ROGHAYYEH POURGHAFFAR
82 یادداشت منتشر شدهنگاهی به کتاب «نمک، خرما، توت»

سفر در سرزمین پیوندهای عمیق
نگاهی به کتاب «نمک، خرما، توت»
کتاب خواندنی و جذاب «نمک، خرما، توت»؛ اثر «سید حامد حامدی خسروشاهی» شامل یادداشتهای سفر به عراق، و سفرنامه ای متفاوت در جغرافیای مقاومت است. سفرنامه نویسی در سال های اخیر به ویژه با رویکرد «سفرنامه راهیان نور» و «تجربه نگاری های زیارتی»، رشد چشمگیری در ادبیات مقاومت ایران داشته است. کتاب «نمک، خرما، توت»، به قلم نویسنده جوان تبریزی آقای «سید حامد حامدی خسروشاهی» چاپ: اول زمستان ۱۴۰۱، با 123 صفحه در قطع رقعی منتشر شده از سوی انتشارات «راه یار»، فراتر از یک گزارش سفر معمولی، در پی کشف لایه های پنهان هویت و رنج ملت عراق به ویژه مردمان «ترکمان» در شمال ایران است.
وجه تسمیه عنوان کتاب «نمک، خرما، توت» به صورت یک بازی زبانی/ آوایی به نام شهر «طوزخورماتو» اشاره دارد: طوز = نمک، خرما ، توت. بازی با کلمات در جغرافیای رنج نام کتاب، خود اولین گام برای ورود به فضای ذهنی پویای نویسنده است. «نمک، خرما، توت» یک بازی زبانی هوشمندانه با نام شهر استراتژیک "طوزخورماتو" است؛ شهری که نماد استقامت ترکمان های شیعه در برابر هجمه های داعش بوده است. نویسنده با انتخابی دقیق، خواننده را نه فقط به یک مکان جغرافیایی، بلکه به بستری از تاریخ، فرهنگ و مقاومت می برد.
از کاشی های فیروزه ای کرکوک تا غبار کتابخانه حویش؛ نگاهی به کتاب «نمک، خرما، توت »را ضروری می نماید. «نمک، خرما، توت» تنها روایت یک سفر نیست؛ بلکه جستاری است در باب «هویت» و «ریشه». حامدی خسروشاهی در این سفرنامه، دوربین کلمات خود را بر نقاطی تنظیم کرده است که کمتر در رسانه های رسمی دیده می شوند. کتاب با طعم تلخ آوارگی در کمپ های شمال عراق آغاز می شود، با جستجوی مزار شاعر و عارف بزرگ سه زبانه ایرانی قرن دهم «حکیم ملامحمد فضولی بغدادی»، در کوچه پس کوچه های کرکوک اوج می گیرد و در نهایت در سکوت پرمعنای کتابخانه علامه امینی در نجف به آرامش می رسد. نویسنده با ظرافتی خاص، پیوند میان شعر فضولی، فتوای مرجعیت و تاریخ تشیع را در تار و پود متن می تند. حضور بیش از ۴۰هنرمند در این سفر، به روایت کتاب غنایی بصری و چندبعدی بخشیده است که مطالعه آن را برای علاقهمندان به مطالعات فرهنگی و تاریخ معاصر منطقه ضروری می سازد.
پیوند فرهنگی: از تبریز تا کرکوک یکی از نقاط قوت این اثر، واکاوی پیوندهای عمیق زبانی و آیینی میان مردم ترکمان عراق و آذربایجان ایران است. نویسنده با هنرمندی نشان می دهد که چگونه تشابه در سبک های نوحه خوانی، عزاداری ها و حتی زبان، یک «خانواده بزرگ» را در دو سوی مرزهای جغرافیایی شکل داده است. مواجهه راوی با طلبه ای ترکمان که در «جامعه المصطفی تبریز» درس خوانده و بازگشت او به وطنش برای دفاع، نمادی است از این پیوند ناگسستنی. روایتگر میدان، نه تماشاگر «نمک، خرما، توت» حاصل نگاهی میدانی است. نویسنده با ورود به «بشیر» (روستای مقاوم و تحت محاصره داعش) و «شیخلر» (که از آن به عنوان مقتل رزمندگان یاد می کند)، خواننده را با واقعیت های تلخ و شیرین جنگ آشنا می کند. از روایت های جانسوز مادران شهدا (مانند خانواده ابوفلاح) تا شرح عملیات های حشدالشعبی ترکمان، همه و همه با زبانی صمیمی و بدون تکلف بیان شده است.
این اثر برای مخاطبان علاقه مند به مسائل منطقه ای، ادبیات مقاومت و جامعه شناسی جوامع شیعی، منبعی ارزشمند است. نویسنده به جای کلی گویی، از جزئیات سخن می گوید: از یادمان های جنگی که عراقی ها با الگوگیری از «راهیان نور» ایران بنا کرده اند تا فجایعی مثل بمب گذاری سال ۲۰۰۹در تازه خورماتو که تاریخ این شهر را به دو نیم تقسیم کرد. «نمک، خرما، توت» تنها یک کتاب نیست؛ سندی است از هویت در حال بازیابی ترکمان های عراق که در میان گرد و غبار جنگ، راه خود را به سوی آرمان های مشترک محور مقاومت پیدا کرده اند. خواندن این کتاب، سفری است از تبریز به کرکوک؛ سفری برای درک عمیق تر هم خونی، هم زبانی و هم رزمی.
برای مثال، راوی در مسیر سلیمانیه به سمت کرکوک به یک اردوگاه بزرگ با چادرهای سفید و آرم UNHCR می رسد. از ظاهر اردوگاه نتیجه می گیرد که با کمپ آوارگان روبه روست، نه بخشی از شهر. متن به آوارگی ناشی از جنگ داعش اشاره دارد. از خانواده های کرد سوری و زندگی روزمره آن ها در اردوگاه می گوید. نشانه هایی مثل بازی کودکان و شستن ظروف کنار شیر آب فضای انسانی و روزمره اردوگاه را نشان می دهد. در حاشیه هم به اردوگاه اربات در حدود ۱۵ کیلومتری سلیمانیه اشاره شده است. این بخش نشان می دهد کتاب روایی و مشاهد ه محور است، به سفر، جنگ، آوارگی و تجربه زیسته انسان ها می پردازد، و احتمالا لحن آن انسان دوستانه و تامل برانگیز است.
لذا این کتاب یک سفرنامه روایی درباره شمال عراق است. محورهای اصلی آن: کرکوک و هویت تاریخی/ جمعیتی آن _ سلیمانیه و مسیرهای میان شهرها _ پناهندگان و اردوگاه ها _ مکان های مذهبی و تاریخی _ معماری کهن و مشاهده میدانی
لحن کتاب ترکیبی از روایت سفر، توصیف تاریخی، گزارش اجتماعی، تامل فرهنگی و مذهبی مثل توصیف محله نجف اشرف، کتابخانه و مزار علامه امینی و منزل ایشان و همسایگی آن با منزل آیت الله سیستانی، اشاره به فتوای جهاد ایشان علیه داعش، معرفی گنجینه کتابخانه امیرالمومنین (ع) در نجف با ۵۰۰۰ نسخه کتاب خطی و در مجموع ۹۷۵۰ کتاب در زمینه های مختلف (حتی ریاضیات و فیزیک) . ذکر نسخه های بسیار نفیس، از جمله نسخه ای منسوب به خط امام حسن مجتبی (ع) و نسخه ای از کتاب «اشارات» ابوعلی سینا متعلق به قرن چهارم هجری، ترکیب تیم سفر (همسفران) و لیست اسامی ۴۸نفر از هنرمندان و فعالان فرهنگی که در این سفر حضور داشتند (از جمله عکاسان، مستندسازان، طنزپردازان، شاعران و نویسندگان). این موضوع نشان می دهد که کتاب حاصل یک «نگاه چندرسانه ای و جمعی» به پدیده سفر است. علاوه بر جنبه های روایی و داستانی، نویسنده گریزی هم به تجربیات شخصی زیارتی خود داشته است. در کل، تمام بخش های این کتاب تامل برانگیز و معنوی است، که نویسنده در آن سعی نموده است، روایت سفر زیارتی خود به نجف و کربلا در ایام اربعین سال ۱۴۰۱ را به تصویر بکشد. بگونه ای که خواننده با نگاهی متفاوت، از هیاهوی سفر فراتر رفته و به لایه های عمیق تر زیارت و مواجهه با حقیقت عشق و خدمت در مسیر پیاده روی اربعین پی می برد. نویسنده، با قلمی صمیمی، زوایای کمتر دیده شده ای از این سرزمین زیارتی را بازگو می کند که خواندنش نه تنها تجربه ای متفاوت برای مخاطب رقم می زند، بلکه پیوند عمیقی میان روح سفر و مفهوم «نمک، خرما، توت» (به عنوان نمادهایی از طعم زندگی و معنویت) برقرار می سازد.
تکمله: لازم به ذکر است که پیوند عمیق بین ایران و عراق نه فقط به خاطر عاشورا و تشیع بلکه پیوندی عمیق تر از باب پیوند ملی، مذهبی، دینی و جغرافیایی است که به دل تاریخ و قبل از اسلام و عاشورا بر می گردد، زیرا عراق فعلی جزء جغرافیای ایران و شهر تاریخی «مداین» پایتخت و مرکز ساسانیان بوده که هنوز هم طاق معروف »کسرا» با آن معماری شگفت انگیز باستانی ایرانی در مداین جزو آثار ثبت شده جهانی است. عراق تا دوره قاجار جزء خاک و جغرافیای ایران تاریخی و باستانی بوده است.
در پایان، تلاش نویسنده برای ثبت این لحظات تاریخی را ارج می نهیم. با آرزوی قلمی پویاتر و نگاهی عمیق تر برای نویسنده محترم؛ امیدواریم در قدم های بعدی، شاهد خلق آثاری از ایشان باشیم که در تراز نام بزرگ این جغرافیا و آدم هایش، از پختگی تحلیلی و درخشش ادبی صدچندانی برخوردار باشد.
رقیه پورغفار / ارومیه