روستاهای دور، الزاما روستاهای منزوی نیستند؛ بازاندیشی در مفهوم فاصله جغرافیایی

20 مرداد 1405 - خواندن 5 دقیقه - 18 بازدید

وقتی از یک روستای دورافتاده صحبت می کنیم، معمولا نخستین چیزی که به ذهن می رسد فاصله است؛ فاصله از شهر، بازار، مراکز خدماتی، دانشگاه، بیمارستان و فرصت های شغلی. در نگاه سنتی، هرچه فاصله یک روستا از شهر بیشتر باشد، انتظار داریم ارتباط آن با بیرون کمتر و در نتیجه، دسترسی ساکنان آن به فرصت ها و منابع نیز محدودتر باشد. اما آیا واقعا «دور بودن» به معنای «منزوی بودن» است؟

واقعیت روستاهای امروز پیچیده تر از این است.

روستا دیگر فقط یک نقطه روی نقشه نیست که میزان ارتباطش با جهان بیرون را بتوان صرفا با کیلومتر اندازه گیری کرد. در جهان امروز، جریان انسان ها، کالاها، پول، اطلاعات و فناوری می تواند مرزهای جغرافیایی را تا حد زیادی جابه جا کند. ممکن است روستایی از نظر مکانی دور باشد، اما از طریق تلفن همراه، شبکه های اجتماعی، مهاجرت اعضای خانواده، رفت وآمدهای روزانه، بازارهای شهری و ارتباطات اقتصادی، پیوندی عمیق با شهر و حتی با مکان هایی بسیار دورتر از خود داشته باشد.

اینجاست که مفهوم «روابط فرامحلی» اهمیت پیدا می کند.

زندگی یک خانوار روستایی فقط در همان جغرافیایی که در آن سکونت دارد اتفاق نمی افتد. بخشی از زندگی اقتصادی، اجتماعی و حتی فرهنگی آن ممکن است در مکان های دیگری جریان داشته باشد. فرزندی که برای تحصیل به شهر رفته است، عضوی از خانواده که در شهر دیگری کار می کند، پولی که از خارج از روستا به خانواده ارسال می شود، محصولی که در بازار شهری فروخته می شود، اطلاعاتی که از طریق اینترنت به روستا می رسد و حتی فناوری ای که شیوه تولید را تغییر می دهد، همه بخشی از زندگی روزمره روستا هستند؛ اما منشا آن ها لزوما در روستا نیست.

در چنین شرایطی، روستا را باید نه به عنوان یک فضای بسته، بلکه به عنوان گره ای در شبکه ای از جریان ها دید.

پژوهش درباره روابط فرامحلی در سکونتگاه های روستایی استان لرستان نیز نشان می دهد که ارتباط با بیرون از روستا صرفا یک ارتباط ساده نیست؛ این روابط می توانند بر دارایی هایی اثر بگذارند که خانوار روستایی برای ادامه زندگی و تامین معیشت خود به آن ها متکی است. یک جریان زمانی اهمیت واقعی پیدا می کند که بتواند به نوعی دارایی تبدیل شود.

برای مثال، اطلاعات به خودی خود سرمایه نیست؛ اما اگر اطلاعات مناسب درباره قیمت محصولات، فرصت های شغلی، روش های جدید تولید یا بازارهای فروش در اختیار یک خانوار قرار گیرد، می تواند قدرت تصمیم گیری و ظرفیت اقتصادی آن را افزایش دهد. همین طور ارتباط با افراد خارج از روستا زمانی اهمیت بیشتری پیدا می کند که بتواند دسترسی خانوار را به فرصت، حمایت، دانش یا منابع جدید فراهم کند.

بنابراین مسئله اصلی فقط این نیست که چه چیزی از بیرون وارد روستا می شود؛ مسئله مهم تر این است که روستا با این جریان ها چه می کند.

دو روستا ممکن است تقریبا به یک اندازه با شهر در ارتباط باشند، اما نتایج این ارتباط برای آن ها یکسان نباشد. یک روستا ممکن است بتواند جریان اطلاعات را به دانش، جریان پول را به سرمایه اقتصادی، ارتباطات اجتماعی را به حمایت و فناوری را به افزایش بهره وری تبدیل کند؛ در حالی که روستایی دیگر با وجود برخورداری از همان جریان ها، نتواند آن ها را به بهبود پایدار معیشت تبدیل کند.

پس فاصله جغرافیایی به تنهایی توضیح کاملی برای وضعیت روستا نیست.

شاید لازم باشد در برنامه ریزی روستایی نیز از این تصور فاصله بگیریم که توسعه صرفا با کاهش فاصله مکانی اتفاق می افتد. ساخت جاده و کاهش زمان دسترسی اهمیت دارد، اما کافی نیست. روستا باید بتواند در شبکه های اقتصادی، اجتماعی، اطلاعاتی و فناورانه نیز حضور داشته باشد. یک جاده خوب می تواند دسترسی را افزایش دهد؛ اما یک شبکه ارتباطی کارآمد می تواند فرصت ایجاد کند.

از این منظر، توسعه روستایی فقط به معنای نزدیک کردن روستا به شهر نیست؛ بلکه به معنای توانمند کردن روستا برای برقراری ارتباط موثر با جهان پیرامون و تبدیل این ارتباط به فرصت و سرمایه است.

شاید به همین دلیل باشد که در فهم روستاهای امروز، باید از خودمان بپرسیم:

روستا چقدر از شهر فاصله دارد؟

اما پرسش مهم تر این است:

روستا با جهان بیرون چقدر ارتباط دارد و از این ارتباط چه چیزی می سازد؟

فاصله را می توان با کیلومتر اندازه گرفت؛ اما انزوا را نه.

انزوا زمانی شکل می گیرد که جریان ها نتوانند به فرصت تبدیل شوند.

و شاید یکی از مهم ترین مسیرهای آینده توسعه روستایی، دقیقا از همین نقطه آغاز شود: تبدیل جریان به سرمایه.