ستایش بودن. در عصر پستی داشتن

15 مرداد 1405 - خواندن 3 دقیقه - 20 بازدید

در ستایش «بودن» در عصر پستی «داشتن»

«در عصر پرهیاهوی پوزیتیویسم مادی، جایی که ارزش وجودی انسان ها با سرعت چرخش چرخ های تولید و با دقت ریاضی موجودی حساب های بانکی شان سنجیده می شود، من راه دیگری را برگزیده ام؛ راهی که از مسیرهای هموار و پرزرق وبرق جامعه فاصله دارد، اما به سوی حقیقت می رود.

ما در دنیایی زندگی می کنیم که "ارزش" را با "قیمت" اشتباه گرفته است. دنیایی که در آن، آدم ها برای رسیدن به جایگاه های پرزرق وبرق و قاب های درخشان اجتماعی، از "خود" می گذرند تا به "داشتن" برسند. آن ها در این مسابقه، اصالت را قربانی اعتبار می کنند و حقیقت را در برابر تظاهر، فدا می نمایند. اما من، در برابر این جریان رو به زوال، بر ایستادگی در برابر غبار بی اخلاقی و پوچی مادی، پافشاری کرده ام.

بله، من شاید در این فصل از چرخه ی زمان، در میانه ی طوفان های بی کاره گی و در گذر از روزهای دشوار بی ثباتی باشم؛ شاید در ترازوی مادی و سطحی این جامعه، وزنی که مورد تحسین گذرا یا نگاه تحقیرآمیز دیگران باشد نداشته باشم. اما حقیقت من، در این ترازوی مکرر و کاذب نهفته نیست. من در ترازوی ابدی حقیقت، وزنی دارم که از هر مقام، هر منصب و هر ثروت ناپایداری، بسیار سنگین تر و عمیق تر است.

من با آگاهی کامل، انتخاب کرده ام که «بودن» را بر «داشتن» مقدم بدارم. من انتخاب کرده ام که در اوج خالی بودن دستانم، "آدم درست بودن" را به عنوان تنها دارایی خود حفظ کنم. چرا که مقام، تنها یک جامه است که روزی از تن فرو می ریزد، و جایگاه، تنها نقشی است که با تغییر فصل، تغییر می کند؛ اما اصالت، ستون فقرات روح است؛ چیزی که نه با فقر از بین می رود و نه با خیانت دیگران، فرسوده می گردد.

من به این حقیقت بزرگ ایمان دارم: وقتی طوفان های روزگار فروکش کنند، وقتی تمام جامه های گذرا از تن فرو ریزند و تمام شکوه های ساختگی مادی فرو بپاشند، تنها چیزی که از من به عنوان یک انسان باقی خواهد ماند، همین "درستی" و همین "اصالت" است که در سخت ترین لحظات و در برابر بی رحم ترین رفتارها، آن را با خون دل حفظ کرده ام. من با دست های خالی، اما با روحی سرشار از کرامت و ایستادگی، در برابر این جهان پرآزمون ایستاده ام؛ و این، بزرگترین پیروزی های من است.»