سندرم درد منطقه ای پیچیده CRPS

31 تیر 1405 - خواندن 4 دقیقه - 17 بازدید
از نظر بالینی، این سندرم به دو نوع اصلی تقسیم می شود. در CRPS نوع یک، آسیب مشخص و قابل اثباتی در یک عصب محیطی وجود ندارد؛ درحالی که CRPS نوع دو معمولا در پی صدمه شناخته شده به یک عصب ایجاد می شود. با وجود این تفاوت، نشانه های بالینی دو نوع تا حد زیادی شبیه یکدیگرند. درد در این بیماران اغلب به شکل سوزشی، مداوم یا ضربان دار توصیف می شود و ممکن است حتی یک تماس ساده، مانند برخورد لباس با پوست، درد شدیدی ایجاد کند. به درد ناشی از محرکی که در حالت معمول دردناک نیست، آلودینیا گفته می شود. همچنین ممکن است پاسخ بیمار به محرک های دردناک بیش از حد طبیعی باشد که این حالت را هایپرآلژزی می نامند.


علت دقیق ایجاد CRPS هنوز به طور کامل شناخته نشده است، اما به نظر می رسد مجموعه ای از اختلالات عصبی، التهابی، ایمنی و عروقی در شکل گیری آن نقش داشته باشند. پس از آسیب اولیه، ممکن است عملکرد دستگاه عصبی محیطی و مرکزی تغییر کند و پیام های درد به شکلی غیرطبیعی پردازش شوند. از طرف دیگر، اختلال در تنظیم جریان خون و فعالیت دستگاه عصبی خودمختار می تواند باعث تغییر دما، رنگ پوست و میزان تعریق اندام شود. در بعضی بیماران، التهاب شدید و پایدار نیز در ادامه یافتن علائم موثر است. بنابراین CRPS را نمی توان نتیجه یک عامل واحد دانست، بلکه این بیماری حاصل برهم کنش چند سازوکار پیچیده در بدن است.


برای تشخیص، پزشک علاوه بر بررسی شدت و مدت درد، به نشانه های حسی، عروقی، تعریقی، حرکتی و تغییرات بافتی توجه می کند. معیارهای بوداپست این علائم را در چهار گروه حسی، وازوموتور، سودوموتور یا ادم، و حرکتی یا تروفیک دسته بندی می کنند. بااین حال، تشخیص زمانی مطرح می شود که بیماری دیگری نتواند نشانه های بیمار را بهتر توضیح دهد. به همین دلیل، گاهی از آزمایش خون، تصویربرداری، بررسی هدایت عصبی یا سایر روش های تشخیصی برای رد بیماری هایی مانند عفونت، اختلالات عروقی، آسیب عصبی، آرتریت و عوارض شکستگی استفاده می شود؛ اما هیچ یک از این بررسی ها به تنهایی تاییدکننده قطعی CRPS نیستند.


توان بخشی یکی از مهم ترین بخش های درمان به شمار می رود. فیزیوتراپی و کاردرمانی تدریجی می توانند به حفظ دامنه حرکت، کاهش خشکی مفاصل، افزایش قدرت عضلانی و بازگشت بیمار به فعالیت های روزمره کمک کنند. در کنار آن، برحسب شرایط بیمار، ممکن است از داروهای ضد درد، داروهای موثر بر دردهای نوروپاتیک، درمان های موضعی یا داروهای ضدالتهابی استفاده شود. در موارد شدید یا مقاوم به درمان نیز روش هایی مانند بلوک های عصبی، تحریک نخاع یا تحریک گانگلیون ریشه پشتی قابل بررسی هستند. حمایت روان شناختی نیز اهمیت دارد؛ زیرا زندگی با درد مداوم می تواند خواب، خلق وخو، روابط اجتماعی و کیفیت زندگی بیمار را تحت تاثیر قرار دهد.


در مجموع، CRPS بیماری پیچیده ای است که تشخیص و درمان آن به همکاری میان پزشک، متخصص درد، فیزیوتراپیست، کاردرمانگر و در صورت نیاز روان شناس وابسته است. توجه زودهنگام به درد نامتناسب، تورم، تغییر رنگ یا دمای اندام و محدودیت حرکتی می تواند از مزمن شدن علائم و کاهش عملکرد بیمار جلوگیری کند. هدف درمان تنها کم کردن شدت درد نیست، بلکه باید بازیابی حرکت، افزایش استقلال فرد و بهبود کیفیت زندگی او نیز در مرکز برنامه درمانی قرار گیرد.