هاری را باشعار مهار نمیکنند.

7 مرداد 1405 - خواندن 5 دقیقه - 23 بازدید


√ هاری را با شعار مهار نمی کنند: 


افزایش ۹۶ درصدی مراجعات حیوان گزیدگی در استان فارس طی چهار سال، یک هشدار معمولی نیست؛ این رقم سندی روشن است بر اینکه در حوزه پیشگیری از هاری، یا دچار غفلت شده ایم یا هنوز مسئله را آن طور که باید جدی نگرفته ایم. وقتی آمار مراجعات از حدود ۱۶ هزار و ۶۰۰ نفر به بیش از ۳۲ هزار و ۶۰۰ نفر می رسد، دیگر نمی توان با گزارش های تشریفاتی و نشست های تکراری از کنار موضوع گذشت. 

این عدد یعنی مردم بیشتر در معرض خطر قرار گرفته اند، یا دست کم سازوکارهای کنترل خطر به اندازه کافی موثر نبوده اند.هاری از آن بیماری هایی نیست که بتوان با وعده، پوستر، یا چند پیام مناسبتی آن را مهار کرد. این بیماری اگر به مرحله بروز علائم برسد، تقریبا بی رحمانه و بدون بازگشت عمل می کند. با این حال، عجیب آن که هنوز در بسیاری از مناطق، مدیریت پیشگیری از هاری به صورت پراکنده، واکنشی و بدون برنامه یکپارچه دنبال می شود؛ گویی قرار است مشکل فقط در لحظه حادثه حل شود، نه در مبدا شکل گیری آن.مسئولان باید بپذیرند که ریشه مسئله، فقط در خود حیوان گزیدگی نیست، بلکه در زنجیره ای از بی توجهی هاست: رها بودن سگ ها و گربه های بلاصاحب، نبود مدیریت موثر پسماند، ضعف در واکسیناسیون حیوانات خانگی، کمبود آموزش عمومی و ناهماهنگی میان دستگاه های مسئول. تا زمانی که این حلقه ها اصلاح نشود، افزایش مراجعات ادامه خواهد داشت و هر سال فقط با آمار تازه ای مواجه خواهیم شد، نه با راه حل.نکته قابل تامل این است که در چنین شرایطی، بار اصلی هنوز بر دوش مردم گذاشته می شود؛ در حالی که مردم نباید تاوان ضعف سیاست گذاری را بدهند. درست است که شست وشوی فوری زخم با آب و صابون و مراجعه سریع به مراکز پیشگیری، اقدامات حیاتی اند، اما این اقدامات پس از وقوع حادثه معنا پیدا می کنند. پرسش اصلی این است: چرا باید اصلا به نقطه ای برسیم که کودک یا بزرگسال، قربانی تماس با حیوانی بلاصاحب شود؟پیشنهادهای عملی کم نیستند، اما اراده برای اجرای آن ها باید جدی باشد. نخست، واکسیناسیون منظم و واقعی حیوانات خانگی باید اجباری و قابل پیگیری شود، نه صرفا در حد توصیه. دوم، مدیریت جمعیت حیوانات بلاصاحب باید از حالت مقطعی و نمایشی خارج شود و بر پایه برنامه ای علمی، انسانی و مداوم پیش برود. سوم، شهرداری ها باید مسئولیت مستقیم خود را در مدیریت پسماند، جمع آوری زباله و حذف منابع تغذیه حیوانات آزاد بپذیرند. چهارم، شبکه بهداشت باید خدمات پیشگیری از هاری را در همه شهرستان ها، به ویژه مناطق دورافتاده، به صورت شبانه روزی و بدون وقفه در دسترس قرار دهد.از سوی دیگر، دستگاه های آموزشی و رسانه ای نیز نباید فقط در زمان بحران وارد میدان شوند. آموزش کودکان، خانواده ها و حتی صاحبان حیوانات خانگی باید مستمر، ساده و قابل فهم باشد. مردم باید بدانند که نزدیک شدن به حیوانات بلاصاحب، بازی کردن کودکان با آن ها، یا بی توجهی به خراش و گزش، می تواند به بهای جان تمام شود. این پیام اگر درست منتقل شود، بسیاری از موارد قابل پیشگیری خواهد بود.واقعیت این است که هاری را نمی توان با بخشنامه، شعار و همایش کنترل کرد. این بیماری، برنامه، نظم، هماهنگی و پاسخ گویی می خواهد. اگر قرار است آمار مراجعات کاهش یابد، باید از مبدا آغاز کرد، نه از انتهای زنجیره. هر روز تاخیر در اقدام، یعنی پذیرش خاموش یک بحران قابل پیشگیری.

 خبر افزایش حیوان گزیدگی و هشدار نسبت به هاری در فارس، فقط یک گزارش خبری معمولی نیست؛ بلکه نشانه ای جدی از یک مسئله مهم در حوزه سلامت عمومی است که اگر به درستی دیده و تحلیل نشود، می تواند به تهدیدی گسترده تر تبدیل شود. از نگاه من، در چنین موضوعی صرفا بیان آمار کافی نیست؛ بلکه باید چرایی افزایش موارد، نقش عوامل محیطی و مدیریتی، و مهم تر از همه ضرورت پیشگیری را برای مخاطب روشن کرد. هدف ما از این یادداشت، یادآوری این نکته به مسئولان و مردم است که هاری بیماری ای نیست که بتوان با بی توجهی از کنار آن گذشت، و هر تاخیر در پیشگیری می تواند به بهای جان انسان تمام شود.