مهندسی واژگان در جنگ ادراکی؛ چرا «ایران» و «جمهوری اسلامی» را نمی توان از هم جدا کرد؟
نوان: مهندسی واژگان در جنگ ادراکی؛ چرا «ایران» و «جمهوری اسلامی» را نمی توان از هم جدا کرد؟
مقدمه: وقتی کلمات، گلوله می شوند
در نظریه های ارتباطات جمعی، مفهومی به نام «برساخت اجتماعی واقعیت» وجود دارد. یعنی این واژه ها هستند که به جهان ما معنا می دهند، نه صرفا خود واقعیت. حال تصور کن کسی آگاهانه بیاید و واژه های هویت بخش ما را بدزدد. رسانه های غربی امروز با ظرافتی موذیانه، به جای «نظام جمهوری اسلامی» از «رژیم ایران» استفاده می کنند. این یک اشتباه تایپی نیست؛ این یک پروژه علمی و عملیاتی برای مهندسی اذهان است که ادوارد هرمان و نوآم چامسکی از آن به عنوان «کسب رضایت برای سرکوب» یاد می کنند. بیایید با لنز تحلیل گفتمان، این تله را خنثی کنیم.
۱. کالبدشکافی حقوقی-سیاسی یک واژه: «رژیم» یا «نظام»؟
در حقوق بین الملل و علوم سیاسی، واژه ها بار حقوقی دارند:
· حکومت: به قوه مجریه و کابینه موقت اطلاق می شود. رفتنی است.
· نظام سیاسی: چارچوب دائمی اداره کشور بر اساس یک قانون اساسی. این «رژیم» نیست؛ «نظام» است.
· رژیم: در ادبیات حقوقی، معمولا به ساختاری فاقد مشروعیت قانونی و مردمی گفته می شود که اغلب با زور بر سر کار آمده (مانند رژیم های اشغالگر یا کودتاگر).
وقتی رسانه های غربی با قوام و دقت، ایران را «رژیم» خطاب می کنند، در حال یک برچسب زنی تروریستی گفتمانی هستند. آنها می خواهند در ضمیر ناخودآگاه مخاطب جهانی، این گزاره را حک کنند که موجودیت سیاسی ایران، فاقد ریشه مردمی و موقتی است. این در حالی است که نظام جمهوری اسلامی، فارغ از همه چالش ها و انتقادات داخلی، محصول یک انقلاب مردمی و دارای قانون اساسی مشخص است. آنها با این حقه، «انتقاد» را به «انکار» تبدیل می کنند.
۲. پارادوکس تحریم؛ وقتی ادعای حمایت از مردم رسوا می شود
بزرگترین تناقض نمایان در پروژه جدا کردن مردم از حاکمیت، تحریم ها هستند. آنها می گویند: «تحریم ها علیه رژیم است.» اما بگذارید از منظر علمی به آن نگاه کنیم:
گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور تحریم های یکجانبه در گزارش های متعدد خود (از جمله در سال ۲۰۲۲) تاکید کرده که تحریم های یکجانبه، حق بر غذا، سلامت و توسعه مردم را نقض می کند.
اینجاست که مغالطه «دوگانه جعلی» رنگ می بازد: اگر می شود «حاکمیت» را تحریم کرد ولی «ملت» را نه، پس چرا دسترسی دانشجوی ایرانی به نرم افزارهای علمی قطع است؟ چرا بیماران پروانه ای و سرطانی در تامین داروهای غیرتحریمی به خاطر قطع ارتباط بانکی دچار بحران می شوند؟ این یک گواهی علمی است بر اینکه ملت و حاکمیت، در یک قایق نشسته اند و دشمن می خواهد هر دو را غرق کند.
۳. از امنیت هستی شناختی تا استاندارد دوگانه
یک مفهوم جذاب در روابط بین الملل، «امنیت هستی شناختی» است. یعنی ملت ها نیز مانند انسان ها، به تداوم روایی و هویت پایدار نیاز دارند. هویت ایرانی با مفهوم «استقلال» و «حاکمیت» گره خورده است.
اما اینجا استاندارد دوگانه غرب عریان می شود:
وقتی پلیس فرانسه معترضان را سرکوب می کند، این عملکرد «دولت فرانسه» است، نه «رژیم فرانسه».
وقتی آمریکا در عراق و افغانستان مرتکب جنایات جنگی می شود، کسی «رژیم آمریکا» را از «مردم آمریکا» جدا نمی داند. آنجا ناگهان حاکمیت نماینده مردم می شود!
این گزینش واژگانی، یک «عملیات روانی» برای مشروعیت زدایی انحصاری از رقبای ژئوپلیتیک است.
۴. آگاهی انتقادی: تفاوت نقد داخلی با پروژه دشمن
اینجا لازم است یک مرز مهم را ترسیم کنیم. بحث ما نفی نقد نیست. اتفاقا نقد پویا، جزو ذات یک ملت زنده است. تفاوت در «مبدا» و «مقصد» است:
· نقد سازنده: از درون ملت برمی خیزد، دردش «رفع نقص» است و می خواهد ایران قوی تر شود. او حاکمیت را از خود می داند و آن را نقد می کند، مثل نقد یک پدر به فرزندش.
· پروژه دشمن: از بیرون مدیریت می شود، دردش «تجزیه» است. می خواهد بین ایران و جمهوری اسلامی فاصله بیندازد تا ایران خلع سلاح فکری شود. آنها نمی گویند «حاکمیت را بهتر کن»، می گویند «این حاکمیت، ایران نیست».
نتیجه گیری: ضدهژمون باشیم
آنتونیو گرامشی می گوید قدرت صرفا با زور و توپ و تانک حفظ نمی شود، بلکه با «هژمونی فرهنگی» و تسلط بر واژه ها حفظ می شود. دشمن امروز به دنبال هژمون شدن بر ذهن ماست. وقتی آنها با اصرار می گویند «رژیم ایران جدا از ملت ایران»، در حال اجرای یک جنگ نرم هستند.
اما پاسخ ما یک کنش ضدهژمونیک است: جمهوری اسلامی را نمی توان از ایران جدا کرد، چون امنیت و پیشرفت ما در اتصال است، نه انفصال. ما دانشجویان به عنوان افسران جنگ نرم، باید این مرز را با تحلیل، منطق و احساس عمیق ملی پاس بداریم. قدرت ما در «متصل» بودن است، اتصالی که دشمن را به استیصال کشانده.
