امپراتور شعر جهان ( شیرکو بیکس ) و آزادی انسان

14 مرداد 1405 - خواندن 19 دقیقه - 14 بازدید

« ۴ اوت؛ روزی که شعر یتیم شد، اما آزادی صدایش را از دست نداد »



( به مناسبت چهارم اوت ( ۱۳ مرداد )، سالروز درگذشت امپراتور شعر معاصر کرد؛ شیرکو بێکس )


نویسنده : سید کیهان اسدی

پژوهشگر حقوق بین الملل و مدرس دانشگاه

S.kayhanasadi@gmail.com


«گاهی یک شاعر، بیش از یک سیاستمدار، بیش از یک فرمانده و حتی بیش از یک قانون، سرنوشت یک ملت را تغییرمی دهد.»

چهارم اوت، برای جامعه ادبی کرد و بسیاری از دوستداران شعر در جهان، تنها سالروز درگذشت یک شاعر نیست؛ روزی است برای بازخوانی اندیشه انسانی شاعری که واژه را به پناهگاه انسان، آزادی را به زبان شعر و رنج را به حافظه جمعی یک ملت تبدیل کرد. Şêrko Bêkes ( امپراتور شعر جهان ) از برجسته ترین چهره های شعر معاصر کردی بود که آثارش از مرزهای جغرافیا و زبان فراتر رفت و در میان مخاطبان بسیاری در خاورمیانه و اروپا و حتی جهان شناخته شد.

در روزگاری که جهان هنوز با جنگ، آوارگی، تبعیض، افراط گرایی و نقض حقوق بنیادین انسان ها دست وپنجه نرم می کند، بازگشت به شعر شاعرانی مانند شیرکو بێکس، صرفا یک ادای احترام ادبی نیست؛ بلکه فرصتی برای اندیشیدن به این پرسش است که آیا ادبیات می تواند جهان را انسانی تر کند؟

شاید پاسخ قطعی وجود نداشته باشد، اما تجربه تاریخی نشان می دهد که شعر، هرچند به تنهایی جنگی را متوقف نمی کند یا قانونی را تصویب نمی کند، می تواند وجدان عمومی را بیدار کند، حافظه تاریخی را زنده نگه دارد و انسان را به تامل درباره کرامت، آزادی و مسئولیت اخلاقی فرا بخواند.

شاعر؛ فراتر از یک نویسنده

در طول تاریخ، شاعر صرفا خالق زیبایی های زبانی نبوده است. در بسیاری از تمدن ها، شاعر حافظ حافظه تاریخی، روایتگر دردهای مردم و گاه صدای اعتراض در برابر بی عدالتی بوده است. از این منظر، شعر تنها یک اثر هنری نیست، بلکه بخشی از میراث فرهنگی واخلاقی هر جامعه به شمار می رود.

شیرکو بێکس نیز در همین سنت قرار می گیرد. او در بسیاری از آثارش، از انسان سخن می گوید؛ انسانی که فارغ از قومیت، زبان یامرزهای سیاسی، سزاوار زندگی با کرامت، آزادی و صلح است. به همین دلیل، مخاطب شعر او تنها جامعه کرد نیست؛ بلکه هرخواننده ای که با مفاهیم رنج، امید و آزادی ارتباط برقرار کند، می تواند با آثار او همدلی داشته باشد.

چرا شیرکو بێکس را «امپراتور شعر جهان» می نامند؟

القابی که در تاریخ ادبیات به شاعران بزرگ داده می شود، معمولا محصول یک حکم رسمی یا تصمیم نهادی نیست؛ بلکه نتیجه سال هاتاثیرگذاری ادبی، فرهنگی و اجتماعی آنان بر وجدان جمعی مخاطبان است. از همین منظر، عنوان «امپراتور شعر جهان» که درمیان بسیاری از دوستداران ادبیات کردی و برخی محافل فرهنگی برای شیرکو بێکس به کار می رود، بیش از آنکه یک عنوان تشریفاتیباشد، توصیفی از جایگاه کم نظیر او در شعر معاصر است.

شیرکو بێکس توانست شعر کردی را از محدوده جغرافیایی خود فراتر ببرد و آن را به ادبیاتی با مخاطبان بین المللی تبدیل کند. آثار او به زبان های مختلف ترجمه شد و در محافل ادبی جهان مورد توجه قرار گرفت. و حتی امروز کتابهای شعرش در کلاس های درس بسیاری ازکشورهای جهان از جمله کشور امریکا تدریس می شود ، این استقبال، نشان می دهد که شعر او تنها بیانگر تجربه زیسته یک ملت نبود،بلکه مفاهیمی جهان شمول همچون آزادی، کرامت انسانی، صلح، عدالت، عشق، طبیعت و امید را بازتاب می داد؛ مفاهیمی که برای انسان امروز، فارغ از ملیت و زبان، قابل درک و الهام بخش هستند.

ویژگی برجسته دیگر شیرکو بێکس، نوآوری در زبان و ساختار شعر بود. او با فاصله گرفتن از قالب های سنتی و خلق تصاویر بدیع، افق تازه ای در شعر معاصر کردی گشود و نسل جدیدی از شاعران را تحت تاثیر قرار داد. در آثار او، طبیعت تنها پس زمینه شعر نیست؛ کوه،باران، درخت، پرنده و رودخانه به شخصیت هایی زنده تبدیل می شوند که با انسان گفت وگو می کنند و حامل پیام های اخلاقی، اجتماعی وانسانی اند. این شیوه روایت، به شعر او هویتی منحصربه فرد بخشیده است.

از منظر حقوق بشر و حقوق بین الملل نیز، هرچند شیرکو بێکس حقوقدان یا نظریه پرداز حقوقی نبود، اما بسیاری از مضامین آثارش با ارزش های بنیادینی همچون کرامت انسان، آزادی اندیشه، صلح، احترام به تنوع فرهنگی و نفی خشونت هم سو است. به همین دلیل، شعراو را می توان نه فقط میراثی ادبی، بلکه سرمایه ای فرهنگی برای تقویت گفت وگوی میان ملت ها و ترویج فرهنگ صلح دانست.

شاید راز ماندگاری شیرکو بێکس نیز در همین باشد؛ او شعر را از محدوده واژه ها فراتر برد و آن را به زبان مشترک انسانیت تبدیل کرد. از این رو، اگر امروز بسیاری از اهل ادب او را با احترام «امپراتور شعر جهان» می خوانند، مقصود آنان فرمانروایی بر سرزمین ها نیست، بلکه فرمانروایی بر قلمرو دل ها، اندیشه ها و وجدان های بیدار است؛ قلمرویی که هیچ مرزی نمی شناسد و با گذر زمان نیزاز میان نمی رود.


«امپراتوری شیرکو بێکس، امپراتوری قدرت نبود؛ امپراتوری واژه بود. او نه با شمشیر، بلکه با شعر حکومت کرد؛ نه برخاک، بلکه بر قلب انسان هایی که باور دارند آزادی، صلح و کرامت، زیباترین سروده های تاریخ اند.»


شعر؛ زبانی که از مرزها عبور می کند

مرزهای سیاسی می توانند کشورها را از یکدیگر جدا کنند، اما شعر همواره توانسته است از این مرزها عبور کند. تاریخ ادبیات جهان نشان می دهد که بسیاری از شاعران، حتی زمانی که در چارچوب یک زبان یا فرهنگ خاص می نوشتند، دغدغه هایی جهانی را بیان کرده اند.

شیرکو بێکس نیز نمونه ای از همین ویژگی است. شعر او، اگرچه ریشه در فرهنگ و زبان کردی دارد، اما موضوعاتش مانند آزادی،عدالت، صلح، طبیعت، رنج انسان و امید، مفاهیمی جهانی هستند. به همین دلیل، آثار او به زبان های مختلف ترجمه شده و در محافل ادبی فراتر از جهان کردی نیز مورد توجه قرار گرفته اند.

در جهان امروز که گفت وگوی میان فرهنگ ها بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است، ادبیات می تواند پلی میان ملت ها باشد. شاعر،با زبان احساس و تخیل، امکانی فراهم می کند تا انسان ها تجربه های یکدیگر را بهتر درک کنند؛ و این فهم متقابل، یکی از پیش شرط های صلح پایدار است.

ادبیات و حقوق بشر؛ دو مسیر متفاوت، یک مقصد مشترک

در نگاه نخست، ممکن است ادبیات و حقوق بشر دو حوزه کاملا متفاوت به نظر برسند؛ یکی بر پایه احساس و تخیل استوار است ودیگری بر مبنای قواعد حقوقی و تعهدات دولت ها. اما با اندکی تامل روشن می شود که هر دو، دغدغه ای مشترک دارند: پاسداری ازشان و کرامت انسان.

حقوق بشر می کوشد از طریق قواعد حقوقی، انسان را در برابر تبعیض، خشونت و خودکامگی حمایت کند. ادبیات نیز با زبان روایت،استعاره و شعر، انسان را نسبت به همین آسیب ها حساس می سازد. اگر قانون از حقوق انسان دفاع می کند، شعر از احساس انسان پاسداری می کند؛ و جامعه ای که یکی از این دو را نادیده بگیرد، در مسیر توسعه انسانی با کاستی روبه رو خواهد شد.

در بسیاری از اشعار شیرکو بێکس، می توان بازتاب همین دغدغه ها را مشاهده کرد؛ هرچند این آثار را نباید به عنوان متون حقوقی تفسیرکرد. ارزش آن ها در این است که با زبان ادبی، مخاطب را به تامل درباره آزادی، عدالت، رنج و مسئولیت انسانی فرا می خوانند.

چرا امروز دوباره باید شیرکو بێکس را بخوانیم؟

شاید این پرسش برای نسل جوان مطرح باشد که خواندن شعر شاعری که سال ها از درگذشت او می گذرد، چه ضرورتی دارد؟

پاسخ را باید در شرایط جهان امروز جست وجو کرد. هنوز جنگ، آوارگی، نفرت پراکنی، تبعیض و خشونت، واقعیت های تلخ بسیاری ازجوامع هستند. در چنین فضایی، ادبیات می تواند به تقویت فرهنگ گفت وگو، همدلی و احترام متقابل کمک کند.

شیرکو بێکس ما را دعوت می کند که پیش از هر هویت سیاسی یا قومی، انسان بودن را به یاد بیاوریم؛ و این یادآوری، شاید یکی ازمهم ترین نیازهای زمانه ما باشد.

شعر؛ حافظه تاریخی ملت ها

اگر تاریخ را تنها مجموعه ای از اسناد، معاهدات، قوانین و گزارش های رسمی بدانیم، بخش مهمی از حقیقت را از دست خواهیم داد. آنچه ملت ها را زنده نگه می دارد، تنها وقایع ثبت شده در کتاب های تاریخ نیست، بلکه احساس مشترکی است که نسل ها از طریق زبان،فرهنگ، موسیقی و شعر به یکدیگر منتقل می کنند. شعر، حافظه ای است که نه بر کاغذ، بلکه در جان انسان ها نوشته می شود.

در بسیاری از جوامع، زمانی که زبان سیاست خاموش مانده یا قدرت نتوانسته است درد مردم را بیان کند، این شاعران بوده اند که روایتگر رنج، امید و آرزوهای ملت ها شده اند. شعر، برخلاف بیانیه های سیاسی که معمولا تاریخ مصرف دارند، می تواند دهه ها و حتی قرن ها پس از سروده شدن، همچنان الهام بخش باقی بماند.

شیرکو بێکس نیز از همین منظر، تنها شاعر یک نسل نبود؛ او راوی بخشی از حافظه فرهنگی مردم کردستان بود. در آثار او، طبیعت،انسان، رنج، عشق، آزادی و امید، چنان در هم تنیده اند که خواننده احساس می کند با تجربه ای مشترک از انسان بودن روبه رو است؛تجربه ای که محدود به یک قوم یا یک جغرافیا نیست.

ادبیات مقاومت؛ مقاومت برای زندگی، نه برای نفرت و جنگ

یکی از مفاهیمی که در تحلیل آثار شیرکو بێکس باید با دقت به آن پرداخت، «ادبیات مقاومت» است. با این حال، مقاومت در ادبیات رانباید صرفا به معنای تقابل سیاسی یا نظامی فهمید. مقاومت در معنای عمیق ادبی، ایستادگی انسان در برابر فراموشی، تحقیر، تبعیض و ناامیدی است.

در این معنا، شعر مقاومت بیش از آنکه دعوت به خشونت باشد، دعوت به حفظ کرامت انسان است. شاعر می کوشد به انسان یادآوری کندکه حتی در دشوارترین شرایط نیز امید، عدالت و آزادی ارزش هایی هستند که نباید قربانی شوند.

در آثار شیرکو بێکس، طبیعت نیز بخشی از همین مقاومت است. کوه، باران، درخت، پرنده و رودخانه صرفا عناصر زیبایی شناختی نیستند؛ آن ها نشانه های زندگی، پایداری و تداوم اند. شاعر با بهره گیری از این نمادها، نشان می دهد که زندگی همواره راهی برای ادامه یافتن پیدا می کند، حتی اگر انسان با سخت ترین شرایط روبه رو باشد.

شعر و حقوق بشر؛ گفت وگوی احساس و قانون

حقوق بشر معمولا با زبان حقوقی سخن می گوید؛ زبانی دقیق، فنی و مبتنی بر قواعد. در مقابل، شعر با احساس، تصویر و استعاره سخن می گوید. اما هر دو، در نهایت، دغدغه ای مشترک دارند: پاسداری از شان انسان.

در مقدمه اعلامیه جهانی حقوق بشر، بر «کرامت ذاتی همه اعضای خانواده بشری» تاکید شده است. این مفهوم، اگرچه در قالب حقوقی بیان شده، در ادبیات نیز همواره حضوری پررنگ داشته است. شاعران بزرگ جهان، از فرهنگ ها و زبان های گوناگون، بارها انسان را نه به عنوان ابزار قدرت، بلکه به عنوان موجودی دارای ارزش ذاتی توصیف کرده اند.

شیرکو بێکس نیز در بسیاری از آثار خود، به جای آنکه انسان را از دریچه قدرت یا ایدئولوژی بنگرد، او را با همه ضعف ها، امیدها وآرزوهایش به تصویر می کشد. از این منظر، شعر او با روح حقوق بشر هم سویی دارد؛ نه از آن جهت که متنی حقوقی باشد، بلکه از آن رو که مخاطب را به احترام گذاشتن به انسان و کرامت او فرا می خواند.

آزادی؛ واژه ای که در شعر جان می گیرد

آزادی یکی از بنیادی ترین مفاهیم حقوق عمومی، حقوق بشر و فلسفه سیاسی است. اما آزادی تنها در قانون معنا پیدا نمی کند؛ پیش ازآنکه در قانون نوشته شود، باید در فرهنگ و اندیشه مردم جای گیرد.

شاعران، از دیرباز، یکی از مهم ترین مروجان فرهنگ آزادی بوده اند. آنان آزادی را نه صرفا به عنوان یک مطالبه سیاسی، بلکه به عنوان یک ارزش انسانی به تصویر کشیده اند.

در شعر شیرکو بێکس نیز آزادی مفهومی چندبعدی است. آزادی، رهایی انسان از ترس، از سکوت تحمیلی، از تبعیض و از ناامیدیاست. چنین برداشتی از آزادی، با مفاهیم پذیرفته شده در حقوق بشر معاصر هم خوانی دارد؛ جایی که آزادی تنها نبود محدودیت نیست،بلکه امکان شکوفایی شخصیت انسان نیز به شمار می رود.

جامعه مدنی؛ جایی که شعر به گفت وگو تبدیل می شود

جامعه مدنی بر پایه گفت وگو، مشارکت، تحمل دیدگاه های متفاوت و احترام متقابل شکل می گیرد. در چنین جامعه ای، فرهنگ و ادبیات نقشی اساسی دارند؛ زیرا پیش از آنکه قانون، رفتار انسان را تنظیم کند، فرهنگ نگرش او را شکل می دهد.

شعر می تواند انسان را به شنیدن صدای دیگری عادت دهد. کسی که شعر می خواند، می آموزد جهان را از زاویه دید دیگران نیز ببیند. این توانایی، یکی از مهم ترین پایه های مدارا و همزیستی مسالمت آمیز است.

از این منظر، آثار شیرکو بێکس را می توان بخشی از سرمایه فرهنگی جامعه مدنی دانست؛ سرمایه ای که مخاطب را به تفکر، گفت وگو و مسئولیت پذیری دعوت می کند.

حقوق بین الملل و ادبیات؛ دو مسیر برای ساختن صلح

حقوق بین الملل پس از دو جنگ جهانی، بیش از هر زمان دیگری بر ضرورت حفظ صلح، احترام به حقوق بشر و حل مسالمت آمیز اختلافات تاکید کرده است. اما تجربه نشان داده است که صلح تنها با امضای معاهدات به دست نمی آید.

صلح، پیش از آنکه یک توافق سیاسی باشد، یک فرهنگ است.

اگر فرهنگ خشونت، نفرت و حذف دیگری در جامعه رواج یابد، حتی بهترین قوانین نیز نمی توانند صلحی پایدار ایجاد کنند. در مقابل،اگر فرهنگ گفت وگو، احترام و همدلی تقویت شود، اجرای قواعد حقوق بین الملل نیز آسان تر خواهد بود.

در اینجاست که ادبیات، به ویژه شعر، نقشی مکمل برای حقوق پیدا می کند. شعر نه جایگزین قانون است و نه رقیب آن؛ بلکه می تواند زمینه فرهنگی پذیرش ارزش هایی را فراهم آورد که حقوق بین الملل از آن ها حمایت می کند.

از همین منظر، آثار شیرکو بێکس را می توان بخشی از فرهنگ صلح دانست؛ فرهنگی که انسان را به اندیشیدن درباره رنج دیگران،احترام به تفاوت ها و ارزش زندگی فرا می خواند.

از کردستان تا جهان؛ وقتی شعر، زبان مشترک انسانیت می شود

ادبیات بزرگ، هرگز در مرزهای جغرافیا زندانی نمی شود. شاعری که تنها برای یک زمان یا یک قوم سخن بگوید، هرچند ممکن است درسرزمین خود محبوب باشد، اما به دشواری به جایگاهی جهانی دست می یابد. آنچه شاعری را جهانی می کند، توانایی او در بیان تجربه هایی است که انسان ها، فارغ از زبان، ملیت یا مذهب، آن ها را درک می کنند.

شیرکو بێکس از همین منظر، شاعری فراتر از یک جغرافیا بود. او به زبان کردی می سرود، اما دغدغه هایش جهانی بود؛ دغدغه هایی چون آزادی، صلح، کرامت انسان، طبیعت، عشق، رنج، امید و آینده. به همین دلیل، ترجمه آثار او به زبان های گوناگون، تنها انتقال واژه ها نبود؛انتقال نوعی نگاه انسانی به جهان بود.

در روزگاری که جهان بیش از هر زمان دیگری با شکاف های فرهنگی، قومی و سیاسی روبه رو است، ادبیات می تواند آن رشته نامرئیباشد که انسان ها را به یکدیگر پیوند می دهد. شعر، برخلاف سیاست، برای پیروزی یک طرف بر طرف دیگر نوشته نمی شود؛ شعر زمانی به اوج می رسد که بتواند رنج دیگری را نیز رنج خود بداند.

شیرکو بێکس و شاعران بزرگ جهان؛ اشتراک در دغدغه، تفاوت در صدا

اگر آثار شیرکو بێکس را در کنار شاعرانی چون Pablo Neruda، Mahmoud Darwish یا Nazım Hikmet قرار دهیم،شباهت هایی چشمگیر دیده می شود؛ نه از حیث سبک ادبی، بلکه از منظر دغدغه های انسانی.

نرودا از عشق و عدالت سخن می گفت، محمود درویش از وطن، هویت و انسان، ناظم حکمت از آزادی و صلح، و شیرکو بێکس نیز بازبانی برخاسته از فرهنگ کردی، از کرامت انسان، امید، طبیعت و آینده سخن می گفت.

آنچه این شاعران را به هم پیوند می دهد، نه تشابه واژگان یا قالب شعری، بلکه باور مشترک به این حقیقت است که انسان، با همه تفاوت هایش، سزاوار احترام و زندگی شرافتمندانه است.

از این منظر، شعر آنان را می توان بخشی از «میراث اخلاقی بشریت» دانست؛ میراثی که همواره فراتر از مرزهای سیاسی حرکت کردهاست.

عدالت، حافظه و ادبیات

یکی از مباحث مهم در حقوق بین الملل معاصر، مفهوم «عدالت انتقالی» است؛ مفهومی که به جوامع کمک می کند پس از دوره های خشونت، جنگ یا سرکوب، با گذشته خود مواجه شوند و راهی برای آشتی و بازسازی بیابند.

در چنین فرآیندی، تنها دادگاه ها و قوانین نقش ندارند؛ حافظه جمعی نیز اهمیت فراوانی دارد. جامعه ای که گذشته خود را فراموش کند،ممکن است همان اشتباهات را تکرار کند.

اینجاست که شعر، نقشی فراتر از هنر پیدا می کند. شاعر، حافظ خاطره هاست. او اجازه نمی دهد رنج انسان ها در سکوت فراموش شود؛اما در عین حال، اگر شعر به نفرت دامن نزند و انسان را به تامل و همدلی دعوت کند، می تواند زمینه ساز آشتی نیز باشد.

شیرکو بێکس در بسیاری از آثار خود، به جای آنکه مخاطب را به انتقام فراخواند، او را به اندیشیدن درباره ارزش زندگی، طبیعت وانسان دعوت می کند. همین ویژگی است که آثار او را همچنان خواندنی و تامل برانگیز نگه داشته است.

شعر در برابر افراط گرایی؛ قدرت نرم فرهنگ

افراط گرایی، صرفا یک پدیده امنیتی نیست؛ پیش از آنکه به خشونت بینجامد، در ذهن و فرهنگ شکل می گیرد. ازاین رو، مقابله با آن نیز تنها با ابزارهای امنیتی ممکن نیست.

فرهنگ، آموزش و ادبیات از مهم ترین ابزارهای پیشگیری از خشونت هستند. شعر، با پرورش تخیل، همدلی و درک دیگری، می تواند زمینه گفت وگو را تقویت کند و از دوگانه های خطرناک «ما و آن ها» فاصله بگیرد.

در این معنا، آثار شاعرانی مانند شیرکو بێکس را می توان بخشی از سرمایه فرهنگی صلح دانست. او با دعوت به انسان دوستی، احترام به طبیعت و توجه به رنج دیگران، ارزش هایی را تقویت می کند که با اهداف حقوق بشر و فرهنگ صلح هم سو هستند.

پیامی برای نسل امروز

نسل جوان امروز، در جهانی زندگی می کند که اطلاعات با سرعتی بی سابقه جابه جا می شود؛ اما سرعت انتقال اطلاعات، همیشه به معنای عمق اندیشه نیست. شاید بیش از هر زمان دیگری، به آثاری نیاز داشته باشیم که انسان را به مکث، تامل و بازاندیشی دعوت کنند.

خواندن شعر شیرکو بێکس، تنها آشنایی با یک شاعر نیست؛ فرصتی است برای بازگشت به ارزش هایی که هیچ گاه کهنه نمی شوند: احترام به انسان، آزادی اندیشه، عشق به طبیعت، امید به آینده و مسئولیت در برابر رنج دیگران.


سخن پایانی؛ شاعران نمی میرند

تقویم می گوید چهارم اوت، سالروز درگذشت امپراتور شعر جهان شیرکو بێکس است؛ اما تاریخ فرهنگ، روایت دیگری دارد.

در فرهنگ و ادبیات، شاعران بزرگ با خاموشی جسم از میان نمی روند؛ آنان تا زمانی که واژه هایشان خوانده می شود، در حافظه انسان ها زندگی می کنند.

شاید بتوان گفت، بزرگ ترین پیروزی یک شاعر آن نیست که کتاب هایش بارها چاپ شوند یا نامش در دانشگاه ها تدریس شود؛ بلکه آن است که پس از سال ها، هنوز بتواند دل انسانی را بلرزاند، اندیشه ای را تغییر دهد و امیدی را زنده کند.

امروز، در جهانی که بیش از همیشه به گفت وگو، مدارا و همدلی نیاز دارد، یادآوری میراث شیرکو بێکس، تنها ادای احترام به یک شاعرنیست؛ ادای احترام به این باور است که واژه می تواند از گلوله نیرومندتر باشد، شعر می تواند پلی میان ملت ها بسازد وفرهنگ، ماندگارترین راه رسیدن به صلح است.

و شاید زیباترین بزرگداشت برای او، نه تنها خواندن شعرهایش، بلکه کوشش برای ساختن جهانی باشد که در آن انسان، فارغ از زبان،قومیت و مرزهای سیاسی، با کرامت، آزادی و صلح زندگی کند.

« شیرکو بێکس؛ شاعری که به ما آموخت انسان بودن، زیباترین شعر جهان است »