Mojtaba Dashti
119 یادداشت منتشر شدهاثرات هروئین روی مغز به صورت علمی
اثرات هروئین روی مغز به صورت علمی چگونه شکل می گیرد؟

پرسش بسیار مهمی است برای درک علمی اثر هروئین بر مغز باید بدانیم این ماده دقیقا با گیرنده های اپیوئیدی (Opioid receptors) در مغز و بدن چه می کند، و چطور این تعامل باعث لذت، آرامش، سپس وابستگی و تخریب عصبی می شود.
بهتر است این موضوع را مرحله به مرحله، دقیق و ساده توضیح بدهم:
۱. مسیر ورود و عملکرد اولیه هروئین
هروئین (دی استیل مورفین) پس از ورود به بدن:
الف. خیلی سریع از سد خونی مغزی عبور می کند (به دلیل چربی دوستی زیاد).
ب. در مغز به مورفین تبدیل می شود.
ج. مورفین به گیرنده های اپیوئیدی (µ، δ، κ)در نواحی مختلف مغز متصل می شود.
گیرنده های µ-opioid مهم ترین بخش هستند و مسئول: کاهش درد، احساس آرامش و خواب آلودگی، سرخوشی (euphoria)
این گیرنده ها معمولا توسط اندورفین ها (مواد طبیعی بدن) فعال می شوند، اما هروئین با قدرتی هزاران برابر بیشتر آن ها را تحریک می کند.
۲. فعال سازی شدید سیستم پاداش مغز
وقتی گیرنده های µ فعال می شوند، به طور غیرمستقیم باعث افزایش آزادسازی دوپامین در ناحیه ای به نام: Nucleus Accumbens (هسته اکومبنس) می شوند. این قسمت همان "مرکز لذت و انگیزه" مغز است.
نتیجه؛ حس غلبه ی شدید لذت، آرامش، امنیت، گرما، خاموش شدن دردهای جسمی و روانی، احساس "همه چیز درست است" این پاداش غیرطبیعی باعث می شود مغز تصور کند هروئین ضروری برای بقا است مثل غذا یا عشق.
۳. مهار نورون های بازدارنده (Inhibitory neurons)
در حالت طبیعی، مغز برای تعادل از نورون هایی استفاده می کند که ترشح دوپامین را محدود می کنند (نورون های GABAergic).
هروئین با مهار این نورون ها، ترمز سیستم دوپامین را می برد. بنابراین دوپامین بدون مهار آزاد می شود و موجی از لذت ایجاد می کند.
مثال ساده: مثل این که پاداش مغز را روی حالت توربو بگذاری، بدون اینکه نیازی واقعی وجود داشته باشد.
۴. تغییرات بلندمدت: تحمل و وابستگی
با مصرف مکرر؛ گیرنده های اپیوئیدی کاهش حساسیت پیدا می کنند، بدن تولید اندورفین طبیعی را متوقف می کند، نورون ها برای رسیدن به تعادل، تغییرات جبرانی ایجاد می کنند (مثل کاهش دوپامین پایه).
در نتیجه: برای همان حس، باید دوز بالاتری مصرف شود (Tolerance)، بدون ماده، سیستم پاداش خاموش می شود (بی لذتی، افسردگی، خستگی)، مغز می گوید: «برای زنده ماندن، باید مصرف کنم.»
۵. حالت ترک (Withdrawal) هنگام قطع مصرف، گیرنده های اپیوئیدی که به حضور ماده عادت کرده اند، ناگهان تحریک نمی شوند.
در نتیجه؛ آزادسازی دوپامین و سروتونین افت می کند، سیستم نورونی بیش فعال می شود (Overexcitation)، علائم جسمی و روانی ظاهر می شوند: درد، اضطراب، بی خوابی، تهوع، افسردگی.
از دید مغز، ترک مثل "سقوط آزاد از حالت تعادل مصنوعی" است.
۶. تغییرات حافظه و شرطی سازی عصبی در نواحی مغزی مثل آمیگدال (Amygdala) و هیپوکامپ، خاطره های لذت مصرف ذخیره می شوند. هر بار مصرف، مسیر عصبی خاصی تقویت می شود مثل یادگیری رانندگی.
پس از ترک، دیدن مکان، بوی، یا آدم هایی که مربوط به مصرف بودند، باعث فعال شدن همان مسیر عصبی و ولع شدید می شود.
این همان شرطی سازی قدرتمند است که باعث عود (Relapse) می شود.
۷. تخریب ساختاری مغز در مصرف طولانی مدت تحقیقات تصویربرداری (fMRI و PET) نشان داده اند: کاهش حجم در قشر پیش پیشانی (Prefrontal cortex) مرکز تصمیم گیری و کنترل تکانه ها، تغییر عملکرد در سیستم لیمبیک مرکز احساسات و انگیزه، کاهش فعالیت در قشر کمربندی قدامی (ACC) محل تشخیص خطا و ارزیابی خطر.
به عبارتی، مغز به تدریج از حالت تعادل و عقلانی به حالت غریزی و هیجانی تغییر شکل می دهد.
فرآیند اثر کوتاه مدت اثر بلندمدت
فعال سازی گیرنده های اپیوئیدی لذت و آرامش فوری کاهش تولید اندورفین طبیعی
افزایش دوپامین سرخوشی شدید افت دوپامین پایه، بی لذتی طبیعی
مهار GABA آزادسازی بیش ازحد دوپامین تحریک پذیری بالای سیستم عصبی هنگام ترک
شرطی سازی حافظه وابستگی به محیط مصرف ولع مزمن پس از ترک
تخریب ساختاری مغز احساس کنترل کمتر تصمیم گیری ضعیف، عود آسان تر
گیرنده های اپیوئیدی، مسیرهای دوپامین و ساختارهای شناختی با درمان درست (دارویی + روان درمانی + زمان و تغذیه مناسب) به تدریج بازسازی و احیا می شوند. اما معمولا این فرآیند چند ماه تا چند سال طول می کشد.