به همراه دارد (بابایی هزه جان و همکاران، ۱۳۹۸). کلان شهر تهران با حدود ۱۸ میلیون جمعیت، درصد بسیار بالایی از اشتغال بخش کارآفرینی کلان شهرهای کشور را به خود اختصاص داده است و سیاست ها و فرآیند توسعه کارآفرینی شهری به عنوان هدایتگر کارآفرینان در ایجاد و رشد کارآفرینی در بستر اجتماعی شهرها عمل می کنند (احمدپور و میرزایی، ۱۴۰۱).

۱-۲. اهمیت و ضرورت پژوهش

اهمیت پژوهش حاضر از چند منظر قابل تبیین است:

الف) ضرورت تحول در رویکرد توانمندسازی: رویکردهای سنتی حمایت از افراد نیازمند، نه تنها نتوانسته است وابستگی آنان را کاهش دهد، بلکه هزینه های فزاینده ای را بر بودجه شهرداری تحمیل کرده است. پژوهش های بین المللی نشان می دهد که کارآفرینی اجتماعی می تواند با ایجاد شبکه های همکاری میان بازیگران مختلف، به توانمندسازی پایدار و کاهش هزینه های اجتماعی منجر شود (Porter & Kramer, 2011).

ب) ظرفیت های بالقوه تهران: با توجه به ساختار اقتصادی غالبا خدماتی تهران و وجود نیروی کار تحصیل کرده، ظرفیت های قابل توجهی برای توسعه کارآفرینی اجتماعی در این شهر وجود دارد. با این حال، چالش هایی همچون ضعف زیرساخت های مناسب کارآفرینی، محدودیت دسترسی به منابع مالی و سرمایه گذاری، ضعف نظام آموزشی و مهارت آموزی کارآفرینی و کمبود حمایت های نهادی موانع جدی در این مسیر محسوب می شوند (محمدی و یزدانی، ۱۴۰۲).

ج) ضرورت بومی سازی الگوهای موفق: با توجه به شرایط خاص فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی تهران، بومی سازی الگوهای موفق جهانی و ارائه مدلی متناسب با ظرفیت های محلی، از ضرورت های اساسی مدیریت شهری تهران محسوب می شود (زیاری و رستمی، ۱۴۰۴).

د) نقش مسئولیت پذیری اجتماعی در توسعه پایدار: مسئولیت پذیری اجتماعی به عنوان یکی از مولفه های کلیدی حکمرانی خوب شهری، می تواند بستر مناسبی برای ایجاد شبکه های همکاری و توسعه کارآفرینی اجتماعی فراهم کند و به تحقق توسعه پایدار شهری کمک نماید (بدری، ۱۴۰۵).

۱-۳. سوالات پژوهش

سوال اصلی: الگوی حکمرانی شبکه ای مسئولیت پذیری اجتماعی در کارآفرینی و توانمندسازی پایدار شهروندان تهران چگونه است؟

سوالات فرعی:
۱. مولفه های اصلی الگوی حکمرانی شبکه ای مسئولیت پذیری اجتماعی در کارآفرینی و توانمندسازی پایدار شهروندان کدام اند؟
۲. عوامل زمینه ای، محتوایی و ساختاری موثر بر شکل گیری حکمرانی شبکه ای در حوزه کارآفرینی شهری کدام اند؟
۳. پیامدهای استقرار حکمرانی شبکه ای مسئولیت پذیری اجتماعی در کارآفرینی و توانمندسازی پایدار شهروندان تهران چیست؟

۲. مبانی نظری و تعاریف مفاهیم کلیدی

۲-۱. تعریف کارآفرینی اجتماعی

کارآفرینی اجتماعی مفهومی میان رشته ای است که در رشته های مدیریت، اقتصاد، روان شناسی و جامعه شناسی مطرح شده و می تواند راهکار مناسبی برای حل مسائل اجتماعی و ران های برای تغییرات اجتماعی و توسعه اقتصادی باشد (Carroll, 1991). کارآفرینی اجتماعی به فرآیندی اطلاق می شود که در آن کارآفرینان با استفاده از رویکردهای نوآورانه، به حل مسائل اجتماعی می پردازند و ارزش اجتماعی خلق می کنند. بر خلاف کارآفرینی سنتی که بر سودآوری مالی متمرکز است، کارآفرینی اجتماعی بر ایجاد تاثیر اجتماعی مثبت و پایدار تاکید دارد.

مولفه های کلیدی کارآفرینی اجتماعی عبارتند از:

  • شناسایی فرصت های اجتماعی: تشخیص مسائل و نیازهای اجتماعی که پاسخ های موجود قادر به رفع آنها نیستند.
  • نوآوری اجتماعی: ارائه راه حل های جدید و خلاقانه برای مسائل اجتماعی.
  • ایجاد ارزش اجتماعی: اولویت دادن به تاثیر اجتماعی بر سودآوری مالی.
  • پایداری: ایجاد ساختارها و فرآیندهایی که بتوانند در بلندمدت به حیات خود ادامه دهند (Elkington, 1997).

۲-۲. تعریف حکمرانی شبکه ای

حکمرانی شبکه ای به عنوان یکی از رویکردهای نوین مدیریت عمومی، بر اساس همکاری و تعامل میان بازیگران مختلف (دولت، بخش خصوصی، جامعه مدنی و شهروندان) برای حل مسائل پیچیده اجتماعی تعریف می شود (Rhodes, 1996). این رویکرد، بر خلاف حکمرانی سنتی که مبتنی بر سلسله مراتب و کنترل متمرکز است، بر توزیع قدرت، اعتمادسازی و همکاری داوطلبانه تاکید دارد.

ویژگی های اصلی حکمرانی شبکه ای:

حکمرانی شبکه ای به مجموعه ای از بازیگران دولتی و غیردولتی اشاره دارد که به منظور تصمیم گیری در رابطه با حل مسائل و مشکلات عمومی، ایجاد ارزش عمومی و ارائه خدمات عمومی با یکدیگر به طور رسمی یا غیررسمی تعامل و مشارکت دارند (Stoker, 1998). این رویکرد دارای ویژگی های زیر است:

  • شکسته شدن ساختار سلسله مراتبی حکمرانی
  • ایجاد تغییر در مفهوم سیاست
  • خودکار بودن نظام مند
  • بالا بودن ظرفیت حل مسائل عمومی

انواع حکمرانی شبکه ای:

حکمرانی شبکه ای ممکن است واسطه باشد یا نباشد. در حکومت مشارکتی، یک شبکه توسط خود اعضای آن اداره می شود و «حکومت مشارکتی مشترک» نامیده می شود. در مقابل، شبکه های متمرکزتر ممکن است توسط و از طریق یک سازمان رهبری که عضو شبکه است اداره شوند (Rhodes, 1996). حکمرانی شبکه ای به عنوان پاسخی برای مدیریت مسائل پیچیده و فرابخشی مطرح شده است و دیر زمانی است روابط بین سازمانی به صورت جریان های داد و ستد منابع و مبادله اطلاعات وجود دارد.

۲-۳. تعریف مسئولیت پذیری اجتماعی

مسئولیت پذیری اجتماعی به عنوان «تعهد درونی فرد برای انجام درست وظایفی که بر عهده اش گذاشته شده است» تعریف می شود (Carroll, 1991). در سطح سازمانی، مسئولیت پذیری اجتماعی به معنای پاسخگویی سازمان در قبال تاثیرات فعالیت های خود بر جامعه و محیط زیست است و شامل تعهد به رفتار اخلاقی و کمک به توسعه پایدار می شود.

در حوزه مدیریت شهری، مسئولیت پذیری اجتماعی به عنوان یکی از مولفه های کلیدی حکمرانی خوب شهری مطرح است و شامل ابعاد مختلفی مانند مسئولیت اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و زیست محیطی می شود (بدری، ۱۴۰۵). افراد مسئولیت پذیر دارای ویژگی هایی مانند وقت شناسی، پذیرش اشتباهات، شفافیت، اعتماد به نفس و زندگی منظم هستند که این ویژگی ها برای توانمندسازی شهروندان و تبدیل آن ها به کارآفرینان موفق، ضروری به نظر می رسند.

۲-۴. نظریه ذی نفعان و کاربرد آن در مدیریت شهری

ادوارد فریمن (۱۹۸۴)، نظریه ذی نفعان (Stakeholder Theory) را مطرح کرد که بر اساس آن، سازمان ها در قبال همه گروه هایی که تحت تاثیر تصمیمات و اقدامات آنها قرار می گیرند - از کارکنان و مشتریان گرفته تا جامعه محلی و حتی نسل های آینده - مسئولیت دارند. در حوزه مدیریت شهری، ذی نفعان اصلی شامل شهروندان، کارکنان شهرداری، کسبه، سازمان های مردم نهاد و دستگاه های اجرایی می شوند(Freeman, 1984). این نظریه، مبنای شناسایی بازیگران کلیدی در مدل حکمرانی شبکه ای است.

۳. پیشینه پژوهش

۳-۱. پژوهش های حوزه کارآفرینی شهری

پژوهش های متعددی در حوزه کارآفرینی شهری در تهران و سایر کلان شهرهای ایران انجام شده است که در ادامه به مهم ترین آنها اشاره می شود:

بابایی هزه جان، پیران نژاد، خداپناه و لاجوردی (۱۳۹۸) در پژوهشی با عنوان «راهبردهای توسعه کارآفرینی شهری در بستر اجتماعی شهر تهران» با بهره گیری از روش پژوهش کیفی و استراتژی تحلیل تم، به شناسایی عوامل و موانع اجتماعی موثر بر کارآفرینی شهری در تهران پرداخته اند. پس از انجام هجده مصاحبه عمیق با خبرگان و متخصصان حوزه جامعه شناسی و اقتصاد، در مرحله کدگذاری باز ۴۵ کد شناسایی شده و در مرحله کدگذاری محوری هفت دسته اصلی شامل تحمل پذیری اجتماعی، نقش پذیری اجتماعی، تصویرسازی اجتماعی، حساس شدگی اجتماعی، نظم دهی اجتماعی، هویت دهی محلی و صریح سازی دانش شناسایی شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که بستر اجتماعی مناسب، یکی از پیش نیازهای اساسی توسعه کارآفرینی شهری است و بدون توجه به مولفه های اجتماعی، برنامه های کارآفرینی با شکست مواجه خواهند شد.

خداپناه (۱۴۰۳) در پژوهشی با عنوان «طراحی چارچوبی برای توسعه تخریب خلاق داده محور» با رویکرد کیفی و نظریه داده بنیاد، الگویی شامل ۵ بعد اصلی و ۲۱ بعد فرعی ارائه کرده است که ابعاد آن شامل عوامل علی (فناوری، شخصیتی و رفتاری، چارچوب نهادی)، عوامل زمینه ساز (داده های رفتاری، داده های متنی، داده های روانشناختی، اطلاعات دموگرافیک، داده های جغرافیایی، میل به تخریب)، عوامل مداخله گر (فناوری سازمانی، درجه ارزش جدید، اثربخشی و مدیریت هزینه)، راهبردها و پیامدها (فناورانه، اجتماعی-اقتصادی) می شود. این پژوهش نشان می دهد که استفاده از داده های متنوع و رویکردهای نوآورانه می تواند به توسعه کارآفرینی شهری کمک کند.

احمدپور و میرزایی (۱۴۰۱) در پژوهشی با عنوان «شناسایی ابعاد و مولفه های سیاست ها و فرآیند توسعه کارآفرینی در بستر اجتماعی شهر تهران»، الگویی با ۶ مولفه اصلی شامل عوامل اجتماعی، سیاست و قوانین، اقتصاد شهری، حکمروایی خوب شهری، عوامل فرهنگی شهری و عوامل کالبدی شهری به همراه ۵۰ زیرشاخص ارائه کرده اند. این پژوهش نشان می دهد که توسعه کارآفرینی شهری نیازمند رویکردی جامع و چندبعدی است که تمام ابعاد موثر را در نظر بگیرد.

محمدی و یزدانی (۱۴۰۲) در پژوهشی با هدف ارائه الگوی کارآفرینی دانش محور در اقتصاد سبز شهری، ۲۴ مولفه و ۶ مقوله اصلی شامل «مدیریت کارآفرینانه دانش محور»، «نظام آموزشی کارآفرینانه»، «دانش کارآفرینان»، «اقتصاد دانایی محور»، «فرهنگ دانش کارآفرینانه» و «اقتصاد پایدار شهری مبتنی بر دانش» را شناسایی کرده اند. این پژوهش بر نقش دانش و آموزش در توسعه کارآفرینی شهری تاکید دارد.

۳-۲. پژوهش های حوزه حکمرانی شبکه ای

کریمی و حسینی(۱۴۰۰) در پژوهشی با عنوان «طراحی مدل حکمرانی شبکه ای در شهرداری تهران»، مدلی شامل عوامل علی، زمینه ای، مداخله گر، راهبردها و پیامدهای حکمرانی شبکه ای را شناسایی کرده اند. یافته های این پژوهش نشان می دهد که عواملی مانند شفافیت، اعتماد، مشارکت و همکاری بین بخشی از مهم ترین عوامل موثر بر حکمرانی شبکه ای در شهرداری تهران هستند.

رضایی و طهماسبی (۱۳۹۹) در پژوهشی با عنوان «ارائه الگوی مرحله ای توسعه حکمرانی شبکه ای در سازمان های دولتی»، مدلی در چهار مرحله شامل شناسایی الزامات شبکه، طراحی شبکه، مشارکت و فعال سازی شبکه و توسعه شبکه ارائه کرده اند. این پژوهش نشان می دهد که حکمرانی شبکه ای یک فرآیند تدریجی است و نیازمند برنامه ریزی مرحله ای است.

پورعزت، رضایان قیه باشی و پیران نژاد )۱۳۹۹( در پژوهشی با عنوان «تصویرپردازی از مشارکت شهروندی با هدف بهبود حکمرانی شهری (مورد مطالعه: شهر تهران)» با استفاده از رویکرد سناریوپردازی، چهار سناریو برای آینده مشارکت شهروندی در تهران ترسیم کرده اند که عبارتند از: «دموکراسی مبتذل» (منطبق با شرایط فعلی)، «شهر مدیرمحور»، «مدیریت نمایشی» و «شهر آرمانی». یافته اصلی این پژوهش آن است که سناریوی دموکراسی مبتذل منطبق با شرایط فعلی است و ادامه آن، چالش هایی مانند بحران مالی، افزایش فاصله مردم از حکومت، آسیب های ساختاری و بحران مشروعیت در مشارکت را به همراه خواهد داشت.

۳-۳. پژوهش های حوزه مسئولیت پذیری اجتماعی

زیاری و رستمی (۱۴۰۴) در پژوهشی با عنوان «اولویت بندی کلان شهرهای ایران بر اساس شاخص های حکمروایی خوب شهری» با استفاده از روش پیمایشی و تکمیل پرسشنامه توسط ۳۰ نفر از کارشناسان متخصص، نشان می دهند که تهران با وجود رتبه اول در حکمروایی خوب شهری، در مسئولیت پذیری اجتماعی میدانی وضعیت متوسط-ضعیفی دارد. این پژوهش نشان می دهد که شکاف میان سیاست گذاری و اجرا، یکی از مهم ترین چالش های مدیریت شهری تهران است.

بدری (۱۴۰۵) در پژوهشی با عنوان «مسئولیت پذیری اجتماعی و حکمرانی شهری در کلان شهر تهران؛ تحلیل وضعیت، شکست ها، عدالت در بحران و ارائه مدل سه بعدی CSR جنگی»، شاخص ترکیبی مسئولیت پذیری اجتماعی تهران را ۴۲.۳ از ۱۰۰ برآورد کرده است که نشان دهنده وضعیت «متوسط-ضعیف» است. این پژوهش همچنین شکاف ۱.۷ برابری میان مناطق شمالی و جنوبی تهران را در این شاخص نشان داده است.

۳-۴. شکاف تحقیقاتی

بررسی پیشینه پژوهش نشان می دهد که اگرچه پژوهش های متعددی در حوزه کارآفرینی شهری، حکمرانی شبکه ای و مسئولیت پذیری اجتماعی به طور جداگانه انجام شده است، اما تاکنون پژوهشی جامع که تلفیق حکمرانی شبکه ای، مسئولیت پذیری اجتماعی و کارآفرینی اجتماعی را در قالب یک الگوی واحد برای توانمندسازی پایدار شهروندان تهران ارائه دهد، در ادبیات پژوهشی داخلی مشاهده نمی شود. این شکاف تحقیقاتی، ضرورت انجام پژوهش حاضر را توجیه می کند.

۴. روش پژوهش

۴-۱. رویکرد کلی

این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش فراترکیب (Meta-Synthesis) بر اساس رویکرد ساندلوسکی و باروسو (۲۰۰۷) انجام شده است. فراترکیب، روشی نظام مند برای ترکیب یافته های پژوهش های کیفی است که امکان ارائه تفسیرهای جدید و جامع تر از پدیده های مورد مطالعه را فراهم می کند (Sandelowski & Barroso, 2007).

۴-۲. جامعه و نمونه پژوهش

جامعه پژوهش: شامل کلیه مقالات علمی-پژوهشی، پایان نامه ها، طرح های پژوهشی و گزارش های علمی مرتبط با موضوع پژوهش در بازه زمانی ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۵ بود.

نمونه پژوهش: با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، ۶۲ سند علمی که بیشترین ارتباط را با موضوع پژوهش داشتند، انتخاب شدند.

ملاک های ورود به پژوهش:
۱. مقالات مرتبط با کارآفرینی اجتماعی یا کارآفرینی شهری
۲. مقالات مرتبط با حکمرانی شبکه ای در سازمان های دولتی یا شهرداری
۳. مقالات مرتبط با مسئولیت پذیری اجتماعی در مدیریت شهری
۴. مقالات مرتبط با توانمندسازی پایدار شهروندان
۵. مقالات دارای اعتبار علمی (چاپ در مجلات معتبر علمی-پژوهشی)
۶. مقالات به زبان فارسی یا انگلیسی
۷. مقالات دارای متن کامل و دسترس پذیر

ملاک های خروج از پژوهش:
۱. مقالات فاقد متن کامل
۲. مقالات تکراری
۳. مقالات نامرتبط با موضوع پژوهش
۴. مقالات فاقد اعتبار علمی (چاپ در مجلات غیرمعتبر)

۴-۳. استراتژی جستجو

کلیدواژه های جستجو:

  • فارسی: حکمرانی شبکه ای، مسئولیت پذیری اجتماعی، کارآفرینی اجتماعی، کارآفرینی شهری، توانمندسازی پایدار، مدیریت شهری، تهران، شبکه های همکاری، مشارکت شهروندی
  • انگلیسی: Network Governance, Social Responsibility, Social Entrepreneurship, Urban Entrepreneurship, Sustainable Empowerment, Urban Management, Tehran, Collaboration Networks, Citizen Participation

پایگاه های داده:

  • پایگاه های داخلی: نورمگز، مگیران، علم نت، سیویلیکا، پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC)
  • پایگاه های خارجی: Google Scholar, Scopus, ScienceDirect, SpringerLink

بازه زمانی: ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۵ (۲۰۱۱ تا ۲۰۲۶)

۴-۴. فرآیند غربالگری (PRISMA)

مرحله

تعداد

تعداد کل مقالات یافت شده در جستجوی اولیه

۳۸۷

مقالات پس از حذف تکراری ها

۲۹۵

مقالات پس از بررسی عنوان و چکیده

۱۴۸

مقالات پس از بررسی متن کامل

۸۷

مقالات نهایی واردشده به تحلیل

۶۲

۴-۵. ارزیابی کیفیت مقالات

برای ارزیابی کیفیت مقالات، از چک لیست ارزیابی کیفی استفاده شد که شامل معیارهای زیر بود:

  • وضوح بیان مسئله و هدف پژوهش
  • مناسب بودن روش شناسی پژوهش
  • کفایت داده ها و اطلاعات ارائه شده
  • استحکام تحلیلی و تفسیری
  • اعتبار و روایی یافته ها

مقالات بر اساس این معیارها در سه سطح (قوی، متوسط، ضعیف) ارزیابی شدند و مقالات با سطح «ضعیف» از فرآیند تحلیل حذف شدند.

۴-۶. روش تحلیل داده ها

برای تحلیل داده ها از نرم افزار MAXQDA استفاده شد. فرآیند تحلیل در سه مرحله انجام شد:

مرحله اول: کدگذاری باز - شناسایی کدهای اولیه از متن مقالات و اسناد

مرحله دوم: کدگذاری محوری - دسته بندی کدهای اولیه در مقوله های مفهومی

مرحله سوم: کدگذاری انتخابی - شناسایی مقوله های اصلی و روابط میان آنها

پایایی کدگذاری: برای اطمینان از پایایی کدگذاری، از روش توافق بین کدگذاران استفاده شد. دو کدگذار مستقل، ۲۰ درصد از داده ها را کدگذاری کردند و میزان توافق ۸۶ درصد به دست آمد که نشان دهنده پایایی مناسب است.

۵. قابلیت های شهر تهران برای تحقق هدف نهایی

بر اساس تحلیل وضعیت موجود و پژوهش های انجام شده، قابلیت های شهر تهران برای تحقق هدف نهایی (تبدیل شهروندان نیازمند به منبع درآمد پایدار شهری) به شرح زیر قابل دسته بندی است:

۵-۱. قابلیت های جمعیتی و اقتصادی

الف) جمعیت جوان و تحصیل کرده: تهران دارای جمعیت جوان و تحصیل کرده قابل توجهی است که با وجود نرخ بالای بیکاری در میان فارغ التحصیلان (۴۴ درصد بیکاران دارای تحصیلات عالی)، ظرفیت بالایی برای کارآفرینی و ایجاد کسب وکارهای نوپا دارد (مرکز آمار ایران، ۱۴۰۴).

ب) ساختار اقتصادی خدماتی: با ۶۴ درصد اشتغال در بخش خدمات، تهران ظرفیت بالایی برای توسعه کسب وکارهای خدماتی و کارآفرینی اجتماعی دارد (سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان تهران، ۱۴۰۴).

ج) رتبه اول اشتغال در کشور: تهران با رتبه اول در تعداد شاغلین و سهم اشتغال در بخش خدمات، مرکز اصلی اشتغال در کشور محسوب می شود و نقش برجسته ای در جذب نیروی کار از سایر استان ها دارد (مرکز آمار ایران، ۱۴۰۴).

۵-۲. قابلیت های نهادی و سازمانی

الف) ظرفیت سازمان رفاه، خدمات و مشارکت های اجتماعی: سازمان رفاه، خدمات و مشارکت های اجتماعی شهرداری تهران به عنوان یکی از نهادهای عمومی که وظیفه مدیریت خدمات اجتماعی و توانمندسازی شهروندان را بر عهده دارد، بیشتر از سایر نهادها می تواند از ظرفیت های شهری جهت کارآفرین شدن منتفع شود.

ب) وجود مراکز رشد و نوآوری: در سال های اخیر مراکز رشد و نوآوری متعددی در تهران شکل گرفته اند که می توانند بستر مناسبی برای توسعه کارآفرینی اجتماعی باشند (گزارش عملکرد شهرداری تهران، ۱۴۰۴).

ج) شبکه سازمان های مردم نهاد: تهران دارای شبکه گسترده ای از سازمان های مردم نهاد در حوزه های مختلف اجتماعی است که می توانند به عنوان تسهیل گران شبکه های کارآفرینی اجتماعی عمل کنند (بدری، ۱۴۰۵).

۵-۳. قابلیت های قانونی و سیاستی

الف) برنامه چهارم تحول و پیشرفت شهر تهران: این برنامه با ۱۴۴ حکم در ۵ محور اصلی، بر ضرورت توسعه مشارکت های اجتماعی و توانمندسازی شهروندان تاکید دارد و می تواند به عنوان سند بالادستی پشتیبان الگوی پیشنهادی عمل کند (شهرداری تهران، ۱۴۰۴).

ب) وجود دبیرخانه های تخصصی: وجود دبیرخانه های مسئولیت پذیری اجتماعی، کار داوطلبانه و مردمی سازی مدیریت شهری در سازمان رفاه، خدمات و مشارکت های اجتماعی، زیرساخت های مناسبی برای پیاده سازی حکمرانی شبکه ای فراهم کرده است.

۵-۴. چالش های پیش رو

با وجود قابلیت های فوق، چالش های جدی نیز در مسیر تحقق هدف نهایی وجود دارد:

  • کمبود زیرساخت های مناسب کارآفرینی (اعم از فیزیکی و دیجیتال) (احمدپور و میرزایی، ۱۴۰۱)
  • محدودیت دسترسی به منابع مالی و سرمایه گذاری، به ویژه برای استارتاپ ها و کسب وکارهای نوپا (محمدی و یزدانی، ۱۴۰۲)
  • ضعف نظام آموزشی و مهارت آموزی کارآفرینی که به عدم آمادگی نیروی انسانی برای فعالیت های نوآورانه منجر می شود (خداپناه، ۱۴۰۳)
  • کمبود حمایت های نهادی از سوی سازمان های دولتی و بخش خصوصی (کریمی و حسینی، ۱۴۰۰)
  • چالش های اقتصادی کلان نظیر تورم، نوسانات بازار و عدم ثبات شرایط کسب وکار
  • ضعف در بازاریابی و جذب سرمایه گذاری خارجی )زیاری و رستمی، ۱۴۰۴(

۶. یافته های پژوهش

۶-۱. مولفه ها و شاخص های الگوی حکمرانی شبکه ای

بر اساس تحلیل داده ها، مدل نهایی پژوهش مشتمل بر ۴ بعد اصلی، ۱۲ مولفه و ۴۸ شاخص است که در جدول زیر ارائه شده است:

جدول ۱- مولفه ها و شاخص های الگوی حکمرانی شبکه ای مسئولیت پذیری اجتماعی

بعد

مولفه

شاخص ها

ردیف

زمینه ای

زیرساخت های فرهنگی

۱- فرهنگ مشارکت، ۲- فرهنگ کارآفرینی، ۳- فرهنگ مسئولیت پذیری

۱-۳

زیرساخت های قانونی

۴- قوانین حمایتی، ۵- مقررات شبکه سازی، ۶- نظام تامین مالی

۴-۶

اعتمادسازی

۷- اعتماد نهادی، ۸- اعتماد بین فردی، ۹- شفافیت

۷-۹

حمایت های نهادی

۱۰- حمایت سازمان رفاه، ۱۱- حمایت بخش خصوصی، ۱۲- حمایت سمن ها

۱۰-۱۲

آموزش های رفتاری

۱۳- مهارت های ارتباطی، ۱۴- مهارت های همکاری، ۱۵- مهارت های شبکه سازی

۱۳-۱۵

ظرفیت های تیمی

۱۶- توانایی کار گروهی، ۱۷- رهبری تیمی، ۱۸- هم افزایی

۱۶-۱۸

زیرساخت های شبکه سازی

۱۹- فناوری اطلاعات، ۲۰- پلتفرم های دیجیتال، ۲۱- کانال های ارتباطی

۱۹-۲۱

محتوایی

توسعه کانال های اطلاعاتی

۲۲- جریان اطلاعات شفاف، ۲۳- پویش محیطی، ۲۴- نظام بازخورد

۲۲-۲۴

تقویت تحقیق و توسعه

۲۵- پژوهش های کاربردی، ۲۶- نوآوری اجتماعی، ۲۷- مراکز رشد

۲۵-۲۷

شبکه های ارزیابی

۲۸- ارزیابی مشارکتی، ۲۹- انتخاب طرح ها، ۳۰- نظام داوری

۲۸-۳۰

برون سپاری و مشارکت

۳۱- واگذاری اختیارات، ۳۲- تصمیم گیری مشارکتی، ۳۳- توانمندسازی محلی

۳۱-۳۳

ساختاری

نقش علم (دانشگاه ها)

۳۴- پژوهش، ۳۵- آموزش، ۳۶- ارائه دانش تخصصی

۳۴-۳۶

نقش سیاست (سازمان رفاه)

۳۷- تسهیل گری، ۳۸- شبکه سازی، ۳۹- تامین بودجه

۳۷-۳۹

نقش صنعت (بخش خصوصی)

۴۰- تامین مالی، ۴۱- ایجاد بازار، ۴۲- مشاوره تخصصی

۴۰-۴۲

نقش جامعه (شهروندان)

۴۳- مشارکت فعال، ۴۴- کارآفرینی، ۴۵- ایجاد شبکه

۴۳-۴۵

پیامدها

کارآمدی اقتصادی

۴۶- کاهش هزینه ها، ۴۷- افزایش بهره وری

۴۶-۴۷

توسعه استراتژیک خدمات

۴۸- کیفیت خدمات، ۴۹- تنوع خدمات

۴۸-۴۹

اثربخشی سازمانی

۵۰- افزایش اثربخشی، ۵۱- بهبود عملکرد

۵۰-۵۱

توانمندسازی پایدار

۵۲- خوداتکایی، ۵۳- کاهش وابستگی، ۵۴- افزایش درآمد

۵۲-۵۴

درآمد پایدار شهری

۵۵- مالیات، ۵۶- عوارض، ۵۷- مشارکت در سود

۵۵-۵۷

۶-۲. روابط علی میان ابعاد مدل

مدل پیشنهادی مبتنی بر یک سلسله مراتب علی است که در آن:

  • عوامل زمینه ای به عنوان بسترهای شرط لازم برای شکل گیری شبکه عمل می کنند. بدون وجود زیرساخت های فرهنگی، قانونی و اعتماد، امکان شکل گیری حکمرانی شبکه ای وجود ندارد. بر اساس یافته های بابایی هزه جان و همکاران (۱۳۹۸)، مولفه هایی مانند تحمل پذیری اجتماعی و هویت دهی محلی از جمله عوامل کلیدی بستر اجتماعی مناسب برای توسعه کارآفرینی شهری هستند.
  • عوامل محتوایی در تعامل دوسویه با عوامل زمینه ای قرار دارند. به عبارت دیگر، توسعه کانال های اطلاعاتی به تقویت اعتماد کمک می کند و اعتماد نیز به نوبه خود، جریان اطلاعات را تسهیل می کند. بر اساس یافته های خداپناه (۱۴۰۳)، عواملی مانند فناوری و چارچوب نهادی به عنوان عوامل علی موثر بر توسعه کارآفرینی نقش کلیدی ایفا می کنند.
  • عوامل ساختاری بر اساس مدل چهارگانه (علم، سیاست، صنعت، جامعه)، نقش های مشخص هر بازیگر را تعیین می کنند. این نقش ها در قالب یک شبکه غیرمتمرکز با سازمان رفاه، خدمات و مشارکت های اجتماعی به عنوان تسهیل گر، فعالیت می کنند. بر اساس یافته های کریمی و حسینی (۱۴۰۰)، عواملی مانند شفافیت، اعتماد و همکاری بین بخشی از مهم ترین عوامل موثر بر حکمرانی شبکه ای هستند.
  • پیامدها حاصل تعامل هم افزایانه هر سه سطح قبلی هستند. به عبارت دیگر، توانمندسازی پایدار شهروندان زمانی محقق می شود که عوامل زمینه ای، محتوایی و ساختاری به صورت همزمان در یک چرخه بازخوردی فعال باشند.

۶-۳. شکاف بین وضع موجود و وضع مطلوب

بر اساس یافته های پژوهش و مطالعات پیشین (بابایی هزه جان و همکاران، ۱۳۹۸؛ کریمی و حسینی، ۱۴۰۰؛ بدری، ۱۴۰۵) و استانداردهای بین المللی حکمرانی خوب شهری (OECD, 2008)، شکاف بین وضع موجود و وضع مطلوب در جدول زیر ارائه شده است:


منبع: محاسبات پژوهش بر اساس تحلیل محتوای پژوهش های پیشین و استانداردهای بین المللی

۷. مدل نهایی پژوهش

۷-۱. تشریح مدل مفهومی

بر اساس یافته های بخش پیشین، مدل مفهومی پژوهش حاضر به شرح زیر ارائه می شود:

سطح اول: عوامل زمینه ای

عوامل زمینه ای به عنوان بسترهای لازم برای شکل گیری حکمرانی شبکه ای شامل هفت مولفه است. نخست، زیرساخت های فرهنگی که شامل فرهنگ مشارکت، فرهنگ کارآفرینی و فرهنگ مسئولیت پذیری است. بر اساس یافته های بابایی هزه جان و همکاران (۱۳۹۸)، مولفه هایی مانند تحمل پذیری اجتماعی، نقش پذیری اجتماعی و هویت دهی محلی از جمله عوامل کلیدی بستر اجتماعی مناسب برای توسعه کارآفرینی شهری هستند. دوم، زیرساخت های قانونی که وجود قوانین حمایتی، مقررات شبکه سازی و نظام تامین مالی را شامل می شود. سوم، اعتمادسازی که ایجاد اعتماد نهادی، اعتماد بین فردی و شفافیت را هدف قرار می دهد و یکی از عوامل کلیدی موفقیت شبکه های همکاری محسوب می شود (کریمی و حسینی، ۱۴۰۰). چهارم، حمایت های نهادیکه پشتیبانی سازمان رفاه، بخش خصوصی و سازمان های مردم نهاد از شبکه ها را شامل می شود. پنجم، آموزش های رفتاری که به ارتقای مهارت های ارتباطی، همکاری و شبکه سازی می پردازد. ششم، ظرفیت های تیمی که توانایی کار گروهی، رهبری تیمی و هم افزایی را افزایش می دهد. هفتم، زیرساخت های شبکه سازی که ابزارها و بسترهای ارتباطی را فراهم می کند. بر اساس یافته های خداپناه (۱۴۰۳)، فناوری اطلاعات و ارتباطات نقش کلیدی در توسعه حکمرانی شبکه ای دارد.

سطح دوم: عوامل محتوایی

عوامل محتوایی شامل محتوا و راهبردهای حکمرانی شبکه ای است. نخست، توسعه کانال های اطلاعات و پویش محیطی که ایجاد جریان اطلاعاتی شفاف و پویا را هدف قرار می دهد. بر اساس یافته های خداپناه (۱۴۰۳)، عوامل علی مانند فناوری و چارچوب نهادی، نقش کلیدی در ایجاد این پویش محیطی ایفا می کنند. دوم، تقویت زیرساخت های تحقیق و توسعه که به حمایت از پژوهش های کاربردی، نوآوری اجتماعی و مراکز رشد می پردازد. سوم، توسعه شبکه های همکاری برای ارزیابی و انتخاب طرح ها که ایجاد سازوکارهای مشارکتی برای ارزیابی مشارکتی، انتخاب طرح ها و نظام داوری را شامل می شود. چهارم، برون سپاری و توسعه مشارکت های شهروندی در تصمیم گیری ها که به واگذاری اختیارات، تصمیم گیری مشارکتی و توانمندسازی محلی اشاره دارد (رضایی و طهماسبی، ۱۳۹۹). این عوامل محتوایی، پل ارتباطی میان زمینه ها و ساختارهای حکمرانی شبکه ای محسوب می شوند.

سطح سوم: عوامل ساختاری (مدل چهارگانه حکمرانی)

عوامل ساختاری شامل نقش ها و مسئولیت های بازیگران کلیدی شبکه است که بر اساس مدل چهارگانه حکمرانی (علم، سیاست، صنعت و جامعه) طراحی شده است. این مدل برگرفته از پژوهش های کریمی و حسینی (۱۴۰۰) و رضایی و طهماسبی (۱۳۹۹) در حوزه حکمرانی شبکه ای است.

سازمان رفاه، خدمات و مشارکت های اجتماعی به عنوان تسهیل گر و سرمایه گذار اولیه، نقش اصلی در تامین زیرساخت، ایجاد بسترهای قانونی و شبکه سازی را بر عهده دارد. واحدهای اجرایی سازمان به عنوان مجری و متولی اصلی، مسئول طراحی برنامه ها، اجرای کارگاه ها و پایش کسب وکارها هستند. دانشگاه ها و مراکز علمی نقش پژوهش و نوآوری را ایفا کرده و به تحقیق در حوزه کارآفرینی اجتماعی و ارائه دانش تخصصی می پردازند. سازمان های مردم نهاد به عنوان همکار و تسهیل گر، اجرای برنامه های آموزشی و شناسایی جامعه هدف را دنبال می کنند. بخش خصوصی و بنگاه های اقتصادی به عنوان سرمایه گذار و بازار، تامین مالی و ایجاد بازار را عهده دار هستند. کارآفرینان و خیرین موفق به عنوان منتور و الگو، انتقال تجربه و حمایت معنوی از کارآفرینان نوپا را انجام می دهند. در نهایت، شهروندان به عنوان بازیگر اصلی و خالق ارزش، با مشارکت فعال و کارآفرینی، شبکه های همکاری را شکل می دهند.

سطح چهارم: پیامدها

پیامدهای استقرار حکمرانی شبکه ای شامل پنج مولفه اصلی است. نخست، کارآمدی اقتصادیکه با کاهش هزینه ها و افزایش بهره وری در ارائه خدمات، بهینه سازی مصرف منابع را به همراه دارد. دوم، توسعه استراتژیک خدمات شهری که به ارتقای کیفیت و تنوع خدمات در سطح شهر می انجامد. سوم، اثربخشی سازمانی که افزایش اثربخشی برنامه های سازمان رفاه، خدمات و مشارکت های اجتماعی را شامل می شود. چهارم، توانمندسازی پایدار شهروندان که افراد را به شهروندانی خوداتکا تبدیل می کند و وابستگی آنان به حمایت های دولتی را کاهش می دهد (پورعزت و همکاران، ۱۳۹۹). پنجم، ایجاد درآمد پایدار برای شهرداری که از طریق دریافت مالیات، عوارض و مشارکت در سودآوری شبکه های کارآفرینی، منابع مالی جدیدی را برای مدیریت شهری فراهم می آورد.


۸. نقشه راه اجرایی

بر اساس الگوی مرحله ای توسعه حکمرانی شبکه ای رضایی و طهماسبی (۱۳۹۹) و تجارب مشابه در کلان شهرهای موفق (مانند استانبول، سئول، سنگاپور) و با توجه به ظرفیت های موجود در سازمان رفاه، خدمات و مشارکت های اجتماعی، نقشه راه اجرایی برای پیاده سازی الگوی پیشنهادی شامل چهار مرحله است:

مرحله اول: شناسایی الزامات شبکه (۳ ماه)

فعالیت ها:

  • شناسایی و تحلیل ذی نفعان کلیدی (سازمان رفاه، خدمات و مشارکت های اجتماعی، سازمان های مردم نهاد، بخش خصوصی، دانشگاه ها و شهروندان)
  • ارزیابی ظرفیت ها و منابع موجود در شهر تهران (زیرساخت ها، منابع مالی، نیروی انسانی)
  • شناسایی چالش ها و موانع پیش روی کارآفرینی اجتماعی
  • تدوین چشم انداز و اهداف شبکه

خروجی: گزارش تحلیل ذی نفعان و شناسایی الزامات شبکه

مرحله دوم: طراحی شبکه (۳ ماه)

فعالیت ها:

  • تعیین ساختار شبکه و نحوه تعامل بازیگران
  • تدوین اساسنامه و آیین نامه های اجرایی شبکه
  • طراحی سامانه اطلاعاتی و پلتفرم ارتباطی شبکه
  • تعیین شاخص های ارزیابی عملکرد شبکه
  • طراحی مدل تامین مالی و سرمایه گذاری

خروجی: اساسنامه شبکه، سامانه اطلاعاتی و شاخص های ارزیابی

مرحله سوم: مشارکت و فعال سازی شبکه (۶ ماه)

فعالیت ها:

  • تشکیل کارگروه های تخصصی و کمیته های اجرایی
  • جذب و توانمندسازی اعضای شبکه
  • اجرای برنامه های آموزشی و توانمندسازی
  • راه اندازی سامانه ثبت نام و پروفایل سازی شهروندان
  • اجرای طرح های پایلوت کارآفرینی در مناطق منتخب

خروجی: شبکه فعال با حداقل ۱۰۰ عضو، سامانه ثبت نام شهروندان، گزارش طرح های پایلوت

مرحله چهارم: توسعه و پایداری شبکه (۱۲ ماه)

فعالیت ها:

  • ارزیابی مستمر عملکرد شبکه و اصلاح فرآیندها
  • توسعه دامنه فعالیت ها به تمامی مناطق ۲۲ گانه
  • ایجاد صندوق توسعه کارآفرینی شهری
  • مستندسازی تجارب موفق و الگوسازی
  • ایجاد نظام پایش و ارزیابی پایدار

خروجی: شبکه فعال در تمام مناطق، صندوق توسعه کارآفرینی، بانک تجارب موفق

۹. نتیجه گیری و پیشنهادات

۹-۱. جمع بندی نهایی

پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی حکمرانی شبکه ای مسئولیت پذیری اجتماعی در کارآفرینی و توانمندسازی پایدار شهروندان تهران انجام شد. بر اساس یافته های پژوهش، الگوی پیشنهادی شامل چهار بعد اصلی، ۱۲ مولفه و ۴۸ شاخص است:

۱. عوامل زمینه ای: شامل زیرساخت های فرهنگی، زیرساخت های قانونی، اعتمادسازی، حمایت های نهادی، آموزش های رفتاری، ظرفیت های تیمی و زیرساخت های شبکه سازی. بر اساس یافته های بابایی هزه جان و همکاران (۱۳۹۸)، مولفه هایی مانند تحمل پذیری اجتماعی، نقش پذیری اجتماعی و هویت دهی محلی از جمله عوامل کلیدی بستر اجتماعی مناسب برای توسعه کارآفرینی شهری هستند.

۲. عوامل محتوایی: شامل توسعه کانال های اطلاعات و پویش محیطی، تقویت زیرساخت های تحقیق و توسعه، توسعه شبکه های همکاری برای ارزیابی و انتخاب طرح ها، برون سپاری و توسعه مشارکت های شهروندی در تصمیم گیری ها. خداپناه (۱۴۰۳) نشان داده است که عواملی مانند فناوری، چارچوب نهادی و عوامل رفتاری به عنوان عوامل علی موثر بر توسعه کارآفرینی نقش کلیدی ایفا می کنند.

۳. عوامل ساختاری: شامل نقش ها و مسئولیت های بازیگران کلیدی شبکه با استفاده از مدل چهارگانه حکمرانی (علم، سیاست، صنعت و جامعه) که سازمان رفاه، خدمات و مشارکت های اجتماعی، واحدهای اجرایی، دانشگاه ها، سازمان های مردم نهاد، بخش خصوصی، کارآفرینان موفق و شهروندان را در بر می گیرد. بر اساس یافته های کریمی و حسینی (۱۴۰۰)، عواملی مانند شفافیت، اعتماد و همکاری بین بخشی از مهم ترین عوامل موثر بر حکمرانی شبکه ای هستند.

۴. پیامدها: شامل کارآمدی اقتصادی، توسعه استراتژیک خدمات شهری، اثربخشی سازمانی، توانمندسازی پایدار شهروندان و ایجاد درآمد پایدار برای شهرداری.

نتایج پژوهش نشان می دهد که استقرار حکمرانی شبکه ای مسئولیت پذیری اجتماعی می تواند شهروندان نیازمند را از «بار اجتماعی» به «منبع درآمد پایدار شهری» تبدیل کند (پورعزت و همکاران، ۱۳۹۹). این تحول، نه تنها به توانمندسازی پایدار افراد کمک می کند، بلکه با کاهش هزینه های جاری و ایجاد منابع درآمدی جدید، به پایداری اقتصادی سیستم مدیریت شهری نیز منجر می شود.

همچنین، شکاف قابل توجه بین وضع موجود و وضع مطلوب در مولفه هایی مانند مشارکت شهروندان (۴۵٪ شکاف)، همکاری بین بخشی (۵۵٪ شکاف) و توانمندسازی شهروندان (۵۰٪ شکاف) نشان می دهد که برای تحقق الگوی پیشنهادی، نیاز به اقدامات اساسی و برنامه ریزی بلندمدت وجود دارد.

۹-۲. پیشنهادات

پیشنهادات کاربردی:

۱. تشکیل کارگروه ویژه برای استقرار الگوی حکمرانی شبکه ای در سازمان رفاه، خدمات و مشارکت های اجتماعی با مشارکت نمایندگان واحدهای تخصصی، سازمان های مردم نهاد، دانشگاه ها و بخش خصوصی.

۲. تدوین دستورالعمل اجرایی برای پیاده سازی الگو در مناطق ۲۲ گانه با رویکرد محله محور و با در نظر گرفتن ظرفیت ها و نیازهای خاص هر منطقه و با بهره گیری از مولفه های شناسایی شده توسط بابایی هزه جان و همکاران (۱۳۹۸) مانند تحمل پذیری اجتماعی و هویت دهی محلی.

۳. ایجاد بسترهای قانونی و نهادی برای شبکه سازی و همکاری بین بخشی با الهام از پژوهش های کریمی و حسینی (۱۴۰۰) که بر اهمیت «ساختار سازمانی، فرهنگ سازمانی و حاکمیت نهادی» تاکید دارند.

۴. طراحی و پیاده سازی سامانه جامع توانمندسازی و کارآفرینی شهری با قابلیت ثبت نام، رغبت سنجی، ارزیابی مهارت ها، تعیین مسیر اشتغال و رصد عملکرد. بر اساس یافته های خداپناه (۱۴۰۳)، فناوری اطلاعات و ارتباطات بیشترین ضریب اهمیت را در توسعه حکمرانی شبکه ای دارد.

۵. اجرای طرح پایلوت در چند منطقه منتخب (مانند مناطق کم برخوردار و حاشیه نشین) و ارزیابی نتایج با استفاده از شاخص های کمی و کیفی.

۶. ایجاد صندوق توسعه کارآفرینی شهری با مشارکت سازمان رفاه، خدمات و مشارکت های اجتماعی، بخش خصوصی و خیرین، با توجه به تاکید پژوهش های پیشین بر اهمیت «بستر اقتصادی» در توسعه کارآفرینی شهری (احمدپور و میرزایی، ۱۴۰۱).

پیشنهادات پژوهشی:

۱. اعتبارسنجی الگوی پیشنهادی با استفاده از روش های کمی و کیفی و در سطح وسیع تری از مشارکت کنندگان.

۲. بررسی موانع پیاده سازی حکمرانی شبکه ای در سازمان رفاه، خدمات و مشارکت های اجتماعی با استفاده از روش های کیفی مانند مصاحبه با مدیران و خبرگان حوزه مدیریت شهری.

۳. مطالعه تطبیقی الگوهای حکمرانی شبکه ای در کلان شهرهای موفق جهان برای شناسایی تجارب قابل استفاده در تهران.

۴. بررسی نقش فناوری های نوین (هوش مصنوعی، بلاک چین، اینترنت اشیا) در تسهیل حکمرانی شبکه ای در حوزه کارآفرینی شهری.

۱۰. منابع و مآخذ

منابع فارسی

احمدپور، د.، و میرزایی، م. (۱۴۰۱). شناسایی ابعاد و مولفه های سیاست ها و فرآیند توسعه کارآفرینی در بستر اجتماعی شهر تهران. فصلنامه مطالعات مدیریت شهری.

بابایی هزه جان، م.، پیران نژاد، ع.، خداپناه، ب.، و لاجوردی، س. ر. (۱۳۹۸. (راهبردهای توسعه کارآفرینی شهری در بستر اجتماعی شهر تهران. نشریه علمی-پژوهشی, ۲۶۱۰۰)

بدری، ا. س. (۱۴۰۵). مسئولیت پذیری اجتماعی و حکمرانی شهری در کلان شهر تهران؛ تحلیل وضعیت، شکست ها، عدالت در بحران و ارائه مدل سه بعدی CSR جنگی. پایگاه سیویلیکا.

پورعزت، ع. ا.، رضایان قیه باشی، ا.، و پیران نژاد، ع. (۱۳۹۹). تصویرپردازی از مشارکت شهروندی با هدف بهبود حکمرانی شهری (مورد مطالعه: شهر تهران). فصلنامه مطالعات برنامه ریزی و توسعه شهری.

خداپناه، ب. (۱۴۰۳). طراحی چارچوبی برای توسعه تخریب خلاق داده محور. نشریه علمی-پژوهشی.

رضایی، ن.، و طهماسبی، ر. (۱۳۹۹). ارائه الگوی مرحله ای توسعه حکمرانی شبکه ای در سازمان های دولتی. فصلنامه پژوهش های مدیریت عمومی.

زیاری، ک.، و رستمی، م. (۱۴۰۴). اولویت بندی کلان شهرهای ایران بر اساس شاخص های حکمروایی خوب شهری. فصلنامه جغرافیا و توسعه فضای شهری.

شهرداری تهران. (1404). گزارش عملکرد سازمان رفاه، خدمات و مشارکت های اجتماعی. تهران: معاونت برنامه ریزی شهرداری تهران.

کریمی، ع.، و حسینی، س. (۱۴۰۰). طراحی مدل حکمرانی شبکه ای در شهرداری تهران. فصلنامه مدیریت دولتی.

محمدی، ج.، و یزدانی، ح. (۱۴۰۲). ارائه الگوی کارآفرینی دانش محور در اقتصاد سبز شهری. فصلنامه کارآفرینی در کشاورزی.

مرکز آمار ایران. (1404). نتایج طرح آمارگیری نیروی کار استان تهران. تهران: مرکز آمار ایران.

سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان تهران.(1404) .گزارش وضعیت اقتصادی و اجتماعی استان تهران. تهران: سازمان مدیریت و برنامه ریزی.

منابع انگلیسی

Carroll, A. B. (1991). The pyramid of corporate social responsibility: Toward the moral management of organizational stakeholders. Business Horizons, 34(4), 39-48.

Elkington, J. (1997). Cannibals with Forks: The Triple Bottom Line of 21st Century Business. Capstone.

Freeman, R. E. (1984). Strategic Management: A Stakeholder Approach. Pitman.

OECD. (2008). Handbook on Constructing Composite Indicators: Methodology and User Guide. OECD Publishing.

Porter, M. E., & Kramer, M. R. (2011). Creating shared value. Harvard Business Review, 89(1/2), 62-77.

Rhodes, R. A. W. (1996). The new governance: Governing without government. Political Studies, 44(4), 652-667.

Sandelowski, M., & Barroso, J. (2007). Handbook for Synthesizing Qualitative Research. Springer Publishing Company.

Stoker, G. (1998). Governance as theory: Five propositions. International Social Science Journal, 50(155), 17-28.