دانشگاه؛ پیشران دیپلماسی علمی ایران

17 مرداد 1405 - خواندن 11 دقیقه - 30 بازدید

در جهان امروز، دانشگاه ها فقط محل آموزش و تولید مقاله نیستند؛ آن ها بخشی از زیرساخت قدرت ملی، شبکه نفوذ علمی و ظرفیت حل مسائل کشورها به شمار می روند.

رقابت برای جذب دانشجویان و پژوهشگران، دستیابی به فناوری های راهبردی و ایجاد شبکه های علمی بین المللی نشان می دهد که بخشی از قدرت کشورها اکنون در دانشگاه ها، آزمایشگاه ها، مراکز نوآوری و شبکه های نخبگانی ساخته می شود. این تحول برای ایران اهمیتی راهبردی دارد. ایران با برخورداری از جامعه دانشگاهی گسترده، ظرفیت های علمی قابل توجه در حوزه هایی چون پزشکی، مهندسی، فناوری، علوم پایه، انرژی و کشاورزی و همچنین موقعیت ژئوپلیتیکی ویژه، از ظرفیت تبدیل دانشگاه های خود به یکی از ارکان دیپلماسی علمی منطقه برخوردار است؛ مشروط بر آنکه این ظرفیت در قالب راهبردی منسجم، منابع پایدار و سازوکارهای نهادی مشخص سازمان دهی شود.

ابعاد جهانی آموزش عالی نیز اهمیت موضوع را آشکار می کند. بر اساس نخستین گزارش «روندهای جهانی آموزش عالی» یونسکو که در سال ۲۰۲۶ منتشر شده است، شمار دانشجویان آموزش عالی جهان از حدود ۱۰۰ میلیون نفر در سال ۲۰۰۰ به ۲۶۹ میلیون نفر در سال ۲۰۲۴ رسیده است. در همین دوره، جابه جایی بین المللی دانشجویان نیز تقریبا سه برابر شده و نزدیک به ۷.۳ میلیون دانشجو اکنون خارج از کشورهای خود تحصیل می کنند. این ارقام نشان می دهد آموزش عالی دیگر صرفا یک حوزه داخلی نیست؛ بلکه به یکی از میدان های رقابت برای سرمایه انسانی، دانش و نفوذ علمی تبدیل شده است.

از دیپلماسی علمی تا دیپلماسی دانشگاهی

دیپلماسی علمی مفهومی گسترده است که ظرفیت های علم، فناوری، نوآوری و نهادهای علمی را در خدمت تعاملات بین المللی قرار می دهد. در ادبیات این حوزه معمولا از سه کارکرد سخن گفته می شود: «دیپلماسی برای علم»، یعنی استفاده از روابط دیپلماتیک برای تسهیل همکاری های علمی؛ «علم برای دیپلماسی»، یعنی استفاده از همکاری علمی برای ایجاد اعتماد و کاهش فاصله میان کشورها؛ و «علم در دیپلماسی»، یعنی بهره گیری از دانش و شواهد علمی در تصمیم سازی سیاست خارجی.

دیپلماسی دانشگاهی را می توان یکی از مهم ترین بازوهای عملیاتی این منظومه دانست. در این چارچوب، دانشگاه ها، استادان، پژوهشگران، دانشجویان و شبکه های فارغ التحصیلان از طریق آموزش، پژوهش مشترک، تبادل علمی، توسعه فناوری و ایجاد شبکه های حرفه ای به کنشگران روابط بین المللی تبدیل می شوند.

از همین رو، دیپلماسی دانشگاهی را نباید با افزایش تعداد تفاهم نامه های بین المللی یکسان دانست. معیار موفقیت، تعداد اسناد امضاشده نیست؛ بلکه توانایی تبدیل این روابط به پروژه مشترک، فناوری، شبکه نخبگانی، حل مسئله و اعتماد پایدار میان کشورهاست.

چرا اکنون؟

مرزهای جدید رقابت جهانی در حوزه هایی چون هوش مصنوعی، زیست فناوری، امنیت سایبری، فناوری های کوانتومی، انرژی پاک و اقتصاد دیجیتال شکل گرفته اند و دانشگاه ها در مرکز بسیاری از این تحولات قرار دارند. هم زمان، بخش مهمی از چالش های منطقه ای از آب و امنیت غذایی تا سلامت، انرژی، تغییرات اقلیمی و مدیریت بحران ماهیتی فرامرزی دارند و بدون همکاری علمی و فناورانه نمی توان برای آن ها راه حل پایدار یافت.

در چنین محیطی، دانشگاه یک مزیت متفاوت دارد: حتی هنگامی که مناسبات سیاسی کشورها با محدودیت مواجه است، ارتباط میان استادان، پژوهشگران و دانشگاه ها می تواند کانال گفت وگو و همکاری را حفظ کند. اعتماد علمی معمولا در طول زمان و از طریق حل مسائل مشترک شکل می گیرد و همین ویژگی می تواند آن را به سرمایه ای برای روابط بلندمدت کشورها تبدیل کند.

تجربه آلمان نمونه قابل توجهی است. سرویس تبادلات دانشگاهی آلمان (DAAD) در راهبرد ۲۰۳۰ خود، بین المللی سازی دانشگاه ها را مستقیما با تقویت جایگاه علمی، نوآوری و اقتصادی کشور، حل چالش های جهانی و توسعه دیپلماسی علمی پیوند داده است. تجربه آلمان نشان می دهد بین المللی سازی دانشگاه زمانی بیشترین اثر را دارد که جذب استعداد، همکاری پژوهشی، صنعت، سیاست خارجی و برند علمی کشور اجزای یک راهبرد واحد باشند.

فرصت ایران؛ از پزشکی تا هوش مصنوعی

ایران برای ورود فعال تر به این عرصه از مزیت های مهمی برخوردار است. دانشگاه ها و مراکز پژوهشی کشور در حوزه هایی مانند پزشکی، مهندسی، فناوری نانو، انرژی، کشاورزی، مدیریت منابع آب، فناوری اطلاعات و برخی شاخه های علوم پایه دارای ظرفیت هایی هستند که می توانند مبنای همکاری های منطقه ای قرار گیرند.

برای نمونه، دانشگاه های علوم پزشکی ایران می توانند در آموزش پزشکی، پژوهش های مشترک سلامت و ارتقای ظرفیت نظام های سلامت منطقه نقش آفرینی کنند. دانشگاه های فنی و مهندسی نیز قادرند پروژه هایی مشترک درباره آب، انرژی، هوش مصنوعی، کشاورزی هوشمند و فناوری های نوین با کشورهای همسایه تعریف کنند.

دانشگاه های ایران نیز نباید همگی ماموریتی یکسان در این راهبرد داشته باشند. دانشگاه های برخوردار از مزیت پژوهشی و فناورانه می توانند محور پروژه های مشترک پیشرفته باشند؛ دانشگاه های علوم پزشکی ماموریت منطقه ای خود را در حوزه سلامت توسعه دهند؛ دانشگاه های مناطق مرزی به مراکز تعامل علمی با کشورهای همجوار تبدیل شوند و دانشگاه های دارای ظرفیت آموزش بین المللی بر جذب هدفمند دانشجوی خارجی و ایجاد دوره های مشترک تمرکز کنند.

جذب دانشجویان خارجی نیز در همین چارچوب اهمیت می یابد. دانشجوی خارجی صرفا دریافت کننده یک خدمت آموزشی نیست؛ اگر تجربه علمی و فرهنگی مطلوبی داشته باشد، می تواند بخشی از شبکه بلندمدت ارتباط ایران با نخبگان کشورهای دیگر شود. بنابراین کیفیت آموزش، خدمات دانشجویی، فرصت های پژوهشی، دوره های بین المللی و ارتباط مستمر با فارغ التحصیلان، به اندازه تعداد دانشجویان جذب شده اهمیت دارد.

شکاف میان ظرفیت و اثرگذاری

با وجود این مزیت ها، هنوز میان ظرفیت علمی ایران و میزان تبدیل آن به سرمایه ای برای روابط بین المللی فاصله وجود دارد. در بخشی از دانشگاه ها، همکاری های خارجی بیش از آنکه به پروژه های مشترک و دستاوردهای قابل سنجش منجر شود، در سطح امضای تفاهم نامه باقی مانده است.

پیچیدگی برخی فرایندهای اداری و مالی، محدودیت دوره های بین المللی، ضعف خدمات حرفه ای برای دانشجویان و پژوهشگران خارجی، نبود مدیریت تخصصی روابط بین الملل در بخشی از دانشگاه ها و فاصله میان دانشگاه، صنعت و دستگاه دیپلماسی از جمله چالش هایی هستند که باید در چارچوب اصلاح نهادی مورد توجه قرار گیرند.

در این میان، رابطه دانشگاه و دستگاه دیپلماسی نیز باید دوسویه باشد. وزارت امور خارجه می تواند اولویت ها، فرصت ها و مسائل منطقه ای را به شبکه دانشگاهی منتقل و مسیر ارتباط با کشورهای هدف را تسهیل کند؛ دانشگاه نیز باید با حفظ استقلال علمی خود، ظرفیت تحلیلی، پژوهشی و فناورانه اش را برای شناخت مسائل و ارائه راه حل در اختیار سیاست گذار قرار دهد.

دیپلماسی دانشگاهی؛ از گسست تا زیست بوم

عبور از وضعیت موجود مستلزم ایجاد «اکوسیستم دیپلماسی دانشگاهی» است. این اکوسیستم باید دانشگاه ها، دستگاه دیپلماسی، صنعت و شرکت های دانش بنیان، دانشجویان و فارغ التحصیلان بین المللی و شرکای علمی خارجی را در یک شبکه هدفمند به یکدیگر متصل کند.

اما اکوسیستم صرفا مجموعه ای از بازیگران نیست. سه زیرساخت برای عملکرد آن ضروری است: هماهنگی نهادی، تامین مالی و ارزیابی اثر.

در سطح نخست، می توان سازوکاری مشترک میان وزارت علوم، وزارت بهداشت، وزارت امور خارجه، معاونت علمی و دانشگاه های منتخب ایجاد کرد تا کشورهای هدف، حوزه های اولویت دار و تقسیم کار دستگاه ها مشخص شود.

در سطح دوم، ایجاد صندوق رقابتی برای حمایت از پروژه های علمی مشترک منطقه ای ضروری است. پروژه ای درباره مدیریت آب، بیماری های منطقه ای، انرژی یا هوش مصنوعی زمانی از سطح تفاهم نامه عبور می کند که پژوهشگر، دانشگاه و شریک خارجی به منابع مالی مشخص برای اجرای آن دسترسی داشته باشند.

در سطح سوم، موفقیت همکاری ها باید در سه سطح سنجیده شود: «خروجی» مانند پروژه، مقاله و تبادل استاد و دانشجو؛ «پیامد» مانند فناوری مشترک، ثبت اختراع، سرمایه گذاری یا ایجاد شرکت؛ و «اثر» مانند کمک به حل یک مسئله منطقه ای، استمرار روابط علمی یا افزایش اعتبار علمی ایران.

دیپلماسی دانشگاهی در عصر دیجیتال

تحول دیجیتال نیز تعریف همکاری دانشگاهی را تغییر داده است. دیپلماسی دانشگاهی آینده الزاما به جابه جایی فیزیکی استاد و دانشجو محدود نخواهد بود. دوره های مشترک برخط، آزمایشگاه های مجازی، شبکه های پژوهشی دیجیتال، دسترسی مشترک به داده ها و استفاده از هوش مصنوعی برای ترجمه و همکاری علمی، امکان شکل گیری نسل تازه ای از روابط دانشگاهی را فراهم کرده اند.

این ظرفیت برای ایران اهمیت مضاعف دارد، زیرا بخشی از موانع ناشی از فاصله جغرافیایی و هزینه همکاری بین المللی را می توان از طریق زیرساخت های دیجیتال کاهش داد. دانشگاهی که بتواند شبکه علمی خود را هم زمان در فضای فیزیکی و دیجیتال گسترش دهد، دامنه اثرگذاری بین المللی بسیار وسیع تری خواهد داشت.

نقشه راه

برای تبدیل این ظرفیت به سیاست اجرایی، می توان به جای مجموعه ای پراکنده از اقدامات، یک مسیر سه مرحله ای تعریف کرد.

در کوتاه مدت، اولویت باید تدوین چارچوب ملی دیپلماسی دانشگاهی، انتخاب دانشگاه های دارای مزیت، تسهیل فرایندهای پذیرش و خدمات دانشجویان خارجی، تقویت دفاتر حرفه ای روابط بین الملل و ایجاد ارتباط منظم میان دانشگاه ها و دستگاه دیپلماسی باشد.

در میان مدت، ایجاد صندوق پروژه های مشترک منطقه ای، توسعه دوره های مشترک و دوگانه، راه اندازی شبکه جهانی فارغ التحصیلان خارجی دانشگاه های ایران و تعریف پروژه های مسئله محور در حوزه هایی چون آب، سلامت، انرژی، امنیت غذایی و هوش مصنوعی باید در دستور کار قرار گیرد.

و در بلندمدت، هدف باید شکل گیری چند برند علمی منطقه ای برای ایران باشد؛ به گونه ای که دانشگاه های منتخب کشور در حوزه هایی مشخص به مراکز مرجع منطقه ای آموزش، پژوهش و فناوری تبدیل شوند. هدف نهایی نباید صرفا افزایش تعداد دانشجوی خارجی یا تفاهم نامه باشد، بلکه باید افزایش سهم ایران از شبکه تولید و گردش دانش در منطقه باشد.

دانشگاه و آینده قدرت ملی

رقابت آینده کشورها تنها بر تعداد دانشگاه ها یا شمار مقالات علمی استوار نخواهد بود. آنچه اهمیت بیشتری پیدا می کند، توانایی کشورها در ایجاد شبکه های بین المللی دانش، جذب و تربیت استعداد، تبدیل پژوهش به فناوری و استفاده از ظرفیت علمی برای حل مسائل واقعی است.

برای ایران نیز دانشگاه می تواند هم زمان تولیدکننده دانش، تربیت کننده سرمایه انسانی، شریک صنعت، مشاور سیاست گذار، سازنده اعتماد و پل ارتباطی با نخبگان منطقه و جهان باشد. تحقق چنین نقشی مستلزم آن است که بین المللی سازی دانشگاه از مجموعه ای از فعالیت های پراکنده به بخشی از راهبرد توسعه ملی و سیاست خارجی کشور تبدیل شود.

آینده دیپلماسی تنها در اتاق های مذاکره شکل نمی گیرد؛ بخشی از آن در کلاس های درس، آزمایشگاه ها، مراکز نوآوری و شبکه های علمی دانشگاه ها ساخته می شود. اگر ایران بتواند این ظرفیت را در قالب نهادی منسجم، پروژه های مسئله محور و شبکه های پایدار بین المللی سازمان دهد، دانشگاه می تواند نه فقط تولیدکننده دانش، بلکه یکی از پیشران های قدرت ملی و دیپلماسی علمی ایران باشد.

* سرویس تبادلات دانشگاهی آلمان (DAAD – Deutscher Akademischer Austauschdienst): سازمان ملی آلمان برای حمایت از تبادلات دانشگاهی و همکاری های علمی بین المللی که در زمینه بین المللی سازی آموزش عالی، تبادل دانشجو و پژوهشگر و توسعه شبکه های علمی جهانی فعالیت می کند.

https://irna.ir/xjXXgx