dr.seyed alireza moojani
20 یادداشت منتشر شدههوش مصنوعی به دانشگاه نیامده است؛ ما وارد عصر جدیدی شده ایم (تاملی بر تحول دیجیتال در آموزش عالی ایران از دریچه یک تجربه زیسته)
هوش مصنوعی به دانشگاه نیامده است؛ ما وارد عصر جدیدی شده ایم
تاملی بر تحول دیجیتال در آموزش عالی ایران از دریچه یک تجربه زیسته
چند ماه پیش، در یکی از کلاس های دکتری، اتفاقی افتاد که مرا برای ساعت ها به فکر فرو برد. استاد سوالی تحلیلی مطرح کرد و پیش از آنکه بحثی میان دانشجویان شکل بگیرد، چند نفر تلفن همراه خود را برداشتند و از یک مدل هوش مصنوعی پاسخ خواستند. کمتر از یک دقیقه بعد، هرکدام متنی منسجم، مستند و نسبتا قابل دفاع در اختیار داشتند.
کلاس ادامه پیدا کرد، اما ذهن من دیگر درگیر آن سوال نبود. پرسش اصلی برایم چیز دیگری بود؛ اگر تولید محتوا دیگر مزیت انسان نیست، پس ماموریت دانشگاه چیست؟
سال ها در مدرسه و دانشگاه فعالیت کرده ام؛ از مدیریت آموزشی گرفته تا حضور در کلاس های دکتری. در تمام این سال ها، تغییرات زیادی را دیده ام، اما هیچ کدام به اندازه ظهور هوش مصنوعی، بنیان های آموزش را به چالش نکشیده اند. این بار، صرفا یک فناوری جدید وارد کلاس نشده است؛ بلکه تعریف ما از یادگیری، تدریس، ارزشیابی و حتی «دانشجو بودن» در حال بازنویسی است.
به گمان من، ما هنوز عمق این تغییر را درک نکرده ایم.
در بسیاری از دانشگاه های ایران، وقتی صحبت از تحول دیجیتال می شود، ذهن ها به سمت آموزش مجازی، سامانه های مدیریت یادگیری، کلاس های آنلاین یا دیجیتالی شدن فرایندهای اداری می رود. این ها البته ضروری اند، اما تحول دیجیتال بسیار فراتر از تبدیل کاغذ به فایل PDF یا جایگزینی تخته با نمایشگر هوشمند است.
تحول دیجیتال، پیش از آنکه یک پروژه فناورانه باشد، یک تغییر پارادایم در شیوه اندیشیدن، تصمیم گیری و یادگیری است.
هوش مصنوعی نیز فقط یک نرم افزار نیست؛ آغازگر دوره ای است که در آن، دسترسی به اطلاعات تقریبا برای همه یکسان خواهد بود. در چنین جهانی، ارزش واقعی دانشگاه دیگر در انتقال اطلاعات خلاصه نمی شود؛ زیرا اطلاعات، ارزان ترین و در دسترس ترین دارایی عصر جدید است.
آنچه کمیاب خواهد بود، قدرت قضاوت، تفکر انتقادی، خلاقیت، تشخیص، مسئولیت پذیری و انسانیت است.
شاید به همین دلیل است که هرچه فناوری پیشرفته تر می شود، نقش دانشگاه در تربیت انسان، مهم تر از گذشته خواهد شد.
گاهی احساس می کنم هنوز در حال آماده کردن دانشجویان برای بازاری هستیم که دیگر وجود خارجی ندارد. بسیاری از برنامه های درسی، شیوه های تدریس و حتی نظام های ارزشیابی، متعلق به دورانی هستند که اطلاعات کمیاب بود و حفظ کردن آن یک مزیت محسوب می شد. اما امروز، یک دانشجو می تواند در چند ثانیه، با کمک یک دستیار هوشمند، به حجم عظیمی از دانش دسترسی پیدا کند.
پس سوال این نیست که آیا دانشجو پاسخ را پیدا می کند یا نه.
سوال این است که آیا می تواند درستی پاسخ را تشخیص دهد؟ آیا می تواند میان داده، اطلاعات، دانش و حکمت تمایز قائل شود؟ آیا می تواند از خروجی هوش مصنوعی، راه حلی مسئولانه برای یک مسئله واقعی بسازد؟
به باور من، دانشگاه آینده بیش از آنکه «دانش محور» باشد، «قضاوت محور» خواهد بود.
در این میان، یکی از نگرانی های من این است که گاهی هوش مصنوعی را یا با ترس می بینیم یا با هیجان افراطی. گروهی آن را تهدیدی برای آموزش می دانند و گروهی دیگر، راه حل همه مشکلات. اما تجربه به من آموخته است که فناوری، نه ناجی است و نه دشمن؛ نحوه استفاده ما از آن است که آینده را می سازد.
اگر دانشگاه تنها به دنبال محدود کردن استفاده از هوش مصنوعی باشد، احتمالا از تحولات عقب خواهد ماند. اگر هم بدون چارچوب اخلاقی و آموزشی آن را بپذیرد، خطر وابستگی شناختی، کاهش تفکر مستقل و تضعیف خلاقیت دانشجویان افزایش خواهد یافت.
راه سوم، که به نظر من عقلانی تر است، همزیستی هوشمندانه با هوش مصنوعی است.
دانشگاه باید به دانشجویان بیاموزد که چگونه پرسش های بهتر طراحی کنند، چگونه خروجی های هوش مصنوعی را نقد کنند، چگونه سوگیری های الگوریتمی را تشخیص دهند و چگونه مسئولانه از این فناوری در حل مسائل واقعی استفاده کنند.
در ادبیات جدید آموزش عالی، از مفهومی با عنوان Human-Centered AI یا «هوش مصنوعی انسان محور» سخن گفته می شود. این مفهوم برای من فقط یک اصطلاح فناورانه نیست؛ بلکه یادآور رسالت اصلی دانشگاه است. هرچه فناوری هوشمندتر می شود، آموزش نیز باید انسانی تر شود.
دانشگاهی که نتواند همدلی، اخلاق، مسئولیت اجتماعی، گفت وگو، هویت فرهنگی و قدرت تصمیم گیری اخلاقی را در کنار مهارت های فناورانه پرورش دهد، ممکن است متخصص تربیت کند، اما الزاما انسان اثرگذار تربیت نخواهد کرد.
من آینده آموزش عالی ایران را نه در رقابت با هوش مصنوعی، بلکه در تربیت انسان هایی می بینم که بتوانند هوشمندانه، اخلاق مدارانه و خلاقانه با هوش مصنوعی همکاری کنند.
شاید بزرگ ترین تحول دیجیتال، نصب یک سامانه جدید یا خرید تجهیزات پیشرفته نباشد. شاید تحول واقعی از روزی آغاز شود که در دانشگاه ها، به جای این پرسش که «هوش مصنوعی چه کاری را بهتر از انسان انجام می دهد؟»، از خود بپرسیم: «انسان، در عصر هوش مصنوعی، باید چه توانایی هایی را بیش از گذشته در خود پرورش دهد؟»
به باور من، پاسخ این پرسش، آینده آموزش عالی ایران را رقم خواهد زد. دانشگاهی که بتواند فناوری را در خدمت رشد انسان قرار دهد، نه تنها از موج تحول دیجیتال عقب نخواهد ماند، بلکه می تواند معمار آینده ای باشد که در آن، هوش مصنوعی توان انسان را افزایش می دهد، نه اینکه جایگزین انسان شود.